این روزها همه‌جا صحبت از اعتراض و اغتشاش است و گاه این دو به اشتباه هم جای یکدیگر استفاده می‌شوند درحالی‌که معنا، آداب و فرهنگ این دو با یکدیگر خیلی فرق دارد و باید میان این دو مفهوم تمییز قائل شد. بعد از اغتشاشات و ناآرامی‌های اخیر که در کشور رخ داد، تقریبا تمامی مسئولان کشور در سخنرانی‌های خود بیان کردند که حق اعتراض، برای مردم قائل‌اند و صدای اعتراض‌شان را می‌شنوند. از رئیس جمهوری تا نمایندگان مجلس همگی تاکید کردند که مردم ناراضی، حق دارند اعتراض کنند.

نگاهی به فرهنگ اعتراض

آگاه: ابتدا باید لغت اعتراض را تعریف کرد: اعتراض به معنای انتقاد کردن، ایراد گرفتن، واخواهی است. در واقع فرد یا گروهی که به یک عمل یا رفتاری انتقاد داشته و آن انتقاد یا اشکال متوجه مقام مسئول چه رسمی چه غیررسمی باشد و پاسخ داده نشود، این حق برای فرد و گروه معترض وجود دارد که مطالبه‌گری کرده و با برپایی تجمعی میدانی، به‌صورت علنی با صدای بلند خواسته خود را به گوش مسئولین و قصور کنندگان برسانند، به امید حل شدن آن مسائل مورد اعتراض، می‌توان گفت، اعتراض اجتماعی و سیاسی مردمی نشانه پویایی و دغدغه‌مند بودن جامعه است که در دین ما هم به آن تاکید شده است که نسبت به اطرافیان و حق خود بی‌تفاوت نباشید و حق خود را حتی شده با دادوفریاد بگیرید. در جامعه گاهی همین اعتراضات می‌تواند منجر به تصمیم‌سازی صحیح مسئولین شود و به حل مشکلات هم بینجامد. اغتشاش، اما در لغت به معنای آشوب،بلبشو وشورش است؛ در واقع اغتشاش در مقابل اعتراض است. شما در اعتراض خواهان اصلاح و حل مشکلات سیاسی و اجتماعی هستید؛ ولی در اغتشاش گروه اغتشاشگر در پی آشوب و اختلال و بلبشو و هرج‌ومرج اجتماعی و سیاسی هستند و هدف‌شان چیزی جز خرابی و هوچی‌گری نیست و هیچ مشکلی از کشور را حل نمی‌کنند.

