رضا پهلوی پس از مرگ پدرش یک یار همیشگی کنار خود داشت، فردی که همواره سعی می‌کرد نقش مشاور را برای او ایفا کند، اما پس از آنکه پسر محمدرضا با هدایت و هماهنگی سرویس‌های اسرائیل و آمریکا محوریت ناامنی‌های دی ۱۴۰۴ را برعهده گرفت، دیگر خبری از فرح پهلوی نیست.

پیرزنی که می‌خواهد جای جلاد و شهید عوض شود

آگاه: در اغتشاشات و فتنه‌های پیشین همچون ۷۸، ۸۸، ۹۶ و ۱۴۰۱ پای همسر شاه مخلوع و مادر رضا پهلوی در میان بود. برای نمونه در سال ۱۴۰۱ به بهانه درگذشت یک دختر جوان ایرانی، فرح دست به کار شد و در گفت‌وگو با رسانه‌های فارسی‌زبان از جنبش کذایی زن، زندگی، آزادی دفاع می‌کرد و خواستار ادامه درگیری‌ها و اغتشاشات از سوی زنان و دختران ایرانی می‌شد. در همین راستا او گفت‌وگویی با رادیو فردا کرد و در کنار گفت‌وگوها و پشتیبانی مالی از رسانه‌های اپوزیسیون همانند «من و تو» فعالیت‌های ضد ایرانی خود را ادامه می‌داد. اعتراضات ۹۶ باز سوژه‌ای برای نامبرده فراهم کرد؛ عده‌ای آشوبگر با ریختن در خیابان‌ها و سر دادن شعارهای ضدانقلابی و تخریب اماکن عمومی و اموال مردم، سعی کردند تا فضا را ناامن جلوه دهند و تشویش و نگرانی ایجاد کنند. برخی هم که موج‌سواری عادت همیشه‌گی‌شان است و داغ دستیابی به ایران عزیز بر دلشان مانده، از فرصت سوءاستفاده و تلاش کردند تا بار دیگر بخت سیاه خود را بیازمایند. فرح پهلوی یکی از همان داغدیدگان جریان انقلاب است و با استفاده از این فضا تلاش کرد با تحریک اذهان آشفته آشوبگران به این تشویش‌ها دامن بزند.
کاربران فضای مجازی واکنش تندی به اظهارات سودجویانه فرح پهلوی نشان دادند و از خجالت او درآمدند. یک کاربر نوشته بود: «فرح دیبا یا رضا پهلوی یا هر مفتخور دیگری که فکر می‌کند این ملت دارند به آب و آتیش می‌زنند که راه برای برگشت آنها باز شود، بدجوری کور خونده‌اند. ایرانی جماعت به عقب برنمی‌گردد. هیچ شاه و خاندانی دو بار در ایران حکومت نکردند.»
حتی در فتنه سال ۸۸ ـ کشور ۸ ماه درگیر آشوب و نقش‌آفرینی فتنه‌گران و عناصر فریب خورده داخلی و عوامل بیگانگان بودـ در آن دوره نیز مادر رضا پهلوی که ماموریت تامین مالی او را برعهده دارد، باز در متن حوادث دیده می‌شد و ۶ تیر ۸۸ از موضع صدراعظم سابق آلمان در قبال اتفاقات اخیر ایران تشکر کرد. حال پرسشی که مطرح می‌شود این است: «با تحرکاتی که فرح مدام از خود نشان می‌داد، چرا این روزها دیگر خبری از او نیست، حتی در مقابل دوربین حاضر نشد یا در سیرک مونیخ در کنار کودک پهلوی قرار نگرفت و فقط به بیانیه بسنده کرد؛ آیا همسر شاه در وضعیت جسمی نامناسبی به سر می‌برد که ترجیح می‌دهد، غیبت را بر حضور در جمع اندک سلطنت‌طلبان ترجیح دهد؟!»

