چند روز پیش ویدیویی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که در آن والنتینا گومز، نامزد راست افراطی حزب جمهوری‌خواه در انتخابات کنگره آمریکا در ایالت تگزاس اقدام به سوزاندن و هتک حرمت به قرآن کریم می‌کند و به قول خودش می‌خواهد با این کار به اسلام پایان دهد. او در این ویدیوی توهین‌آمیز می‌گوید: «آمریکا یک ملت مسیحی است... فقط یک خدای حقیقی وجود دارد و آن خدای اسرائیل است.» این اولین باری نیست که چنین اقدام موهنی در کشورهای غربی رخ می‌دهد و جاهلان در سراسر دنیا به نام آزادی و به کام وحشی‌گری دست به چنین اقداماتی می‌زنند.

رفتار بزدلانه یک آمریکایی از ترس قدرت اسلام

آگاه: بسیاری فکر می‌کنند سابقه قرآن‌سوزی در غرب به حادثه ۱۱ سپتامبر برمی‌شود؛ درحالی‌که با نگاهی به تاریخ می‌بینیم که این رفتار وحشی و غیرمتمدنانه خیلی قبل‌تر از حادثه ۱۱ سپتامبر که در سال ۲۰۰۱ اتفاق افتاد هم رخ‌داده بود.  قرآن سوزی به‌طور رسمی در مغرب زمین و در راستای دشمنی با اسلام انجام شد. این گونه رفتارها سابقه‌ای طولانی در غرب دارند که می‌توان آن را به زمان جنگ‌های صلیبی بازگرداند. پس از دوره «جنگ‌های جنبش استرداد در اندلس» در سال‌های (۱۴۹۸-۱۵۰۰) شهرهای والنسیا و تولدو شاهد آتش‌زدن نسخه‌های قرآن کریم قبل از کنترل رسمی بر انتشار قرآن در اندلس از اواسط قرن شانزدهم بودند.
نزدیک به ۱۰۰ سال پیش وقتی که بوداییان میانمار، مشغول آزار و اذیت مسلمانان میانمار بودند، هزاران مسلمان طیان آزار و اذیت‌ها کشته شدند و قرآن‌های بسیاری نیز سوزانده شد. این اتفاقات حد فاصل سال‌های ۱۹۳۰ تا ۲۰۱۰ رخ داد و پس از آن در فاصله سال‌های ۱۹۲۲ تا ۱۹۹۲ که اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی در آن منطقه حاکم بود، بنا به سیاست ضددینی لنین و استالین، هزاران مسجد تعطیل و قرآنهای بسیاری سوزانده شد.
با گذشت زمان این رفتار ضددینی به بسیاری از کشورهای غربی که داعیه آزادی بیان دارند هم کشیده شد و نتیجه اینکه بروز چنین رفتارهایی در چند دهه اخیر در غرب سرعت گرفت، به‌خصوص بعد از حملات ۱۱ سپتامبر که عده‌ای این حمله را منسوب به مسلمانان دانستند.
یکی از وحشیانه‌ترین اقداماتی که در سال‌های اخیر رخ داد به آتش کشیده‌شدن قرآن توسط تری جونز یک کشیش آمریکایی بود که با واکنش‌های گسترده‌ای مواجه شد. سوزاندن قرآن در کشورهای اروپایی مثل هلند، سوئد و دانمارک نیز در سال‌های اخیر توسط افراد مختلفی رخ داد و همه این رفتارها با هدف اسلام‌ستیزی، اسلام‌هراسی و کم‌کردن تعداد مسلمانان رخ داد و هیچ‌کدام از این اهداف هم نه‌تنها محقق نشد؛ بلکه برعکس هرسال به تعداد مسلمانان سراسر دنیا اضافه می‌شود و براساس گزارشی که در سال ۲۰۱۷ از سوی دیلی اکسپرس (Daily Express) منتشر شد، جمعیت مسلمانان جهان در سال ۲۰۳۰ از مرز دو میلیارد نفر می‌گذرد. همچنین در ادامه این گزارش آمده است که در سال ۲۰۵۰ از هر سه سوئدی، یک نفر مسلمان خواهد بود و به‌زعم بسیاری از تحلیل‌گران و جامعه‌شناسان، این گزارش خود یکی از دلایل اصلی افزایش اقدامات اسلام‌ستیزانه در غرب است.
