آگاه: این تقلیلگرایی، که ریشه در فقدان دقت مفهومی دارد، از درک عمق الهیاتی و کارکرد بنیادین این سنت در نظام هستی بازمیماند. برای نخبگان و تحلیلگران منصف، ضروری است که فتنه را صرفا یک پدیده عرضی و قابل مدیریت سطحی ندانسته، بلکه بهعنوان یک «سنت الهی هدفمند» (سنن الله) در نظر بگیرند که هدف اصلی آن، تمحیص (غربالگری) و تثبیت حقایق است. در ذیل به ابعادی از ریشهیابی فتنه برای افزایش بصیرت و آگاهیدهی به مردم پرداخته شده است.
۱. ریشهشناسی و مفهومسازی: تفاوت فتنه با بحران
ریشه لغوی «فِتْنَة» (فتنه) در زبان عربی به معنای «آزمایش با آتش برای تمییز طلا از ناخالصی» است. این ریشه، بلافاصله کارکرد اصلی فتنه را روشن میسازد: جداسازی و تصفیه. برخلاف «بحران» که اغلب یک وضعیت نامطلوب و اضطراری است که باید هرچه سریعتر خاتمه یابد، یا «شورش» که غالبا عملیات میدانی و برخورد فیزیکی است، فتنه یک فرآیند معرفتی-عملیاتی است. فتنه لزوما به معنای شورش مسلحانه نیست؛ بلکه میتواند به صورت ابهامات عقیدتی، تضادهای اخلاقی پیچیده یا فریبهای رسانهای و سیاسی رخ دهد. در ادبیات دینی، فتنه یک رویداد تصادفی نیست، بلکه بخشی از فرآیند سنجش ایمان است که خداوند آن را بر جوامع حقجو قرار میدهد تا بذر ادعاهای سست، از بستر حقیقت جدا شود.
۲. فتنه به مثابه آزمون (ابتلا): محک سنجش صدق ادعا
محور اصلی در فهم فتنه، کارکرد آن به عنوان یک «آزمون قطعی» است. قرآن کریم این رابطه را به صراحت بیان میدارد: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ» (عنکبوت: ۱۰۲)
این آیه صراحتا اعلام میکند که صرف ادعای ایمان، کفایت نمیکند؛ پشتوانه عملی و اراده قلبی باید در معرض آزمایش قرار گیرد. ایمان بدون فتنه، ادعایی است بدون سند اثباتی. فتنه، معیار سنجش عمق ارادت است. در شرایط عادی، وفاداری به اصول آسان است؛ اما زمانی که هزینههای اعتقادی (مالی، جانی، حیثیتی) بالا میرود، مرز میان «مومن صادق» و «مدعی کاذب» آشکار میشود. این همان مفهومی است که از آن به عنوان «تمحیص» یاد میشود؛ خالصسازی ایمان.
۳. فتنه به مثابه غربال (تمحیص): جداسازی صفوف
دومین لایه کارکردی فتنه، خاصیت غربالگری آن است. در روایات، به ویژه در تبیین فتنههای آخرالزمان، تاکید میشود که فتنه موجب صفآرایی نهایی میشود. امام صادق (ع) میفرمایند که فتنهها مانند غربال، مردم را میجنبانند تا بدترینها به پایین بروند و بهترینها در بالا بمانند. فتنه، پرده از نفاق برمیدارد. منافق، کسی است که ظاهر خود را در روزهای آرام حفظ میکند، اما در مواجهه با سختیها و ابهامات فتنه، ماهیت واقعی خود را آشکار میسازد.
برای صادقین: فتنه، فرصتی برای تثبیت جایگاه و افزایش درجه است، زیرا مقاومت در برابر آن، ایمان را ارتقا میدهد.
برای مدعیان: فتنه، عامل سقوط و ریزش است؛ زیرا در عدم قطعیت، پیوند سست قلبیشان با حق پاره میشود.
این غربالگری الهی، به صورت زنجیرهای عمل میکند؛ از سطح نخبگان فکری آغاز شده و به تودهها میرسد تا اطمینان حاصل شود که بنیان جامعه بر پایههای مستحکم و خالص بنا شده است.
۴. وظیفه عملی در پرتو این فهم: لزوم بصیرت تبیینی
اگر فتنه یک آزمون الهی است، برخورد احساسی، هیجانی و صرفا واکنشی، غیرسازنده نیست و نشان از عدم فهم ماهیت آن است. وظیفه نخبگان در کوران فتنه، دوگانه است:
الف) بصیرت درونی: درک دقیق چرایی وقوع این آزمون و تمایز بین ابزار بیرونی (عوامل انسانی فتنه) و سنت درونی (اراده الهی برای تصفیه). بصیرت در این مرحله، یعنی شناخت ماهیت آزمایشی حادثه.
ب) تبیین برای تودهها: خواص موظفند که این درک عمیق را به زبان قابل فهم برای عموم ترجمه کنند. ترس و سرگردانی مردم اغلب ناشی از این است که حادثه را صرفا یک جنگ قدرت بیرونی میبینند، نه یک فرآیند تطهیر درونی. تبیین ماهیت آزمایشی فتنه، از فروپاشی روانی جامعه جلوگیری میکند و آنها را به جای تردید، به سوی آمادگی برای آزمون رهنمون میسازد.
واکنش صرف به تیترها یا درگیریهای لحظهای، سقوط در دام فتنه است. عبور موفق از آن، نیازمند تثبیت بر اصول و استفاده از ابهام به عنوان فرصتی برای اثبات وفاداری است. باید بدانیم فتنه، چنان زلزلهای است که علاوه بر سازههای بیرونی، پیریزی اعتقادی افراد را محک میزند. جامعهای که بصیرت خود را بر محوریت «ابتلاء الهی» استوار کند، از نوسانات لحظهای تاثیر نمیپذیرد؛ زیرا میداند که هدف نهایی این غربال، تخریب نیست، بلکه خالصسازی و متمایز ساختن صف یاران حق از مدعیان باطل است. پذیرش این سنت به مثابه قانون هستی، کلید حفظ ثبات و هدایت در هر دوره پرآشوب است. مسلمان حقیقی موظف است عقیده خویش را بر دین اسلام با علمآموزی و مرور تاریخ و فتنههایی که همواره وجود داشته و تبعیت و پیروی از سیره بزرگانی چون مقام عظمای ولایت آیتالله خامنهای افزایش داده و تثبیت کند.
نظر شما