هفدهم دی ۱۳۱۴ در تقویم پهلوی، روز «آزادی زن» نامیده می‌شد؛ روزی که رضاشاه با حضور در دانشسرای مقدماتی تهران، فرمان کشف حجاب را رسمیت بخشید و آن را گامی ضروری برای ورود ایران به دروازه‌های تمدن دانست. تمدنی که در حافظه جمعی جامعه ایران، جز یادآور وحشت، خانه‌نشینی و خشونت دولتی نیست. رویدادی که شاه می‌خواست نماد تجدد و پیشرفت باشد، حالا از آن به عنوان یکی از ناخواسته‌ترین اتفاقات از سوی مردم و بزرگ‌ترین تراژدی‌های فرهنگی معاصر یاد می‌شود.

شکست یک ضد فرهنگ

آگاه: بقای حجاب در ایران، نه یک تصادف تاریخی، بلکه واکنش طبیعی یک ارگانیسم فرهنگی کهن به یک تجدد آمرانه و وارداتی بود؛ واکنشی که نشان داد ریشه‌های فرهنگی، سرسخت‌تر از سرنیزه‌های قانونی هستند. کشف حجاب یک تصمیم آنی نبود، بلکه حلقه نهایی از زنجیره‌ای بود که با قانون اتحاد شکل لباس ۱۳۰۷ آغاز شد. حکومت پهلوی که نوسازی را در یکسان‌سازی ظاهری می‌دید، ابتدا با حذف لباس‌های بومی و اجباری کردن کلاه پهلوی و سپس کلاه شاپو برای مردان، بدن شهروند ایرانی را به ابژه‌ای برای اعمال قدرت تبدیل کرد.

تاثیر سفر ترکیه و سوغات آتاتورک
بسیاری از مورخان، نقطه عطف این تصمیم را سفر رضاشاه به ترکیه در سال ۱۳۱۳ می‌دانند. رضاشاه که مجذوب اصلاحات مصطفی کمال پاشا (آتاتورک) شده بود، در بازگشت به ایران با نگاهی تحقیرآمیز به پوشش زنان ایرانی نگریست. او در گفت‌وگو با نخست‌وزیر وقت، محمود جم، جمله‌ای کلیدی دارد که عمق نگاه سطحی او به مقوله پیشرفت را نشان می‌دهد: «نزدیک دو سال است که این موضوع ـ کشف حجاب ـ سخت فکر مرا به خود مشغول داشته است... دیگر از هر چه زن چادری است بدم آمده است. اصلا چادر و چاقچور، دشمن ترقی و پیشرفت مردم است. درست حکم یک دمل را پیدا کرده که باید با احتیاط به آن نیشتر زد و از بین برد.»
رضاشاه چادر را نه یک انتخاب فرهنگی یا باور دینی، بلکه یک بیماری می‌دید که نیازمند جراحی است. این نگاه دستوری به فرهنگ، مجوز استفاده از خشونت را صادر کرد. تفاوت ظریف اما مهم این بود که آتاتورک با وجود نگاه سکولاریسم خود، همسرش «لطیفه خانم» را مجبور به کشف حجاب نکرد اما رضاشاه تصمیم گرفت این پروژه را با خانواده خود آغاز کند تا راه را برای اجبار عمومی هموار سازد.

نمایش تجدد در دانشسرا
در روز ۱۷ دی ۱۳۱۴، مراسم فارغ‌التحصیلی دختران در دانشسرای مقدماتی تهران، به صحنه نمایش قدرت حکومت بدل شد. رضاشاه به همراه همسرش تاج‌الملوک و دخترانش شمس و اشرف، بدون حجاب در مراسم حاضر شدند. علی‌اصغر حکمت، وزیر معارف و معمار فرهنگی این پروژه، صحنه‌گردان اصلی بود.
شاه در سخنرانی خود در این مراسم، دوقطبی حجاب/دانش را ترسیم کرد و گفت: «من بی‌اندازه خوشحالم زنانی را در اینجا می‌بینم که در نتیجه تحصیل و آموختن دانش آمده‌اند وضع و موقعیت حقیقی خود را ببینند... زنان کشور ما به علت کنار ماندن از جامعه قادر نبودند استعداد و لیاقت ذاتی خود را نشان دهند.»
این امر نشان می‌دهد که رضاه شاه تلاش می‌کرد حجاب را مانع ذاتی دانش معرفی کند. این در حالی بود که بخش بزرگی از زنان جامعه که تمایل به تحصیل داشتند، دقیقا به دلیل همین سیاست حذف حجاب، از سیستم آموزشی طرد شدند. در واقع، فرمانی که ادعای باز کردن درهای جامعه به روی زنان را داشت، عملا قفل بزرگی بر در خانه‌ها زد و زنان سنتی را به انزوای مطلق کشاند!

