۲۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۴۱
کد خبر: ۲۰٬۲۷۸

باز اندیشی

مجتبی مشهدی محمد ـ دبیر گروه فرهنگ

خانه برای بسیاری از ما، تعریف محل آرامش دارد. جایی برای اسکان، دل‌آرامی و رفع نگرانی. اما امروز، اگر این خانه را وطن بدانیم، گاهی جایی است که روزها در ترافیک سنگین شهرهای بزرگ می‌گذرد، هوا گاهی نفس را تنگ می‌کند و شب‌ها نگرانی از قطعی آب یا برق همراه ماست. آنچه زمانی آرامش‌بخش بود، حالا گاهی خستگی بیشتری به همراه دارد. ترافیک طولانی، آلودگی هوا در فصول مختلف، خشکسالی که تالاب‌ها را خشک کرده و ریزگردها را به شهرها آورده و تورم بالا که قدرت خرید را کاهش داده و بخشی از واقعیت روزمره میلیون‌ها نفر در ایران شده است.

آگاه: در سال‌های اخیر، مسائل زیست‌محیطی شدت بیشتری گرفته‌اند. کیفیت هوا در بسیاری از شهرها اغلب در محدوده ناسالم یا خطرناک قرار دارد. خشکسالی‌های پیاپی، کاهش سطح آب‌های زیرزمینی و ورود ریزگردها نه تنها کشاورزی را با مشکل روبه‌رو کرده، بلکه زندگی روزمره را هم دشوارتر ساخته است. بحث‌هایی درباره جیره‌بندی آب در تهران و حتی سناریوهای سخت‌تر، دیگر موضوعات دور از ذهن نیستند.وضعیت اقتصادی نیز چالش‌های خودش را دارد. تورم در سال‌های گذشته بالای ۴۰ درصد بوده و پیش‌بینی‌ها برای ادامه آن نیز بالاست. تحریم‌ها و نوسانات ارزی، رشد اقتصادی را منفی یا نزدیک به صفر کرده‌اند. گزارش‌های بانک جهانی و مراکز داخلی نشان‌دهنده فشار بر معیشت مردم، کوچک‌تر شدن طبقه متوسط و نگرانی جوانان از آینده است.
این شرایط باعث شده شمار زیادی از ایرانیان به زندگی در خارج از کشور روی بیاورند. برآوردها از چند میلیون ایرانی مقیم خارج از کشور حکایت دارد. خروج متخصصان و نخبگان ادامه دارد و نرخ بازگشت آنها پایین است. دانشجویان، پزشکان، مهندسان و فعالان حوزه فناوری در کشورهای مختلف - از کانادا و آمریکا گرفته تا اروپا - حضور دارند. این پدیده، که به «فرار مغزها» معروف است، بر اقتصاد و پیشرفت کشور اثر می‌گذارد.
دلایل رفتن معمولا فراتر از مسائل مالی است؛ بسیاری به دنبال فضایی با هوای پاک‌تر، آرامش بیشتر، امنیت اجتماعی و تعادل بهتر در زندگی هستند. گزارش‌های جهانی شادی نشان می‌دهد کشورهایی مانند فنلاند برای سال‌های متوالی در صدر قرار دارند؛ با عواملی مانند اعتماد اجتماعی بالا، طبیعت سالم، آموزش و بهداشت قابل دسترس و حمایت‌های قوی. کانادا و برخی کشورهای اروپایی هم رتبه‌های خوبی دارند. ایران در این رتبه‌بندی‌ها معمولا در جایگاه‌های پایین‌تر قرار می‌گیرد که نشان‌دهنده فشارهای اقتصادی و اجتماعی است.
برای بسیاری، انتخاب بین ماندن و رفتن یک دو راهی واقعی است. ماندن می‌تواند به معنای همراهی و تلاش برای بهبود شرایط باشد. تاریخ نشان داده که جوامع با حضور و مشارکت افراد خود، تغییرات بزرگی را تجربه کرده‌اند. بسیاری از ملت‌ها در لحظات سخت، با ماندن و ساختن، آینده‌ای بهتر برای خود و نسل‌های بعد رقم زده‌اند. رفتن هم چالش‌های خودش را دارد، دوری از خانواده، ریشه‌ها و احساس غربت در محیط جدید؛ گرچه ویژگی‌های مثبت خود را نیز دارد.
علاوه بر این دو، گزینه‌های دیگری هم ممکن است وجود داشته باشد. راه سوم می‌تواند تمرکز بر جوامع محلی پایدارتر، توسعه گردشگری، کشاورزی نوین، فعالیت‌های زیست‌محیطی یا ایجاد فضاهای بهتر برای آموزش و رشد نسل جوان باشد. این مسیرها البته به سیاست‌های حمایتی و ساختاری نیاز دارند که اولویت را به مردم و همکاری با ایشان بدهند.
در نهایت، هر کس با توجه به شرایط و ارزش‌های خودش تصمیم می‌گیرد. اما شاید یکی از زیباترین انتخاب‌ها این باشد که بمانیم و بسازیم؛ با دست‌های خودمان، با ایده‌هایمان، با صبر و امید، خانه‌ای بهتر برای خود و فرزندانمان خلق کنیم. این سرزمین، با همه سختی‌هایش، ریشه‌های ماست. جایی که فرهنگ، زبان، خاطرات و هویتمان در آن تنیده شده. تغییر واقعی اغلب از درون همین خانه آغاز می‌شود؛ وقتی افرادی تصمیم می‌گیرند بمانند، تلاش کنند، همکاری کنند و فردایی روشن‌تر بسازند. آینده این وطن به دست کسانی ساخته می‌شود که انتخاب می‌کنند اینجا باشند، اینجا بمانند و اینجا تغییر ایجاد کنند. این تعهد، نه تنها به نسل امروز، بلکه به نسل‌های آینده، ارزشمندترین میراثی است که می‌توانیم از خود به جا بگذاریم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.