خلأ در قانون اساسی در مورد موضوع اعتراضات مردمی
طبق اصل ۲۷ قانون اساسی، «تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها، بدون حمل سلاح، به‌شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.» افراد و جمعیت‌ها می‌توانند و حق‌دارند که سخن خود و مطالبه خود را در اجتماعات مختلف و راهپیمایی‌ها بیان کنند. حکومت هم موظف است که امنیت این راهپیمایی‌ها را تامین کند. به‌موجب بند ۷ از اصل سوم قانون اساسی، تامین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی از وظایف حکومت است. در این بند، کلمه «تامین» به معنی فراهم کردن نیست بلکه ایجاد امنیت، به معنای دقیق کلمه «تامین» به‌کاررفته است. بنابراین حکومت موظف است که برای راهپیمایی‌های مردم ایجاد امنیت کند مثل حمایت از اعتراضات مردمی مال‌باختگان و بازنشستگان کنار مجلس شورای اسلامی.
بسیاری از حقوقدانان معتقدند که نبود قانون عادی شفاف برای اجرای اصل ۲۷، یکی از دلایل اصلی بروز تنش میان معترضان و حاکمیت است. به‌بیان‌دیگر، قانون اساسی حق اعتراض را به رسمیت شناخته اما سازوکار اجرایی آن مبهم باقی‌مانده است. در کنار اصل ۲۷، قوانین کیفری متعددی وجود دارند که در مواجهه با اعتراضات مورد استناد قرار می‌گیرند؛ ازجمله قوانین مربوط به «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور»، «اخلال در نظم عمومی» و «تخریب اموال عمومی». فعالان سیاسی بارها هشدار داده‌اند که استفاده گسترده از این عناوین می‌تواند مرز میان اعتراض و اغتشاش را کمرنگ کند. برخی نمایندگان مجلس در دوره‌های مختلف پیشنهاد داده‌اند که قانون مشخصی برای تجمعات اعتراضی تصویب شود تا هم حقوق معترضان حفظ شود و هم تکلیف نیروهای انتظامی روشن باشد. بااین‌حال، این پیشنهادها تاکنون به نتیجه عملی نرسیده‌اند.
محمود میرلوحی، فعال سیاسی و عضو سابق شورای شهر دراین‌باره می‌گوید: مسیر اعتراضات در کشور مانند آنچه در قانون اساسی ذکر شده است، هموار نیست، بنابراین زمانی که اعتراضاتی شکل می‌گیرد، با اختلال همراه می‌شود؛ گروه‌های مختلف به آن می‌پیوندند و مسیر را گل‌آلود می‌کنند. مثلا در اتفاقات اخیر، متاسفانه رفتار ترامپ و نتانیاهو باعث شد خیلی سریع فضا تند و حتی پهلوی نیز وسوسه شود که از این آب گل‌آلود، صیدی داشته باشد!
وی ادامه داد: زمانی که اعتراضی شکل می‌گیرد، مقامات هم وعده‌هایی می‌دهند ولی خیلی زود این وعده‌ها فراموش می‌شود و مسئولان به همان دیدگاه‌های قبلی بازمی‌گردند و سعی بر این می‌رود که اقلیت راضی باشند تا اکثریت. مثلا در جنگ ۱۲ روزه نکاتی مطرح شد، اما اتفاقی رخ نداد. در حال حاضر مردم ناراضی هستند و اعتراض دارند، مسئولان می‌گویند ما اعتراض را به رسمیت می‌شناسیم؛ اما چگونه؟ با کدام مکان؟ اگر کسی بخواهد اعتراض خود را مطرح کند، کجا برود که برچسب اغتشاشگر بر او زده نشود؟ متاسفانه مسیر اعتراض به‌گونه‌ای قانونی نداریم و وقتی این راه‌ها را مسدود می‌کنیم، نارضایتی‌های مختلف انباشته و منجر به بروز چنین خشونت‌ها و آسیب‌هایی می‌شود. خشونت از هر دو سمت ماجرا ناپسند است؛ چه معترضان و چه کسانی که با آنها برخورد می‌کنند. باید به خشونت‌ها پایان داد. با چنین روش‌هایی، موضوعات حل‌نشده جامعه، حل نمی‌شود. به نظرم راه‌حل نهایی حاکمیت و جامعه، گفت‌وگو است که می‌تواند این مشکلات را سریع‌تر راحت و کم‌هزینه‌تر برطرف کند.

فرق بین تجمع قانونی و غیرقانونی چیست؟
دارا بودن مجوز یا نبودن برای تجمعات و اعتراضات مدنی به معنای رسمیت بخشیدن به آن نیست. ازنظر حقوقی گفته می‌شود که این مجوز گرفتن فقط برای برنامه‌ریزی و نظم ضرورت دارد؛ برای مثال برای ساماندهی به ترافیک، پلیس، نیروی انتظامی و پلیس راهور باید در جریان برنامه‌ها قرار بگیرند تا بتوانند نظم و امنیت لازم را برای برگزاری تجمعات برقرار کنند. نیروی انتظامی باید مراقب آن باشد که کسی متعرض راهپیمایان نشود.
یک اعتراض مسالمت‌آمیز بدون حمل سلاح است، در آن توهین به فرد یا حزب خاصی نمی‌شود، علیه اسلام و جمهوریت و قانون اساسی کشور نباشد، موضوع اعتراض مشروع و قانونی باشد، از قبل به مسئولین امنیتی و انتظامی اطلاع داده شده باشد، یک نفر از بین تجمع‌کنندگان، برای برقراری نظم تجمع تعیین شود و به ارزش‌ها و نمادهای ملی کشور توهین نشود.