خشونت سیستماتیک و بروز مقاومت مدنی
پس از ۱۷ دی، دستگاه شهربانی (نظمیه) و وزارت داخله ماموریت یافتند تا تمدن را با زور به مردم تحمیل کنند. اسناد تاریخی تصویری هولناک از این دوران ارائه می‌دهند. خشونت تنها مختص طبقات پایین نبود. محسن صدر، وزیر عدلیه وقت در کتاب خاطرات خود می‌نویسد که چگونه شاه وزرا را مجبور کرد تا با همسران بی‌حجاب خود در میهمانی‌ها شرکت کنند. صدرالاشراف می‌گوید: «شاه برای اینکه مردم عادت کنند امر کرد وزرا هر کدام در وزارتخانه خود یا در کلوب ایران جشن بگیرند و از افراد آن وزارتخانه و رجال دعوت کنند که با خانم‌های خود در آن جشن حاضر شوند. ابتدا در وزارت جنگ این امر اجرا شد و خود شاه هم در آن جشن حاضر شد، زن‌های افسران طوعا و کرها حاضر شدند و سایر وزرا هم شروع کردند. همین که یکی، دو وزارتخانه جشن گرفت، روزی شاه در هیات دولت گفت وسیله‌ای فراهم بیاورید که من خودم هم با دخترهای خود بدون حجاب حاضر شوم.
حکمت، وزیر فرهنگ گفت برای جشن توزیع دیپلم در مدارس دخترانه مناسب است شاه تشریف‌فرما شوند. شاه پسندید و قرار شد در آن جشن حاضر شود و گفت وزرا و معاونین و مدیر کل‌ها باید با خانم‌های خود حاضر شوند. این امر برای من اشکال زیاد داشت زیرا خانم من به هیچ‌وجه حاضر نبود. حتی به من گفت مرا طلاق بده و از این امر معاف بدار.
من توسط شکوه‌الملک، رئیس دفتر مخصوص به شاه پیغام دادم که خانم من مریض است و نمی‌تواند حرکت کند جواب داد که خود شما حاضر شوید ولی این عذر را به سایر وزرا بگویید. این مرحله هم گذشت. چند روز بعد شاه به من گفت نوبت جشن در وزارت عدلیه چه وقت خواهد بود؟ من گفتم جمعیت اعضای عدلیه زیاد و دو قسم هستند: قسمتی اعضای اداری و جمعی قضات هستند که در بین آنها اشخاص عالم و پیرمرد است. مناسب می‌دانم که مجلسی فراهم کنم که اول اعضای اداری و بعد نوبت دوم قضات. شاه گفت مناسب نیست و کار را باید از نقطه مشکل شروع کرد تا دیگران حساب کار خود را بکنند.
من ناچار شدم و مجلسی در کلوب ایران که وسعت زیاد داشت فراهم کرده و دعوت کردم ولی در خانه من حالت عزا بود ناچار شب وقتی عده زیادی از اعضا و سایرین آمده بودند، خانم من با کراهت با دخترهایم حاضر شدند و از مدعوین پذیرایی شد. اما بعد از مراجعت از آنجا خانم من مریض شد و دیگر از آن خانه بیرون نیامد تا در مدت یک سال بعد فوت شد و جنازه او بیرون رفت...»
در سطح خیابان، خشونت عریان‌تر بود. پاسبان‌ها دستور داشتند روسری و چادر را از سر زنان بکشند. روایتی از شهر ری وجود دارد که پاسبانی به نام غلامرضا با خشونتی وصف‌ناپذیر به زنان حمله می‌کرد و حتی روسری پیرزنان را پاره می‌کرد. این رفتارها باعث شد پلیس که باید حافظ امنیت باشد، به عامل اصلی ناامنی برای زنان تبدیل شود.
آیت‌الله مهدوی‌کنی در خاطرات خود نقل می‌کند که معماری خانه‌ها تغییر کرد و راه‌های مخفی و دریچه‌هایی بین پشت‌بام‌ها ایجاد شد تا زنان بتوانند بدون ورود به خیابان و مواجهه با پاسبان‌ها، به حمام یا خانه اقوام بروند. کتاب «ننگ‌سالی» نوشته فائزه دره‌گزنی در انتشارات راهیار نیز روایاتی از اصفهان را ثبت کرده که نشان می‌دهد چگونه زنان برای سال‌ها از خانه خارج نشدند تا عفت خود را حفظ کنند.
رنج‌نامه زنان یزد
شاید گویاترین سند درباره ماهیت این آزادی، نامه‌ای باشد که زنان یزد در سال ۱۳۲۰ پس از سقوط رضاشاه به مجلس شورای ملی نوشتند. آنها در این نامه که حکم کیفرخواست علیه دوران رضاشاه را دارد، می‌نویسند: «...خدا شاهد است از فحاشی و کتک زدن و لگد زدن هیچ مضایقه نکرده و نمی‌کنند... چقدر زن حامله یا مریضه به واسطه لطمات و صدمات که از طرف پاسبان‌ها به آنها رسیده جان سپردند... اگر یک نفر از ماها با روسری یا چادر نماز به دست یک پاسبان می‌افتاد، مثل اسرای شام با ما رفتار می‌کردند...»
استفاده از تعبیر اسرای شام نشان‌دهنده عمق نگاه مذهبی زنان و تشبیه حکومت وقت به حکومت‌های ظالم در تاریخ تشیع بود. زنانی که حکومت مدعی آزاد کردنشان بود، خود را اسیر و کتک‌خورده می‌یافتند.