پولی که بر باد رفت
همان‌طور که یادآوری شد: دوره فعالیت‌های سیاسی- اجتماعی فرح بعد از مرگ شاه، متوجه براندازی نظام جمهوری اسلامی بود. از جمله اصلی‌ترین این فعالیت‌ها می‌توان به حمایت مالی فرح از راه‌اندازی رسانه‌ها و نشریات و گروه‌های سلطنت‌طلب اشاره کرد که البته نحوه هزینه‌کردن این سرمایه‌ها نیز قابل توجه است. مادر فرح به گوشه‌ای از این حمایت‌ها و فرجام آنها اشاره کرده است: «مثلا ارتشبد بهرام آریانا می‌گفت: ۵۰ هزار نفر جنگجوی زبده در مرز ایران و ترکیه سازماندهی کرده و حالا برای خرید تسلیحات نظامی پول می‌خواهد و بدین ترتیب چند میلیون دلار ما را تیغ زد، بعدا فهمیدیم که همه پول‌ها را صرف قمار در کازینوهای لندن و معشوقه جوان خود کرده است.»
فرح همچنین پنج تا هشت میلیون دلار به منوچهر گنجی، وزیر آموزش‌وپرورش در دوره طاغوت پرداخت کرد تا تشکیلات ضدجمهوری اسلامی به راه بیندازد. در عین حال، فرح نیاز مالی کیهان سلطنت‌طلب (چاپ لندن) را با پرداخت میلیون‌ها دلار به مصباح‌زاده و علیرضا نوری‌زاده نیز تامین می‌کرد. فعالیت‌های فرح در دهه دوم حیات جمهوری اسلامی و بعد از ناامیدی از براندازی نظام را می‌توان در ارسال پیام‌های سالانه نوروزی که در آن مردم ایران را به براندازی جمهوری اسلامی دعوت می‌کند و گهگاه، ارسال پیام تسلیت به مناسبت درگذشت یکی از وابستگان خاندان پهلوی، خلاصه کرد. در سال ۱۳۷۶، فریده دیبا، مادر فرح در پاریس درگذشت و در بهار ۱۳۷۹، لیلا کوچک‌ترین فرزند شاه و فرح، با خوردن تعداد زیادی قرص خواب‌آور، خودکشی کرد که اثر فوق‌العاده نامطلوبی بر وجهه خاندان پهلوی و شخص فرح وارد آورد؛ واقعه‌ای که بعد از مدت‌ها نام فرح را در داخل کشور، بر سر زبان‌ها انداخت. یک مورد نیز چاپ پیام تبریک فرح به مناسبت سال نو (۱۳۷۷) در روزنامه زن بود که در فضای سیاسی و مطبوعاتی داخل و خارج کشور، بازتابی نمایان داشت.
فتنه آمریکایی- اسرائیلی ۱۳۸۸ و رونمایی از برخی شعارهای ساختارشکن در طول آن، فرح و فرزندش را -که تا آن روز حتی نمی‌توانستند به براندازی فکر کنند- به عرصه تبلیغ رسانه‌ای بازگرداند. در همان دوره افشاگری‌ای موجب شد تا پشت پرده ولخرجی‌های شهبانو در ساختن مستندهای تبلیغی تا حدی به بیرون درز کند. مدیر بخش فارسی بی‌بی‌سی ضمن زد و بند با بیوه محمدرضا پهلوی، افتضاح تازه‌ای را برای این شبکه دولتی انگلیس رقم زد. بازدید بیوه ۷۵ ساله محمدرضا پهلوی از بی‌بی‌سی فارسی به یک کلاهبرداری جنجالی انجامید. بنگاه سلطنتی انگلستان به شرطی به بیوه شاه سابق اجازه بازدید از بی‌بی‌سی فارسی را داده بود که این بازدید و حواشی آن محرمانه بماند. این شرط مورد موافقت فرح دیبا قرار گرفته بود، اما ماجرا آنطور که انتظار می‌رفت پیش نرفت، چراکه خودنمایی فرح دیبا و طبع آزمند صادق صبا (مدیر وقت بی‌بی‌سی فارسی) موجب بروز دردسر بزرگی شد. اطلاعات دریافتی از نزدیکان فرح پهلوی حاکی است که وی در جریان بازدید پیشنهاد می‌کند در قبال پرداخت دو میلیون دلار به بنگاه بی‌بی‌سی تحت عنوان کمک به گسترش اطلاع‌رسانی در ایران(!)، بنگاه سلطنتی فیلم مستندی از زندگی او تولید و پخش کند. از آنجا که دیده شدن به هر قیمت برای خاندان پهلوی اولویت دارد، فرح درصدد برآمد علاوه بر سرمایه‌گذاری در بی‌بی‌سی فارسی، شبکه ضد ایرانی «من و تو» که کانون خانواده را هدف قرار می‌داد را هم در استخدام خود قرار دهد و آرشیوهایی از دوران پهلوی برای آنها فرستاد تا با پخش آن، گام‌هایی برای تطهیر دوران سیاه پهلوی اول و دوم بردارند، تحرکاتش به اینجا محدود نشد و در مقابل دوربین این شبه رسانه حضور یافت و تا آنجا که توانست دروغ به مخاطب تحویل داد و خود را دایه مهربان‌تر از مادر برای ایرانیان دانست!
