آگاه: اگر بخواهیم از سطح توصیف صرف وقایع فراتر برویم و به یک «صورتبندی مفهومی» و عمیق از فتنه اخیر برسیم، باید به یک نکته کلیدی در بیانات ۲۷ دی ۱۴۰۴ توجه کنیم؛ جایی که رهبر انقلاب، پارادایم تمدنی بعثت را با نگاهی به امروز تشریح میفرمایند: «امروز هم همانها هستند؛ همان ابوجهل امروز هم هست، همان ابنمغیره مخزومی امروز هم هست.» (۲۷/۱۰/۱۴۰۴). این جمله، فراتر از یک تشبیه ادبی ساده است؛ این یک «نظریه ژنتیکی» درباره جنگ ترکیبی است. فتنه دی ماه، تکرار تاریخ نیست، بلکه «بازتولید مدرن» همان جاهلیت با ابزارهای پیشرفته است. دشمن امروز همان «اِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ» (همان که فکر کرد و اندیشه کرد) را دارد، اما با این تفاوت که «امروز با ادکلن و کراوات و کت و شلوار و لباس قشنگ میآید وسط میدان» (۲۷/۱۰/۱۴۰۴). این یعنی ما با یک «جاهلیت دیجیتال» روبهرو هستیم که ظاهرش مدرن و شیک شده، اما جوهرهاش همان «ظلم، زورگویی و تکبر» است. ابوجهل دیروز با شمشیر میجنگید، اما ابوجهل امروز با «الگوریتم» و «شبکههای اجتماعی» میجنگد تا همان اهداف استکباری را پیش ببرد.
در این نگاه، فتنه یک اعتراض اجتماعی مقطعی نیست، بلکه یک «عملیات جایگزینی هویت» است. رهبری فرمودند: «هدف آمریکاییها... بلعیدن ایران است... این سلطهای که اینها بر این کشور داشتند، به دست مردم... از بین رفت و از اول انقلاب تا امروز، اینها به فکرند که این سلطه را برگردانند» (۲۷/۱۰/۱۴۰۴). این نشان میدهد که فتنه، در اصل تلاشی برای «بازگرداندن وضعیت سلطه» است. دشمن از ظرفیت واقعی نارضایتیها و مشکلات معیشتی به عنوان «سوخت» استفاده کرد، اما «موتور محرک»، طراحیهای دقیق اندیشکدهای بود که میخواستند با «مهندسی فروپاشی»، ایران را از یک حکومت مقتدر مستقل و قدرتمند، به یک دولت نیمهشکست تحتالحمایه و تجزیه شده تبدیل کند. آنها میخواهند نشان دهند که «اسلام و جمهوری اسلامی» نمیتواند اداره کشور را بر عهده بگیرد و این ناکارآمدی، بهانهای برای بازگشت سلطه غربی شود.
اما پیچیدهترین لایه این نظریه، تحلیل «سیستم عامل فتنه» است. رهبری با یک استعاره دقیق و هوشمندانه میفرمایند: «ظاهرش را که نگاه میکنی یک جوانی است، اما قضیه چیست؟» (۲۷/۱۰/۱۴۰۴). این سوال کوتاه، پایه «تفکیک لایهها» در جنگ شناختی است.
لایه اول اینکه ما در این پروژه با یک «سلسلهمراتب عملیاتی چندگانه» روبهرو هستیم که در آن، «پیادهنظام ناآگاه» از «سردستههای آموزشدیده» و «طراحان خارجی» کاملا جدا شده است. ایشان میفرمایند: «یک دسته، یک جمعی که دستگاههای جاسوسی آمریکا و اسرائیل با دقت اینها را انتخاب کرده بودند... پول حسابی هم بهشان داده بودند» (۲۷/۱۰/۱۴۰۴).