اصغر منتظرالقائم، استاد گروه تاریخ و ایران‌شناسی دانشگاه اصفهان درباره رفتارهایی ازقبیل رفتار نماینده کنگره آمریکا می‌گوید: چنین رفتارهایی به‌خوبی نشان می‌دهد که غربی‌ها برخلاف ادعای خردورزی، نمی‌توانند اهداف خود را با منطق و گفت‌وگو پیش ببرند و متوسل به خشونت، اعمال وحشیانه و توهین به بیش از دو میلیارد مسلمان شده‌اند. به‌خوبی روشن است که اگر آنان اهل منطق و گفت‌وگو بودند دست به چنین کاری نمی‌زدند، زیرا خردمندان دست به رفتار زشت و پلید نمی‌زنند و همواره در  رفتارشان معقول است. تاریخ به ما نشان داده چنین اعمال خشونت‌بار ضددینی چیزی جز به ضرر هتاکان و به نفع اسلام نخواهدداشت. وی افزود: این اقدامات نشان می‌دهد که در زیر پوسته این جریان دست‌های جنایت‌کار صهیونیست و فاشیسم مشترک آلوده به این اقدامات است. زیرا آنان موج اسلام‌گرایی اخیر اروپا و فشارهای جنگ اوکراین و کمبود منابع انرژی و سوءاستفاده آمریکا از این موقعیت را تقصیر مسلمانان می‌گذارند. همان‌گونه که قرآن اشاره دارد خداوند هرگز سخن بیهوده نمی‌گوید و هرچه دشمنان اسلام کید و مکر کنند، خداوند در مقابل به آنان مکر خواهد زد (سوره طارق، ۱۳ تا ۱۷) و نبرد حق و باطل همواره تاریخ بوده و خواهد بود ولی خداوند وعده داده مجاهدان را دست‌شان را خواهد گرفت و در راه جهاد فرهنگی آنان را هدایت خواهد کرد (عنکبوت، آیه ۶۹) و خداوند می‌فرماید: که ما قرآن را نازل کردیم و از آن محافظت خواهیم کرد (حجر، ۹)
منتظرالقائم در ادامه توضیح داد: به‌طورکلی می‌توان گفت اسلام‌شناسان و مستشرقان سه نگاه و گفتمان در مورد قرآن و رسول‌الله (ص) داشته‌اند:
نگاه قرون وسطایی: از سوی اسلام‌شناسان مغرض که تحت تاثیر جنگ‌های صلیبی، تصویری منحرف، آشفته و موهن همراه با تهمت از شخصیت رسول‌الله (ص) ارائه می‌کنند و خواهان احیای روح صلیبی هستند. ازجمله اینان ویلیام تکری و ویلیام موئیر هستند. این دو در نیمه قرن نوزده میلادی محمد رسول‌الله (ص) را مردی هوسران و پایبند به امیال شهوانی و جاه‌طلب معرفی می‌کنند. ویلیام موئیر در کتاب چهارجلدی خود تحت عنوان «حیات محومِت» می‌نویسد: «اما در مدینه وضعیت تغییر می‌کند. در آنجا قدرت دنیوی و جاه‌طلبی و ارضای نفس به‌سرعت با هدف سترگ زندگی پیامبر (ص) به هم می‌آمیزند و همه اینها با روش‌های دنیوی به دست می‌آید.» این نگاه ناشی از تعصب، جهالت، هوی‌وهوس، عدم‌اطلاع لازم از منابع اسلامی و اهل‌بیت (ع)، قدرت‌طلبی، حسادت، فتنه‌جویی، بسط قدرت سیاسی و تفکر جنگ صلیبی در اروپا بود.
