۱۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۵:۰۳
کد خبر: ۲۰٬۸۰۲

در حافظه تاریخی ملت‌ها، لحظاتی وجود دارند که گویی زمان از حرکت باز می‌ایستد و تمامی معادلات پیشین در بوته آزمونی سخت قرار می‌گیرند. چهاردهم خرداد سال ۱۳۶۸ برای مریدان انقلاب اسلامی ایران، مصداق عینی چنین لحظه‌ای بود. در حالی که جهان غرب و تحلیل‌گران بین‌المللی با دقت و گاه با بدبینی، ثانیه‌های پس از رحلت بنیان‌گذار جمهوری اسلامی را رصد می‌کردند تا شاهد فروپاشی یک ساختار نوپا باشند، وقوع حوادثی در لایه‌های فرهنگی و سیاسی جامعه ایران، روایتی متفاوت از پایداری و استمرار را رقم زد. این متن به مرور واکنش‌های فعالان فرهنگی، نخبگان سیاسی و رسانه‌های داخلی در روزهای پس از ارتحال امام خمینی (ره) می‌پردازد تا دریابیم چگونه پیوند میان امت و امامت و استحکام نهادهای قانونی، مانع از بروز تزلزل در انسجام امت شد.

میراث استواری

آگاه: اعلام خبر ارتحال امام خمینی (ره) در ساعت ۷ صبح روز ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، یکی از حساس‌ترین عملیات‌های رسانه‌ای در تاریخ جمهوری اسلامی بود. محمدرضا حیاتی، گوینده جوان آن دوران، با صدایی که آمیزه‌ای از بهت و حزن بود، جملاتی را بر زبان آورد که برای همیشه در تاریخ ثبت شد: «روح بلند رهبر کبیر انقلاب... به ملکوت اعلی پیوست». حیاتی بعدها در خاطرات خود ذکر کرد که تنها پنج دقیقه قبل از پخش خبر مطلع شده بود که قرعه این مسئولیت سنگین به نام او افتاده است و در آن شرایط، تنها با تکیه بر وظیفه حرفه‌ای و احساسات درونی توانست آن لحظات را مدیریت کند. 
پیش از این اعلام رسمی، در سطوح عالی مدیریت رسانه ملی، بحث‌های فشرده‌ای درباره زمان و نحوه انتشار خبر در جریان بود. محمد هاشمی رفسنجانی، رئیس وقت صدا و سیما، روایت می‌کند که شب قبل از اعلام، تردیدهای زیادی وجود داشت و حتی برخی از شخصیت‌های تراز اول نظام به دلیل شدت حزن قلبی، آمادگی نگارش یا قرائت بیانیه را نداشتند. این حساسیت ناشی از درک این واقعیت بود که هرگونه تزلزل در لحن رسانه می‌تواند به مثابه چراغ سبزی برای دشمنان خارجی و عوامل نفوذی جهت ایجاد ناامنی تلقی شود. با این حال، خبر با حفظ صلابت و به صورت هماهنگ منتشر شد تا نشان‌دهنده تسلط بر اوضاع باشد.

