صحنه منازعه و رویارویی ایران اسلامی با دشمن، اکنون بسیار واضح‌تر و روشن‌تر از قبل است؛ دشمن، جنگ ۱۲ روزه را در میانه مذاکره به ما تحمیل کرد و البته به سبب اقتدار ایران اسلامی تسلیم شد و عقب نشست؛ سپس دشمن، اغتشاش و اعمال تروریستی را در داخل کشور تدارک دید و اکنون نیز دل به ثمربخش بودن جنگ همه‌جانبه و محاصره اقتصادی خود بسته است.

آمریکا هیچ غلطی‌ نمی‌تواند بکند

آگاه: در واقع، اغتشاشات خیابانی و فشار همه‌جانبه اقتصادی، مراحل دیگری از جنگ ۱۲‌روزه دشمن است؛ از سوی دیگر، دشمن سازوبرگ‌های نظامی خود را نیز در منطقه ما آراسته و در راستای عملیات روانی علیه اذهان مردم ما، از قریب‌الوقوع بودن تجاوز نظامی سخن می‌گوید؛ اینها برنامه‌ها و مکاید دشمن برای به زانو درآوردن ما و تسلیم کردن ایران اسلامی است؛ امری که به فضل و عنایت الهی، محال است.  دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در حدود یک هفته قبل دستور داد تا ابرناو آبراهام لینکلن از دریای چین جنوبی به حوزه استحفاظی سنتکام در غرب آسیا بیاید؛ پس از آن، بنگاه‌های تبلیغاتی استکبار، چنین تبلیغ کردند که حمله آمریکا به ایران، قریب‌الوقوع است؛ اما این حمله انجام نشد و به دلایلی نیز که در ذیل ذکر می‌شود انجام نخواهد شد.
نخست آنکه، ترامپ طرفدار حمله ضربتی، سریع و تمیز است؛ کاری که در ونزوئلا انجام داد؛ از منظر ترامپ، در حملات آمریکا، هیچ تلفات جانی در جبهه خودی نباید ایجاد شود و کمترین آسیب به ادوات و تجهیزات آمریکایی وارد شود؛ ترامپ و دوستانش اگر چه در آرزوی پیاده‌سازی چنین سناریویی در قبال ایران به سر می‌برند، اما استراتژیست‌های زبده نظامی و اطلاعاتی آمریکا به ترامپ فهمانده‌اند که مدل ونزوئلا در ایران قابل اجرا نیست و نبرد با ایران، به یک جنگ فرسایشی برای آمریکا تبدیل خواهد شد؛ جنگی که در آستانه انتخابات کنگره آمریکا، می‌تواند موجبات باخت جمهوریخواهان و هم‌حزبی‌های ترامپ را فراهم سازد و دست برتر پارلمانی در آمریکا را به مخالفان ترامپ بدهد که به دنبال استیضاح او هستند. 
از سوی دیگر، وقوع جنگ با ایران، کابوس شهروندان آمریکایی نیز خواهد بود؛ چرا که جنگ با ایران، قیمت جهانی نفت را کهکشانی می‌کند و همین امر سبب می‌شود، نرخ کالای فوق استراتژیک بنزین در آمریکا سر به فلک بکشد و نارضایتی‌ها از ترامپی که شعار «اول آمریکا» را می‌داد در داخل آمریکا تشدید شود.
نکته دوم آن است که برخی تحلیلگران نظامی و سیاسی معتقدند اساسا اینکه ترامپ ناو آبراهام لینکلن را به منطقه غرب آسیا و در تیررس موشک‌های ایران آورده است، بدان معناست که قصد انجام تجاوز به خاک ایران را ندارد، چرا که در آن صورت باید اهداف و دارایی‌های استراتژیک آمریکا از جمله همین ناو گران‌قیمت را از تیررس موشک‌های ایران دور نگه می‌داشت نه آنکه این اهداف سیار و موشک‌خور را به منطقه تحت سلطه و اقتدار ایران اسلامی بیاورد. در واقع این تحلیلگران، اقدام ترامپ در آوردن ناو لینکلن به منطقه غرب آسیا را یک کنش تدافعی می‌دانند نه یک کنش تهاجمی. ترامپ معتقد است احتمال حمله پیش‌دستانه از سوی ایران وجود دارد، لذا ناو لینکلن را صرفا برای دفاع از منافع نامشروع خود و سگ قلاده پاره‌اش یعنی رژیم اسرائیل به منطقه غرب آسیا آورده است.