 رویکرد شبهه‌پراکنی: گروه دیگر از محققان اروپایی در تحقیقات دانشگاهی خود به دلیل عدم‌دسترسی به منابع اصیل و آگاهی کم از قرآن و سیره و منابع اهل‌بیت (ع) شبهاتی را طرح کردند، ازاین‌گونه افراد جان ناس، محقق ادیان بود که آن حضرت را پیامبر شمشیر معرفی می‌کند یا رابرت هیوم که از روی تعصب مسیحی، آن حضرت را یک آدم مستبد و تحکم‌کننده و جنگجوی معرفی می‌کند و می‌نویسد: «گاهی مواقع او یک فرد کینه‌جو و انتقام‌جو به‌نظر می‌رسید. بعضی مواقع حتی نسبت به رقبا و دشمنان خود بسیار مهربان و رئوف بود.» این گروه با روش گزینشی و جزئی‌نگر همه عوامل موثر در یک حادثه و پیرامون آن را نمی‌بیند و گزینشی و جزئی‌نگر به مطالعات اسلامی می‌پردازند؛ درحالی‌که اسلام یک مجموعه پیوسته به هم است و محققان این مجموعه به‌هم‌پیوسته را جزئی دیده‌اند. مثلا هنگام بحث از جهاد، اسلام را دین جنگ و شمشیر معرفی می‌کنند. درحالی‌که اسلام بحث دفاع در برابر فتنه و تجاوز را دارد و اگر در سوره بقره می‌فرماید: کتب علیکم القتال و هوکره لکم و عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبو شیئا و هو شر لکم ولی در مجموعه این مبحث دفاعی می‌فرماید: لاینهاکم الله عن الذین لم یقاتلونکم فی الدین و لم یخرجوا کم من دیارکم ان تبروهم و تقسطوا الیهم ان الله یحب المقسطین (ممتحنه، آیه ۸) خداوند شما را از نیکوکاری درباره کسانی که با شما بر سر دین جنگی نمی‌کنند و شما را از وطنتان آواره نمی‌سازند، نهی نکرده است؛ یا می‌فرماید: وان جنحوالسلم فاجنح لها (انفال/۶۱): و اگر دشمنان به صلح  تمایل داشتند تو نیز مایل به صلح باش و کار خود به خدا واگذار که خدا شنوا و داناست  یا می‌فرماید: عسی اللهان یجعل بینکم و بین الذین عادیتم منهم موده والله قدیر و اله غفور رحیم (ممتحنه،۷). امید است خداوند دوستی میان شما و دشمنانتان برقرار کند و خدا بر هر کاری قادر و رحیم و مهربان است و در فرمانی طلایی می‌فرماید: وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکینَ اسْتَجَارَک فَأَجِرْهُ حَتَّی یسْمَعَ کلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِک بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا یعْلَمُونَ (توبه/۶) و اگر یکی از مشرکان به تو پناه آورد (که از دین آگاه شود) بدو پناه ده تا کلام خدا بشنود و پس از شنیدن سخن خدا او را به مامن و منزلش برسان، زیرا که این مشرکان مردمی نادان‌اند.