چرا حجاب باقی ماند؟
سوال کلیدی این است که چرا با وجود ۶ سال فشار مداوم (۱۳۲۰-۱۳۱۴)، این سیاست شکست خورد؟ اول اینکه حجاب برای زن ایرانی تنها یک تکه پارچه نبود؛ بلکه گره‌خورده با مفاهیم عصمت، شرافت و دین بود. رضاشاه با حمله به چادر، در واقع به حریم خصوصی و بخشی جدی از هویت زنانه و حتی مردانه جامعه هجوم برده بود. این تهاجم باعث شد که حفظ حجاب به یک سنگر مقاومت تبدیل شود.
گذشته از آن، کانون بانوان و تبلیغات مطبوعاتی نتوانستند فراتر از لایه نازکی از طبقه روشنفکر نفوذ کنند. زبان حکومت، زبان زور بود و پاسخ فرهنگ به زور، انعطاف در ظاهر و مقاومت در باطن است. زنان در ظاهر کلاه می‌گذاشتند اما در اولین فرصت به پوشش خود بازمی‌گشتند. همچنین، با وجود سرکوب شدید مانند فاجعه مسجد گوهرشاد، شبکه روحانیت و هیات‌های مذهبی همچنان مرجعیت فکری مردم را در دست داشتند. فتواهای مراجع که کشف حجاب را حرام می‌دانستند، مشروعیت قانون شاه را باطل می‌کرد.

شهریور ۱۳۲۰ و رفراندوم خیابانی حجاب
آزمون نهایی سیاست‌های فرهنگی رضاشاه، شهریور سال ۱۳۲۰ بود. با اشغال ایران توسط متفقین و تبعید دیکتاتور، فشار پلیس برداشته شد. نتیجه حیرت‌انگیز بود؛ زنان بلافاصله و به صورت خودجوش چادرها را بر سر کردند. این بازگشت چنان سریع بود که روزنامه‌های روشنفکری آن زمان با خشم از این اتفاق نوشتند. این بازگشت، نه به دستور حکومت جدید، بلکه برخاسته از خواست قلبی جامعه بود. درخواست‌های مکرر علما مانند نامه آیت‌الله بروجردی و آیت‌الله خوانساری و فشار افکار عمومی، سرانجام دولت محمدرضا پهلوی را مجبور کرد در سال ۱۳۲۳ قانون کشف حجاب را رسما لغو کند.
تاریخ ۱۷ دی ۱۳۱۴، درسی بزرگ در جامعه‌شناسی سیاسی ایران است. این واقعه نشان داد که مهندسی اجتماعی بدون در نظر گرفتن ریشه‌های فرهنگی، محکوم به شکست است. رضاشاه توانست لباس‌ها را پاره کند اما نتوانست باورها را تغییر دهد. حجاب در ایران از بین نرفت، زیرا ریشه در اعماق باورهایی داشت که سرنیزه‌های نظمیه به آن نمی‌رسید. آنچه باقی ماند، شکافی عمیق میان دولت و ملت بود؛ زخمی که هرگز به طور کامل التیام نیافت و بستری برای تحولات بعدی تاریخ معاصر ایران شد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.