تفاوت میان اعتراض و اغتشاش چیست؟
۱. در اعتراض فضای گفت‌وشنود دوطرفه است اما اغتشاش فقط یک‌طرفه و بدون اجازه گفت‌وگو؛
۲. در اعتراض شعارها منطق و گفتمان دارد اما در اغتشاش شعارها ساختارشکنانه و توهین‌آمیز؛
۳. اعتراض مسلحانه نیست اما اغتشاش مسلحانه است؛
۴. اعتراض به‌قصد اصلاح است و اغتشاش به‌قصد تخریب؛
۵. در اعتراض پلیس برای مراقبت، حضور دارد تا به اغتشاش تبدیل نشود اما در اغتشاش به مقابله با پلیس می‌روند؛
۶- اعتراض یعنی اعتراض به یک قانون و روند؛ که بعد از پیگیری‌های قانونی و به نتیجه نرسیدن خودش را به‌صورت اعتراض مدنی نشان می‌دهد اما اغتشاشات هیچ‌کدام از این مسیر را طی نمی‌کند؛
۷- اعتراض مسالمت‌آمیز است و اغتشاش، خشونت‌آمیز؛
۸- در اعتراض هیچ آسیبی به اموال مردم و بیت‌المال نمی‌رسد اما در اغتشاش یکی از اهداف، تخریب اموال است؛
۹- در اعتراض خبری از فحاشی و توهین نیست اما در اغتشاش بیشترین توهین به کشور می‌شود؛
۱۰- اعتراض، گفتمان و هدف و ساختار دارد اما اغتشاش هیچ‌کدام از اینها را ندارد؛
۱۱- اعتراض نماینده دارد اما اغتشاش لیدر دارد؛
۱۲- در اعتراض از حضور یک مسئول استقبال می‌شود تا به مشکلات‌شان بپردازد اما در اغتشاش اگر مسئولی حضور پیدا کند، اگر کشته نشود، مورد ضرب و شتم یا توهین قرار خواهد گرفت؛
۱۳- در اعتراض پلیس آسیب نمی‌بیند اما در اغتشاش بسیاری از حملات به پلیس صورت می‌گیرد؛
۱۴- در اعتراض دعوا درون گفتمانی و داخل کشور است اما در اغتشاش از بیرون هدایت و مدیریت می‌شود؛
۱۵- در اعتراض یا دشمن ورود نمی‌کند یا چون نمی‌تواند از آب گل‌آلود، ماهیگیری کند رها می‌کند اما در اغتشاشات از ابتدا تا انتها دشمن همراهی خواهد کرد؛
۱۶- اعتراض برای نظام هزینه ندارد بلکه در بسیاری از مواقع نظام از اعتراض استقبال و مشکل را حل می‌کند اما در اغتشاش سراسر هزینه است.
با روشن شدن معنای این دو مفهوم، مشخص شد که بین اعتراض و اغتشاش مرز باریکی وجود دارد که هم مردم و هم مسئولین باید محافظت کنند که این تجمعات به آشوب کشیده نشود، چرا که هزینه این آشوب را خود مردم پرداخت می‌کنند. اگر سیاست‌گذاران بتوانند میان اعتراض و اغتشاش مرزبندی شفاف و عادلانه‌ای ایجاد کنند و کانال‌های قانونی اعتراض را فعال سازند، احتمال کاهش هزینه‌های اجتماعی وجود دارد، در غیر این صورت، هر موج اعتراضی می‌تواند به بحرانی عمیق‌تر تبدیل شود.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.