نگاه تحقیقی: محققان و دانشمندان منصف و آزادی‌خواه که در تحقیقات خود شخصیت حضرت محمد (ص) را مثبت ارزیابی کرده و آثار و تحقیقاتی به دفاع از آن حضرت نگاشتند، افرادی همچون کارلایل، فیلسوف و محقق اسکاتلندی بود که با دقت به شخصیت محمد (ص) و رسالت وی، تاثیر او بر تاریخ و اهمیت او در تحکیم و تثبیت مفهوم یکتاپرستی می‌پردازد. کارلایل معتقد است محمد (ص) در سراسر عمر علیه خشونت و بی‌بندوباری، خودکامگی، جاه‌طلبی و بی‌عدالتی جنگیده بود. محمد (ص) قوانین مدنی و اخلاقی را عرضه کرد تا وحشیگری و ددمنشی را براندازد و بی‌قانونی و هرج‌ومرج را با نظم و تمدن جایگزین سازد. در سده بیستم مستشرقانی همچون همیلتون گیب و ویلیام مونتگمری وات محقق و مورخ اسکاتلندی در سه کتاب محمد در مکه، محمد در مدینه و اسلام و مسیحیت در عصر حاضر، ماریا ریلکه، مایکل هارت در کتاب ۱۰۰، آروی سی بادلی نسبتا با نگاه معتدل و با دید مثبت در نگارش آثار خود شکلی منصفانه و علمی عمل کرده‌اند. اما همچنان تعدادی از آنان دراین‌باره غرض‌ورزی داشته‌اند. این نگاه مثبت و تمجیدها به دلیل فهم منابع اسلامی و آشنایی با قرآن بوده است و افرادی همچون. هانری کُربَن، ویلفرد مادلونگ، آنه ماری شیمل، جان دیون پورت و پزشک جراح فرانسوی موریس بوکای و اخیرا جان تولن در کتاب چهره محمد در اروپا و استفن برگ در کتاب حضرت محمد و پیام‌های الهی در زمره این محققان بودند. شیمل درباره آن حضرت در کتاب ابعاد عرفانی اسلام تلاش دارد که اهمیت هسته شخصیت رسول‌الله (ص) را در تفکر و شیوه عمل اسلامی نشان دهد که محمد (ص) به‌عنوان شخصیت اصلی مذهبی در اسلام چقدر مورد تقدیس و احترام است. در نظر اکثریت مسلمانان سرمشقی است برای چگونه زیستن سرچشمه‌ای که از آن فیض الهی و رستگاری جاری است. بادلی درباره رسول‌الله (ص) می‌نویسد: «بسیار خوش‌خو و خوش‌رو بود و خود را پیشوای قوم می‌دانست، اما هرگز مغرور و خودستا نبود و هیچ‌گاه در راه ایجاد کاخ و دربار نکوشید. او هرگز کسی را وادار به این اعتقاد نکرد و مدعی نشد که از توانایی شگفت‌آور فراطبیعی نظیر خدا برخوردار است. وی اروپاییان را به خاطر انکار شخصیت محمد (ص) به‌عنوان پیامبری دروغین ملامت و سرزنش می‌کند و معتقد است که باید از خود پرسید چطور یک شیاد قادر است آیینی از خود به‌جای گذارد که پس از وی این‌چنین بالندگی و بسط و توسعه بیابد.» بدین‌سان با گفت‌وگو در یک فضای آکادمیک عقلانی می‌توان راهکاری لازم را برای جلوگیری از این پدیده شوم تدوین کرد.
نکته مهم و پایانی که باید به آن توجه داشت این است که اقداماتی مثل به‌آتش‌کشیدن قرآن، توهین به پیامبر و موارد مشابه دیگر با مضمون اهانت به دین، مغایر با مفاد ۱۹ و ۲۰ میثاق نامه بین‌المللی حقوق مدنی و متعارض با قطعنامه شورای حقوق‌بشر در مخالفت با تحریک براساس مذهب است و نوعی نقض حقوق‌بشر آشکار قلمداد می‌شود. اما از آنجا که نهادهای بین‌المللی وقتی پای کشورهای غربی به میان می‌آید همه مفاد قانونی را زیرپا می‌گذارند در مورد این گونه رفتارها هم هیچکدام از نهادهای بین‌المللی واکنش جدی و تاثیرگذار نداشتند و در بسیاری از مواقع حتی یک واکنش ساده هم نسبت به ان اتفاقات نشان ندادند اما این مجموعه رفتارهای وحشی‌گرانه و ضداسلام مجموعا گواه یک چیز است و آن هم اینکه هرچقدر رفتارهای اسلام‌هراسانه بیشتر می‌شود به پیروان دین اسلام اضافه می‌شود و همه این رفتارها برآمده از قدرت اسلام است.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.