روایت شهید مرتضی آوینی و استمرار ولایت 
در میان فعالان فرهنگی،  شهید سید مرتضی آوینی از نخستین کسانی بود که به تبیین عمیق و حکمی این واقعه پرداخت. او در مقاله ماندگار خود با عنوان «داغ بی ‌تسلی»، رحلت امام را نه یک پایان، بلکه آغازی بر یک پایان دیگر در شب یلدای تاریخ توصیف کرد. آوینی با نگاهی اشراقی معتقد بود که امام خمینی (ره) صرفا یک فرد نبود، بلکه آیتی بود که ثقلین را در وجود خود معنا می‌کرد و به همین دلیل، حقیقت وجودی او پس از مرگ فیزیکی نیز در کالبد نظام و امت باقی خواهد ماند.
دیدگاه آوینی بر این محور استوار بود که نظام جمهوری اسلامی بر پایه عهد میان مردم و خدا بنا شده است و امام، میراث‌دار همه پیامبران در عصر غربت حق بود. او در واکنش به نگرانی‌هایی که درباره آینده نظام مطرح می‌شد، با صراحت نوشت که «امام فرصت یافت تا وثیقه حکومت را به معتمدین خویش بسپارد» و از مردم خواست تا دست بیعت با جانشین او که تلمیذ مدرسه امام است، برآورند. این کلام آوینی در فضای فرهنگی آن زمان، نقش بسیار مهمی در بازتولید امید و اطمینان قلبی در میان نیروهای حزب‌الله و بدنه اجتماعی انقلاب داشت. آوینی در فعالیت‌های مطبوعاتی خود در مجله سوره نیز بر این نکته تاکید می‌کرد که هنر انقلاب باید زبان رسای اسلام باشد و هنرمندان وظیفه دارند اندیشه مقدس انقلاب را در دنیای ناپاک افکار غلط گسترش دهند. او معتقد بود که با رحلت امام، بار مسئولیت بر دوش شاگردان او سنگین‌تر شده است و این پایداری در راه، خود بزرگ‌ترین گواه بر زنده بودن امام است. نگاه آوینی به رهبری جدید، نگاهی از سر اعتقاد و تداوم ولایت بود که از بروز هرگونه شکاف میان نخبگان فرهنگی و مرکزیت قدرت جلوگیری کرد.

نجوای شاعران در سوگ و حماسه
عرصه شعر و ادبیات انقلاب در خرداد ۶۸، شاهد فوران احساساتی بود که به سرعت به شعور سیاسی تبدیل شد. شاعرانی چون قیصر امین‌پور، سید حسن حسینی و احمد عزیزی، با سرودن اشعاری که هم‌زمان سوگوارانه و حماسی بود، مانع از غلبه حس یاس بر فضای جامعه شدند. قیصر امین‌پور در رثای امام و یاران انقلاب، مفاهیمی چون «بی‌قراری رود» و «سوگواری آسمان» را به کار می‌گرفت اما همواره بر این نکته تاکید داشت که این داغ، ریشه در عشقی جاودان دارد که خود ضامن بقای راه است. سید حسن حسینی که زبانش برای انقلابی‌نماها شمشیری برنده بود، در آن ایام بر لزوم اخلاص و  پایبندی به اصول امام تاکید می‌کرد. او و دیگر همراهانش در حوزه هنری، با تولید آثاری که به سرعت در میان مردم زمزمه می‌شد، پیوند عاطفی ملت با جایگاه رهبری را تقویت کردند. احمد عزیزی نیز با بیانی متفاوت، به تصویری از امام اشاره می‌کرد که در سکوت عمیقش، هزاران راز نهفته بود و تاکید داشت که با انتخاب رهبری جدید، بهارانی شکوفا در پیش روی این باغ قرار دارد.
این شاعران با استفاده از استعاره‌هایی نظیر «نخل برنا» که به جای «نخل کهنسال» نشسته است، مفهوم جانشینی را به زیبایی تبیین کردند:
«درخت بارور دین اگر نماند، نشست/   به جای نخل کهنسال، نخل برنایی».
چنین تعابیری در سطح عمومی جامعه، پیام ثبات و رویش دوباره را ابلاغ می‌کرد و به مخاطب اطمینان می‌داد که اگرچه سرو رعنایی از پا افتاده اما ریشه‌ها همچنان در خاک استوارند.

