۲۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۴۰
کد خبر: ۲۰٬۳۳۴

چرا دشمن زمین بازی را عوض کرد؟

جوانان و کنشگری آگاهانه

حانیه حسین پور ـ آگاه مسائل اندیشه

تغییر تاکتیک در میدان تقابل، معمولا انتخابی از سر قدرت نیست؛ بلکه حاصل محدود شدن گزینه‌هاست. وقتی تهدید مستقیم به حاشیه می‌رود، باید ریشه این جابه‌جایی را در شکست‌های پی‌درپی جست‌وجو کرد؛ شکست‌هایی که دشمن را از زمین سخت به زمین نرم کشانده است.

جوانان و کنشگری آگاهانه

آگاه: تجربه تاریخی نشان داده است تهدید مستقیم، شاید در برخی جوامع کارآمد بوده باشد، اما در کشور ما اغلب نتیجه‌ای معکوس دارد. نمونه‌ها کم نیستند؛ از تهدیدهای نظامی پس از انقلاب که به جنگی هشت‌ساله انجامید تا تحریم‌هایی که با هدف فروپاشی اعمال شد؛ در هر دو مورد، نه‌تنها هدف دشمن محقق نشد، بلکه جامعه به سمت همگرایی بیشتر حرکت کرد. هرچه فشار عریان‌تر شد، مرز ما و آنها شفاف‌تر شد و همین شفافیت، انسجام اجتماعی را تقویت کرد. دشمن به‌تدریج دریافت تهدید آشکار، ناخواسته به بازتولید هویت جمعی منجر می‌شود؛ وضعیتی که با منطق فشار حداکثری در تضاد است. همین بن‌بست، نقطه آغاز تغییر تاکتیک بود.
با این همه، هدف دشمن تغییر نکرده است؛ بلکه شکل پیگیری آن تغییر یافته است. مسئله هسته‌ای نمونه‌ای از این رویکرد است که بیش از آنکه یک پرونده فنی باشد، بهانه‌ای برای منازعه‌ای عمیق‌تر است. کسانی که گمان می‌کنند این نزاع با یک توافق مقطعی پایان می‌یابد، از لایه‌های زیرین ماجرا غافل‌اند. مسئله اصلی نه سانتریفیوژ است و نه میز مذاکره؛ بلکه انسجام اجتماعی و اعتمادی است که جامعه به توان خود دارد.
در این نقطه، تغییر ابزار معنا پیدا می‌کند؛ از موشک به روایت و از تهدید به احساس. اگر در جنگ سخت، هدف تخریب زیرساخت‌هاست، در جنگ روانی، تخریب معنا در دستور کار قرار می‌گیرد. وقتی معنا فروبریزد، حتی واقعیت‌های سالم نیز کارکرد خود را از دست می‌دهند. در چنین نبردی، آنچه حذف می‌شود گاه اثرگذارتر از آن چیزی است که منتشر می‌شود. در جنگ روانی، واقعیت به‌تنهایی تعیین‌کننده نیست؛ آنچه اهمیت دارد برداشت از واقعیت است. در این میان، جوانان به کانون اصلی این نبرد تبدیل شده‌اند؛ نه صرفا به دلیل سن یا حضور در شبکه‌های اجتماعی، بلکه به‌واسطه جایگاهشان در ساخت چارچوب‌های فکری جامعه. دشمن بیش از آنکه نگران اعتراض امروز جوان باشد، نگران نوع فکر کردن فردای اوست. ضربه زدن به این چارچوب‌ها، ماندگارتر از هر فشار مقطعی است. از همین رو، هدف‌گیری ذهن جوان، به‌معنای هدف‌گیری آینده است. حتی در تحولات و آشوب‌های اخیر نیز اقتصاد مسئله اصلی دشمن نبود؛ بلکه ابزاری برای تشدید فشار روانی به‌شمار می‌رفت. صف‌ها، قیمت‌ها و کمبودها خودشان پیامند؛ پیامی که قرار نیست فقط دیده شود، بلکه باید معنا شود. این معنا، زمانی ساخته می‌شود که این نشانه‌ها در قالب روایت‌های ناامیدکننده کنارهم چیده شوند. جنگ اقتصادی بدون روایت اثرگذاری پایداری ندارد. درواقع، اقتصاد سوخت جنگ روانی است؛ نه خود میدان نبرد.
جنگ روانی نشانه ضعف است، نه قدرت و پاسخ آن نه فریاد است و نه انکار. راه مقابله، تحلیل واقع‌بینانه مسائل در کنار توجه به دستاوردها و تقویت روایت‌نویسی و ارتقای سواد رسانه‌ای است. این مسیر، بدون تکیه بر ظرفیت نسل جوان کامل نمی‌شود. جوانان امروز نه ابزارند و نه تماشاگر؛ بلکه می‌توانند به کنشگرانی آگاه تبدیل شوند که پیش از بازنشر، مکث می‌کنند و پیش از واکنش، می‌اندیشند. در جنگی که میدانش ذهن است، پیروز کسی است که پیش از واکنش، تحلیل می‌کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.