همسر محمدرضا و مادر رضا که سن و سالی از او گذشته و پیر و خمیده شده تا توانست قبل از خروج از کشور در سال ۵۷ اموال زیادی را با خود به خارج از کشور برد؛ هنگام خروج محمدرضا و فرح پهلوی از ایران، بخش اعظمی از جواهرات سلطنتی توسط چمدان‌های متعدد در کنار مبالغ هنگفتی ارز از کشور خارج شد. در مقاله «معمای جواهرات سلطنتی پس از سقوط پهلوی اول» به قلم عباسقلی گلشائیان، وزیر دارایی محمدرضا شاه به تاریخچه و نحوه جمع‌آوری جواهرات سلطنتی اشاره می‌شود و در ادامه این وزیر دارایی می‌نویسد: «رئیس‌ کل تشریفات دربار آغاز عملیات خروج شاه و همراهان را ۲۴ دی ۵۷ اعلام کرد. او دستور داد برچسب‌های شناسایی چمدان‌ها، بسته‌ها و صندوق‌های شاه که منقش به آرم دربار و سلطنتی بود، به درون کاخ نیاوران آورده شود تا تشریفات لازم و آخرین شناسایی درباره آنها صورت بگیرد. برچسب‌های اختصاصی دربار اینک آماده شده بود تا به چمدان‌ها و صندوق‌ها الصاق شود. دستور پر کردن و بستن چمدان‌ها و صندوق‌ها در روز ۲۳ دی ۱۳۵۷ با تایید شاه و به دستور فرح صادر شد. فرح دستور داد ۳۸۴ عدد چمدان و صندوق بسته شود. یک تیم از افراد مورد تایید فرح جمع‌آوری و بسته‌بندی همه‌گونه عتیقه، جواهرات و الماس‌های گرانبها، ساعت‌های تمام‌طلا و تاج و نیم‌تاج‌های تمام زمرد را برعهده داشتند. این گنجینه از جواهرات و عتیقه‌جات در مکان‌های امن کاخ نیاوران نگهداری می‌شد. بسته‌بندی و جمع‌آوری دلارهای آمریکایی که از ماه‌ها قبل نقدا جمع شده بود، توسط بخش مالی دربار انجام شد. تعداد معتنابهی از جواهرات دیگر و طلا به ارزش ده‌ها میلیون دلار به‌عنوان بخش اندکی از جواهرات ربوده شده هستند. بسته‌بندی این گنجینه‌ها سرعتی خاص می‌طلبید که باید درون چمدان‌ها و صندوق‌ها جای داده می‌شد. در جریان این بسته‌بندی‌ها بسیاری از جواهرات توسط اعضای تیم بسته‌بندی دزدیده شد و هرگز ردپایی از آنها به‌دست نیامد...»
در کنار اموال ملت که از سوی پهلوی‌ها به غارت رفت، نمی‌توان فسادهای محمدرضا و پسرش رضا را نادیده گرفت! اسدالله علم، دوست دوران کودکی، نخست‌وزیر دربار پهلوی و از مشاوران مورد اعتماد شاه در کتاب خاطراتش به سوءاستفاده جنسی شاه از یک دختر دبیرستانی اشاره می‌کند. این فقط شاه مخلوع نبود که فساد اخلاقی داشت، بلکه فرزندش هم (رضا) همان راه پدر را ادامه داد و رسوا شد؛ آنجا که تصاویری از حضور وی در جزیره بدنام نکر منتشر شد. حال با فسادها یا غارت‌هایی که پهلوی‌ها از مردم این مرز و بوم انجام داده‌اند، می‌خواهند جای جلاد و شهید را عوض کنند. در صورتی که زد و بندها، فسادها و خیانت‌های پهلوی هیچگاه فراموش نمی‌شود و باید بیشتر این جماعت مذور را برای نسل جوان معرفی کرد. جماعتی که حاضر است ایران پاره، پاره شود اما آنها به صندلی پادشاهی برگردند! «زهی خیال باطل»
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.