این یعنی ما در اصل با یک «جنگ نیابیگتی برونسپاریشده» مواجهیم که در آن، دشمن با استفاده از «عوامل داخلی فریب خورده و مزدور»، هزینه جنگ را به حداقل رسانده و اثرات تخریبی را به حداکثر رسانده است. لایه دوم، «نوجوانان خام و هیجانزده»ای هستند که ایشان دربارهشان میفرمایند: «دسته دوم... نوجوان خامی است که با او حرف میزنند، تحت تاثیر قرارش میدهند... اینها پیادهنظامند» (۲۷/۱۰/۱۴۰۴). تفکیک این دو لایه، کلید مدیریت بحران و «جهاد تبیین» است؛ ما نباید با لایه دوم به عنوان دشمن اصلی برخورد کنیم، بلکه باید لایه اول را هدف بگیریم و لایه دوم را با «شفافیت» و «روایتگری» بازپسگیری کنیم.
نکته نظری دیگر، نقش «رسانه به مثابه ابزار پوشش و مشروعیتسازی» است. رهبری میفرمایند: «شخص رئیسجمهور آمریکا... در این فتنه دخالت کرد... پیغام داد از آمریکا به این کسانی که... بروید جلو، نترسید؛ گفت از شما حمایت میکنم، حمایت نظامی میکنم.» (۲۷/۱۰/۱۴۰۴) این دخالت آشکار و مستقیم، نشاندهنده تغییر در «دکترین تهاجم» است؛ جایی که «ترامپ جنایتکار» خود تبدیل به «لیدر رسانهایی اغتشاش» میشود تا با «تهمت بزرگی به ملت ایران» (۲۷/۱۰/۱۴۰۴) و معرفی اغتشاشگران به جای ملت، مشروعیتسازی بینالمللی انجام دهد. این دقیقا همان «تزویر» و «دروغ» است که رهبری در وصف آنها میفرمایند: «اینها جرم است. این دلایلی که عرض کردم، دلایل مستندی است.» (۲۷/۱۰/۱۴۰۴) آنها تلاش کردند چهره ایران را مخدوش کنند، اما حضور میلیونی مردم در ۲۲ دی، این روایت را باطل کرد.
در برابر این نظریه پیچیده و چندلایه، وظیفه ما «واکنش تاکتیکی» نیست، بلکه «کنش راهبردی» است. رهبری خطاب به مسئولین میفرمایند: «ما کشور را به سوی جنگ نمیبریم... اما مجرمان داخلی را هم رها نمیکنیم. بدتر از مجرمان داخلی، مجرمان بینالمللیاند؛ آنها را هم رها نمیکنیم. » (۲۷/۱۰/۱۴۰۴)
این یک «قاعده حقوقی جدید» در مواجهه با جنگ ترکیبی است؛ اینکه «عدالت ترافیکی» در برابر مجرمین، تفاوتی قائل نمیشود. ما باید با «شیوههای خودش، با روش درست، این کار دنبال بشود.» (۲۷/۱۰/۱۴۰۴) تا «کمر فتنهگر» نیز مانند «کمر فتنه» (۲۷/۱۰/۱۴۰۴) شکسته شود. این یعنی پیگیری قضایی و دیپلماتیک مجرمین، بخشی از «امنیت پایدار» است.
نتیجهگیری نهایی این است که فتنهشناسی، عبور از «ظاهر صحنه» به «باطن پروژه» است. دشمن میخواهد با «ابوجهل مدرن» و «ابزارهای دیجیتال»، ما را به عقب برگرداند، اما ملت ایران با «اتحاد مقدس» نشان داد که «اِن کُنتُم مُؤمِنین» (۲۷/۱۰/۱۴۰۴) میتوانید دنیا را پشت سر خودتان راه بیندازید. این نظریه «بازتولید ابوجهل» به ما میآموزد که اگر «ماهیت» را بشناسیم، «تغییر ظاهر دشمن» دیگر نمیتواند ما را غافلگیر کند.
۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۰:۰۶
کد خبر: ۱۹٬۸۲۰
نظر شما