آگاه: آذرینژاد پس از تحصیل در حوزه علمیه قم و کسب لیسانس جامعهشناسی و فوقلیسانس عرفان، به دهدشت کوچ کرد. او که از کودکی عاشق کتاب بود (به طوری که در خانواده پرجمعیتش به «کر شیخ کتابخوان» معروف شده بود)، دغدغه اصلیاش را ترویج دانایی و توانایی در کودکان روستایی قرار داد. او معتقد است: «کودکی ثروتمند است که والدین قصهخوان داشته باشد» و کودکان آیندهساز این سرزمین هستند.
فعالیتهای او بیش از ۱۰ سال پیش با چند جلد کتاب شخصی آغاز شد. ابتدا زیر درخت یا کنار دیوار کاهگلی روستاها کودکان را جمع میکرد و قصه میگفت. انتشار این فعالیتها در فضای مجازی باعث شد کتابهای اهدایی از سراسر کشور برسد و تیم کوچکی شکل بگیرد. امروز پویش «قصه، رنگ، توپ» با همراهی حدود ۳۰ تا ۴۰ مربی جوان محلی (معروف به «عمو کتابی» و «خاله کتابی») ادامه دارد و طبق گزارشها بیش از ۱۲ هزار کودک در استان کهگیلویه و بویراحمد را تحت پوشش قرار داده است.
مربیان هر روز گزارش فعالیتهایشان را ارسال میکنند، کتابهای تربیتی و رمانهای مرتبط با آموزش و کودک میخوانند، فیلمهای سینمایی آموزشی تماشا میکنند و در کارگاهها شرکت میکنند. آذرینژاد تاکید دارد که انتخاب کتابها بدون تعصب است؛ هدف رشد تفکر، خلاقیت و مهارتهای کودکان است.
خانههای بلوط؛ مراکز فرهنگی پایدار روستایی
یکی از دستاوردهای برجسته او ساخت «خانههای بلوط» است. این خانهها مراکز چندمنظورهای هستند که مانند شعبههای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان عمل میکنند. کودکان در آنها قصه میشنوند، بازی میکنند، کامپیوتر و مهارتهای فنی یاد میگیرند، خاطرات محلی، متلها و ضربالمثلها را جمعآوری میکنند و حتی پروژههای خلاقانه اجرا میکنند.
نام «بلوط» انتخاب هوشمندانهای است: «بلوط میوه شاخص منطقه ماست. بچهها هم مثل بلوط نیاز به مراقبت طولانی دارند؛ ۵-۶ سال طول میکشد تا رشد کنند و تا ۴۰ سالگی ممکن است ثمری ندهند، اما بعد از آن تا صدها سال پربار هستند.» این خانهها با مساحت کوچک اما تاثیر بزرگ، فضایی امن برای بازی، یادگیری و دوستی کودکان روستایی فراهم کردهاند. جشنوارههای قصهگویی کودکان روستا نیز از برنامههای اخیر اوست که با استقبال بالا برگزار میشود.
فعالیتها فراتر از قصهخوانی است: تعمیر و تجهیز خانه نیازمندان، طرح کتابخوانی در اماکن عمومی، تربیت مروجان حوزوی برای روستاها و حتی برنامههایی برای روستاهایی که هنوز خانه بلوط ندارند. او و تیمش مستقیم با خانوادهها ارتباط میگیرند؛ مثلا کودکان خلاق اما بازیگوش را تشویق به مدرسهرفتن میکنند یا با والدینی که به دلیل مشکلات اقتصادی فرزندشان را از تحصیل بازداشتهاند، صحبت میکنند. این فعالیتها بیدردسر نبودهاند. برخی او را به «سکولاریسم» متهم کردهاند و گفتهاند با معرفی کتابهای متنوع، کودکان را «بیدین» میکند. آذرینژاد در مصاحبهها پاسخ داده که در فضایی که تبلیغ دینی سنتی جواب نمیدهد، تمرکز روی کودک، کتاب و روستا بهترین راه تربیت نسلی دانا و تواناست.
ماهیگیری به جای ماهی دادن
آذرینژاد محرومیت را نه فقط فقر مادی، بلکه نبود فکر و خلاقیت میداند. شعار تیمش «دانا میشویم تا توانا شویم» است. او به جای کمک مستقیم موقت، مهارت، اعتمادبهنفس و عادت به کتابخوانی را در کودکان نهادینه میکند. داستانهای شخصی او پر از لحظههای تاثیرگذار است: کودکی که پس از سالها کتاب هدیهشده را هنوز حفظ کرده، دختری که هر روز با دوستانش کتاب میخواند یا پسربچهای خلاق که والدینش را متقاعد به فرستادن به مدرسه کردهاند.
وبسایت رسمی او (koodakroosta.ir) بیش از ۳۰۰ عنوان کتاب را با فعالیتهای پس از مطالعه معرفی کرده و گزارشهای روزانه مربیان را منتشر میکند. این کار ریشهساز، پایدار و محلی است و پتانسیل گسترش به مناطق دیگر را دارد.
نظر شما