استحکام قانونی و تجلی ولایت در مجلس خبرگان
در حالی که پیکر مطهر امام در مصلای تهران قرار داشت، مجلس خبرگان رهبری در چهاردهم خرداد ۱۳۶۸ ماموریتی تاریخی را به انجام رساند که بسیاری از ناظران خارجی را به تحسین واداشت. این جلسه که با قرائت وصیت‌نامه توسط آیت‌الله خامنه‌ای آغاز شد، تجلی عینی عقلانیت و اقتدار در نظام اسلامی بود. نمایندگان مجلس خبرگان با درک حساسیت شرایط بین‌المللی و توطئه‌های احتمالی دشمنان، بر لزوم انتخاب سریع رهبر تاکید داشتند. یکی از چالش‌های اصلی در این جلسه، انتخاب میان رهبری فردی و شورایی بود. علی‌رغم اینکه برخی از اعضا و حتی خود آیت‌الله خامنه‌ای با مدل شورایی موافق بودند، اما اکثریت قاطع خبرگان با استدلال‌هایی مبنی بر لزوم تمرکز در مدیریت بحران و نفوذ کلام رهبر واحد، به رهبری فردی رای دادند. نقطه عطف جلسه، شهادت‌های تاریخی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و دیگرانی بود که از نگاه مثبت و صریح امام خمینی (ره) به شایستگی‌های آیت‌الله خامنه‌ای پرده برداشتند. روایت شده است که وقتی نام آیت‌الله خامنه‌ای مطرح شد، ایشان به شدت مخالفت کردند و حتی پشت تریبون رفته و با نهایت ناراحتی خواستار عدم انتخاب خود شدند. اما نمایندگان خبرگان با فریادهای خود و تاکید بر اینکه این تکلیف شرعی و قانونی است، ایشان را متقاعد کردند. آیت‌الله آذری قمی در همان جلسه با صدای بلند اعلام کرد: «من شرعا مکلف هستم که قبول کنم و از هم‌اکنون با شما بیعت می‌کنم».
این سرعت عمل و اتفاق نظر، پیامی صریح به جهان مخابره کرد که نظام جمهوری اسلامی نه بر مدار اشخاص، بلکه بر مدار قانون و ولایت می‌چرخد.
استواری نظام در روزهای پس از بنیان‌گذار انقلاب، مدیون حمایت‌های بی‌شائبه مراجع عظام تقلید و علمای بزرگ حوزه‌های علمیه بود. این حمایت‌ها به ویژه در خنثی کردن تبلیغات رسانه‌های بیگانه که سعی داشتند رهبری جدید را فاقد وجاهت حوزوی جلوه دهند، نقشی حیاتی ایفا کرد. مراجع بزرگی چون آیت‌الله العظمی اراکی، آیت‌الله العظمی فاضل لنکرانی و آیت‌الله العظمی گلپایگانی، بلافاصله پس از انتخاب خبرگان، پیام‌های تبریک و تایید صادر کردند.
آیت‌الله العظمی اراکی، انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای را مایه دلگرمی و امیدواری ملت نامیدند. آیت‌الله فاضل لنکرانی نیز با صراحت اعلام کرد که مقام علمی و اجتهاد معظم‌له جای هیچ‌گونه تردیدی نیست و تصریحات مکرر امام خمینی (ره) بر صلاحیت ایشان، بهترین دلیل بر مقام اجتهاد ایشان است. همچنین آیت‌الله یوسف صانعی تاکید کرد که آیت‌الله خامنه‌ای نه تنها مجتهد مسلم، بلکه فقیهی جامع‌الشرایط و واجب‌الاتباع است. پیوند میان بیت امام و رهبری جدید نیز از دیگر عوامل تثبیت‌کننده بود. حاج سید احمد خمینی در پیامی به مقام رهبری، ضمن تبریک این انتخاب، آن را باعث شادی روح امام دانست و آمادگی کامل خود و بیت امام را برای همکاری اعلام کرد. این هم‌صدایی میان مرجعیت، بیت امام و نهادهای قانونی، سدی محکم در برابر هرگونه نفوذ و تفرقه ایجاد کرد و به عموم مردم این اطمینان را داد که مسیر انقلاب با همان صلابت پیشین ادامه خواهد یافت.