ترامپ و استراتژی مرد دیوانه!
یک تحلیل دیگر نیز در مقابل تحلیل فوق‌الذکر وجود دارد و آن این است که ترامپ می‌گوید یا ایران باید تسلیم شرایط شده و تبدیل به یک دولت مطیع شود یا یک پروژه تغییر رژیم جامع دنبال خواهد شد. ترامپ نشان داده که برای رسیدن به اهداف خود هر کاری خواهد کرد زیرا منطق او پیروزی از طریق زور است. پس اکنون همه در منطقه نگران‌اند و این سوال را می‌پرسند، اگر پروژه اولیه آمریکا شکست خورد و ترامپ منطقه را به آتش کشید، وی صرفا عقب‌نشینی کرده و بقیه در آتش آن خواهند سوخت.  در این بین رژیم صهیونیستی نیز به‌رغم طرفداری از این پروژه، نگران است، زیرا اولا از عواقب یک جنگ طولانی مدت می‌ترسد، ثانیا نگران است که در بخشی از تصمیمات کنار گذاشته شده و ترامپ خود تصمیم بگیرد و بدین ترتیب این رژیم نتواند پیامدهای تصمیمات ترامپ را کنترل کند. 
در این بین ایده ترامپ، جنگ پاک است که سه اصل دارد و ژنرال‌های آمریکایی کل توان خود را باید بر این مبنا به کار گیرند: حتی یک سرباز آمریکایی کشته نشود. کمترین خسارت به تجهیزات وارد شود. اگر کار اطلاعاتی شکست خورد، راه حل، توسل به حداکثر قدرت آتش است که در آن هر قانون درگیری یا محدودیت و کنترل بر سلاح وجود ندارد.  در این بین آنها در روزهای اخیر مشغول آماده‌سازی صحنه عملیات بوده‌اند. افزایش نیرو و تسلیحات سنگین، استقرار گسترده در منطقه مبتنی بر قدرت هوایی و موشکی و تشکیل یک پایگاه عملیاتی مقدم دریایی با تقویت نقاط پشتیبانی در اروپا و اقیانوس آرام از جمله اقدامات پنتاگون بوده است. رژیم صهیونی نیز در کسب اطلاعات میدانی و ایجاد یک بانک هدف انسانی و لجستیکی، رهبری عملیات ترور و خرابکاری و البته مشارکت مستقیم در نبرد فعالیت کرده است. رژیم اشغالگر گفته می‌تواند هزینه‌های جنگ با ایران را تحمل کند اما آن را مشروط به تداوم کارزار تا رسیدن به نقاط مشخص کرده است. این رژیم همچنین گفته می‌تواند به واسطه عملیات در عراق، سوریه، لبنان و یمن، از عقبه نیروهای آمریکایی محافظت کند. در طرف ما نیز تکمیل آمادگی‌های دفاعی و تشدید اقدامات امنیتی جهت پاکسازی وضعیت داخلی دو دستور کار مهم است. با این حال گزینه‌های ایران تا حدی برای دشمن مبهم مانده که این مفید است. محور مقاومت نیز برنامه‌های خاص خود را دنبال می‌کند. 
به طور کلی، نحوه آرایش و تحرکات آمریکایی‌ها در منطقه، منبع مهمی برای فهم برنامه آتی آنان است؛ با این حال باید توجه داشت که نیروهای مسلح ایران پس از جنگ ۱۲ روزه، با سرعتی بیش از حد انتظار، نسبت به بازسازی آسیب‌ها و ضربات وارده اقدام کرده و برگه‌های جدیدی نیز ایجاد کردند. آنها این محاسبه را داشتند که ما آتش‌بسی با دشمن نداشتیم و نداریم و فقط دو طرف آتش خود را متوقف کرده‌اند پس آمادگی زد و خورد از مدت‌ها پیش وجود دارد و شاید بیش از پنج بار از زمان پایان جنگ، بالاترین سطح آماده‌باش در کشور صادر شد که بسیاری اساسا در سکوت خبری و در هنگامه آرامش ظاهری کشور بوده است. البته قطعا اگر زمان بیشتری بگذرد حتما برگه‌های ما بیشتر و قوی‌تر خواهد شد اما نیروهای مسلح ایران اسلامی از همان زمان منتظر تجاوز جدید دشمن نیز بوده‌اند. در واقع، یکی از دلایل شتاب دشمن در طرح‌های اخیر خود مانند حملات تروریستی ۱۸ و ۱۹ دی، ممانعت از تکمیل ایده‌آل روند بازسازی ایران است. پس قطعا ضربات ما در هرگونه درگیری احتمالی، قاطع‌تر و سنگین‌تر از جنگ ۱۲ روزه خواهد بود. 
در این میان، نکته مهم آن است که هیچ جایی برای غافلگیری وجود ندارد. پس از ترور هنیه، پیجرها، شهادت سیدحسن، سقوط سوریه، جنگ ۱۲ روزه و حملات تروریستی ۱۸ دی، برخی افراد نباید خود را پذیرای غافلگیری جدید کنند. صحنه روشن است، نبرد میان ما و دشمن به دلایل متعدد و واضح سیاسی اجتناب‌ناپذیر است؛ چه امروز، چه دو هفته بعد و چه سه ماه دیگر. آرامش و عدم هراس همانطور که گفته شد یک اصل کلیدی است اما عدم آمادگی نیز منجر به غفلت، شوک و شکست خواهد شد.  این یک گزاره‌ جدی است که رفتار ترامپ، مشابه رفتار امپراتوری‌هایی است که در دوران افول و در آستانه سقوط خود در اوج تکبر هستند. اطمینان داریم که شاید تا یک قدمی خطر هم برویم اما بر اساس وعده الهی، این فرعون است که بار دیگر غرق خواهد شد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.