۲۱ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۱۹
کد خبر: ۱۹٬۵۲۹

مسئله اعتراضات اجتماعی یکی از کانونی‌ترین موضوعات در اندیشه سیاسی معاصر است و مواجهه نظام‌های سیاسی با آن، شاخصی مهم برای ارزیابی کارآمدی، مشروعیت یا عدم مشروعیت آنها به شمار می‌رود.

آگاه: در منظومه فکری رهبر انقلاب اعتراضات اجتماعی نه به مثابه پدیده‌ای ذاتا منفی، بلکه به عنوان واقعیتی اجتماعی با کارکردهای متفاوت تفسیر می‌شود که ارزیابی آن وابسته به ماهیت، روش، اهداف و پیامدهاست.
۱: تفکیک مفهومی اعتراض و اغتشاش
یکی از محورهای بنیادین در بیانات رهبری، تفکیک روشن میان «اعتراض» و «اغتشاش» است؛ تفکیکی که واجد بار نظری و کارکردی مهم در فهم سیاست داخلی است. اعتراض در این چارچوب، کنش اجتماعی است که می‌تواند در راستای اصلاح ساختارها، انتقال مطالبات و هشدار به نهادهای حکمرانی ایفای نقش کند، مشروط برآنکه در چارچوب قانون، عقلانیت جمعی و حفظ نظم عمومی صورت پذیرد و نکته مهمی که رهبر انقلاب در دیدار اخیر به آن اشاره کرده‌اند آنکه حرف معترضین باید شنیده شود و در مقابل، اغتشاش به عنوان کنشی مخرب، مبتنی بر خشونت، بی‌ثبات‌سازی و نقض امنیت عمومی تعریف می‌شود که نه تنها واجد کارکرد اصلاحی نیست، بلکه ظرفیت تخریب سرمایه اجتماعی و مشروعیت نهادی را نیز داراست و مجدد رهبری در دیدار اخیر به آن اشاره داشتند و فرمودند «کسی که اغتشاش را انجام می‌دهد باید سرجایش نشاند.»
۲: اعتراض به مثابه سازوکار اصلاح درون سیستمی
در نگاه رهبری، پذیرش اصل اعتراض ناظر بر نوعی «اصلاح‌پذیری درون سیستمی» است. تاکید بر شنیدن صدای مردم، رسیدگی به مشکلات معیشتی و مبارزه با ناکارآمدی و فساد، نشان‌دهنده آن است که اعتراضات قانونی می‌تواند بخشی از چرخه بازخورد در نظام حکمرانی باشد. از این منظر اعتراض نه نشانه فروپاشی، بلکه می‌تواند علامت حیات اجتماعی و پویایی سیاسی تلقی شود.
۳: اغتشاش و مسئله امنیت ملی
در سوی دیگر، اغتشاش در اندیشه رهبر انقلاب اسلامی در پیوند مستقیم با مقوله امنیت ملی تحلیل می‌شود. تخریب اموال عمومی، تعرض به جان شهروندان و ایجاد ناامنی، از سطح کنش اجتماعی فراتر رفته و به حوزه تهدیدهای ساختاری وارد می‌شود. تاکید مکرر بر نقش عوامل خارجی، جنگ شناختی و بهره‌برداری دشمنان از نارضایتی‌های اجتماعی نشان می‌دهد که اغتشاش در این گفتمان، پدیده‌ای صرفا داخلی تلقی نمی‌شود، بلکه در چارچوب منازعات کلان قدرت و فشارهای بین‌المللی معنا می‌یابد.
۴: دلالت‌های نظری برای حکمرانی
برآیند این نگاه، ارائه الگویی دو وجهی از مواجهه با اعتراضات است. از یک سومسئولیت پذیری حاکمیت در قبال مطالبات مشروع مردم و ضرورت اصلاح ساختارها و از سوی دیگر، لزوم اعمال اقتدار قانونی در برابر خشونت و بی‌ثبات‌سازی. این الگو تلاش می‌کند میان «آزادی بیان اعتراض» و «صیانیت از نظم و امنیت عمومی» توزان برقرار کند.
 در نتیجه‌گیری باید گفت: مجموعه مواضع رهبر جمهوری اسلامی ایران درباره اعتراضات و اغتشاشات را می‌توان در قالب یک چارچوب تحلیلی مبتنی بر عقلانیت سیاسی، امنیت ملی و اصلاح پذیری نظام تفسیر کرد. در این چارچوب، اعتراض مشروع ابزاری برای بهبود حکمرانی و اغتشاش، پدیده‌ای مخرب و ضد اصلاح تلقی می‌شود. فهم این تمایز، شرط لازم برای تحلیل واقع‌بینانه تحولات اجتماعی و سیاسی معاصر است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.