بازتاب‌های بین‌المللی و اعتراف دشمنان به ثبات ایران 
واکنش رسانه‌های جهان به رحلت امام و وقایع پس از آن، طیفی از بهت تا اعتراف به قدرت نظام را در بر می‌گرفت. روزنامه «ملیت» ترکیه نوشت که آیت‌الله خمینی به جهانیان درس عزت و مقاومت آموخت و ملت ایران با حفظ وحدت خود نشان دادند که این درس‌ها را به خوبی فرا گرفته‌اند. روزنامه «الدیار» لبنان نیز امام را مردی توصیف کرد که با ساده‌ترین زندگی، عظیم‌ترین انقلاب قرن را رهبری کرد و نظامی را بنیان گذاشت که حتی بدون حضور فیزیکی او نیز مقتدر باقی مانده است.
در داخل کشور، رسانه‌ها با هوشمندی به پوشش اخبار سوگواری در سراسر جهان پرداختند. از کشورهای همسایه مانند پاکستان و افغانستان تا کشورهای اروپایی و آفریقایی، میلیون‌ها انسان در غم از دست دادن رهبری که نماد مبارزه با استکبار بود، به سوگ نشستند. خاویر پرز دکوئیار، دبیرکل وقت   سازمان ملل، با حضور در نمایندگی ایران، مراتب تسلیت جهانی را ابراز کرد که نشان‌دهنده جایگاه تثبیت‌شده بین‌المللی ایران در آن مقطع بود. این حضور گسترده جهانی و آرامش داخلی، نقشه‌های کسانی را که به دنبال ایجاد آشوب یا حملات نظامی بودند، نقش بر آب کرد. رهبر شهید انقلاب در سخنرانی‌های اولیه خود، این وحدت کلمه را عامل اصلی مرعوب شدن ابرقدرت‌ها دانستند و تاکید کردند که تا زمانی که ملت در صحنه حاضر است و پیوند میان دل‌ها محکم است، هیچ قدرتی نمی‌تواند به این انقلاب آسیب بزند.

 مصلای تهران؛ تجلی میثاق امت و تداوم آرمان‌ها
روز پانزدهم خرداد ۱۳۶۸، مصلای تهران شاهد وداعی بود که در تاریخ بشر بی‌سابقه توصیف شده است. میلیون‌ها نفر با پای پیاده و با چشمانی اشک‌بار از دورترین نقاط کشور خود را به تهران رسانده بودند تا برای آخرین بار با مراد خود تجدید پیمان کنند. این حضور حماسی، فراتر از یک مراسم تشییع، به مثابه یک رفراندوم عمومی برای تایید راه امام و حمایت از رهبری جدید بود.
مدیریت این جمعیت عظیم در مصلای تهران و مسیر ۲۰ کیلومتری تا بهشت‌زهرا، نشان‌دهنده توانمندی اجرایی و امنیتی نظام در اوج بحران بود. فعالان فرهنگی و نیروهای داوطلب با حضور در میان مردم، فضای معنوی و انقلابی را حفظ کردند. اقامه نماز بر پیکر امام توسط آیت‌الله العظمی گلپایگانی، نمادی از پیوند عمیق حوزه و نظام در آن لحظات سرنوشت‌ساز بود. شواهد تاریخی نشان می‌دهد که در آن روزها، برخلاف پیش‌بینی‌های بدبینانه، حتی یک مورد ناامنی جدی یا شورش گزارش نشد. این ثبات، ریشه در ایمانی داشت که امام در قلوب امت کاشته بود. مردم به این باور رسیده بودند که «روح خدا» در کالبد نظام جاری است و اطاعت از جانشین او، ادامه همان راهی است که از خرداد ۴۲ آغاز شده و به بهمن ۵۷ رسیده است.

امتی که با طوفان‌ها نمی‌لرزد
بررسی وقایع بعد از رحلت امام خمینی (ره) نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران از آزمونی سربلند بیرون آمد که بسیاری از حکومت‌های دنیا در مواجهه با آن فرو می‌پاشند. ثبات نظام در آن مقطع حساس، تصادفی نبود؛ بلکه نتیجه‌ آینده‌نگری بنیان‌گذار انقلاب، هوشمندی نمایندگان خبرگان، حمایت قاطع مرجعیت و وفاداری بی‌نظیر امت بود.  فعالان فرهنگی و چهره‌های تاثیرگذار با درک درست از ضرورت زمانه، هنر و کلام خود را به خدمت تثبیت نظام درآوردند. آنها با تبیین مفهوم ولایت به عنوان یک جریان مستمر و نه یک فرد زودگذر، مانع از لرزش دل‌ها شدند. امروز با نگاه به آن دوران، می‌توان دریافت که پیام اصلی آن روزها، پیامی برای همه تاریخ است؛ جمهوری اسلامی ایران به دلیل ریشه‌های عمیق در باورهای مردم و حمایت‌های آنان، حتی با فقدان بزرگ‌ترین معمار خود نیز، استوار و محکم به مسیر خود ادامه می‌دهد و این میراثی است که در پرتو رهبری حکیمانه، همچنان راهنمای آینده این مرز و بوم خواهد بود.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.