۷ شهریور ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۷
کد خبر: ۱۵٬۷۷۲

بحث مکانیزم ماشه یا همان اسنپ‌بک، بار دیگر در صدر اخبار رسانه‌های بین‌المللی و داخلی قرار گرفته است. از نگاه افکار عمومی هر بار که این اصطلاح در فضای خبری پررنگ می‌شود، موجی از نگرانی نسبت به آینده اقتصاد کشور، وضعیت معیشت مردم و مسیر سیاست خارجی ایران شکل می‌گیرد. اما واقعیت این است که این موضوع بیش از آنکه یک رخداد تازه در حوزه تحریم‌ها باشد، بیشتر ابزاری تبلیغاتی برای فشار روانی بر اقتصاد ایران و جامعه محسوب می‌شود.

خباثت اروپایی

آگاه: برای فهم بهتر ماجرا لازم است نگاهی به ریشه‌های شکل‌گیری مکانیزم ماشه در توافق هسته‌ای (برجام) داشته باشیم. مکانیزم ماشه در واقع بندی بود که کشورهای غربی در روند مذاکرات هسته‌ای گنجاندند تا به‌زعم خودشان اطمینان یابند اگر ایران به تعهداتش عمل نکرد، بتوانند تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل را به صورت خودکار بازگردانند. به بیان ساده‌تر، این مکانیزم شبیه یک کلید اضطراری طراحی شد تا تمام قطعنامه‌های لغوشده سازمان ملل علیه ایران دوباره فعال شوند. اما پرسش کلیدی این است که آیا واقعا بازگشت تحریم‌های شورای امنیت می‌تواند شرایط اقتصادی و سیاسی ایران را دگرگون کند؟ پاسخ به این سوال، محور اصلی گزارش حاضر است. چرا که بررسی واقعیت‌های اقتصادی کشور، تجربه‌های گذشته و تحلیل کارشناسان نشان می‌دهد که تاثیر واقعی مکانیزم ماشه بر اقتصاد ایران بسیار محدود است و آنچه امروز در بوق و کرنا دمیده می‌شود، بیشتر نوعی جنگ روانی برای ملتهب کردن فضای داخلی و القای ناامیدی به مردم است.

تجربه چهار دهه تحریم
جمهوری اسلامی ایران از نخستین سال‌های پس از انقلاب تا امروز با انواع و اقسام تحریم‌ها مواجه بوده است؛ از تحریم‌های تسلیحاتی دهه شصت تا تحریم‌های بانکی، نفتی و فناورانه سال‌های اخیر. این تجربه طولانی نشان داده که کشور توانسته با اتکا به ظرفیت‌های داخلی و تغییر مسیرهای تجاری، بخش زیادی از فشارهای خارجی را خنثی کند. بنابراین، اضافه‌شدن نام مکانیزم ماشه به فهرست ابزارهای فشار غرب، تغییر اساسی در واقعیت تحریم‌های ایران ایجاد نمی‌کند. واقعیت این است که تحریم‌ها به جای متوقف‌کردن مسیر توسعه ایران، به نوعی موتور محرک خوداتکایی و نوآوری داخلی شده‌اند. به همین دلیل، تحلیلگران خارجی هم اذعان دارند که ایران جزو معدود کشورهایی است که توانسته ساختار اقتصادی و سیاسی خود را با شرایط تحریمی تطبیق دهد و آن را به یک «عادت» تبدیل کند.همچنین تجربه تاریخی تحریم‌ها علیه ایران، ساختارهای اقتصادی و نهادی کشور را به‌گونه‌ای شکل داده که بتوانند در شرایط تحریم هم به فعالیت ادامه دهند. امروز تقریبا هیچ بخش اقتصادی وجود ندارد که به‌طور کامل به شرایط عادی و بدون تحریم عادت کرده باشد. این یعنی اقتصاد ایران «تاب‌آور» شده است؛ ویژگی‌ای که در بسیاری از کشورهای دیگر مشاهده نمی‌شود. یکی از مهم‌ترین پیامدهای تحریم‌ها، رشد صنایع داخلی بوده است. محدودیت در واردات کالاهای صنعتی و تکنولوژیک، شرکت‌های ایرانی را به سمت بومی‌سازی فناوری و تولید داخلی سوق داد.

اهمیت بعد روانی ماجرا
از سوی دیگر آنچه غرب به‌ویژه سه کشور اروپایی و آمریکا از این بازی رسانه‌ای دنبال می‌کنند، مدیریت ادراک عمومی است. آنها می‌خواهند با بزرگ‌نمایی مکانیزم ماشه، بازار ایران را ناآرام کنند، نرخ ارز را تحت فشار روانی قرار دهند و سرمایه اجتماعی کشور را هدف قرار دهند. این همان چیزی است که نمایندگان مجلس و کارشناسان اقتصادی بارها بر آن تاکید کرده‌اند؛ بنابراین اسنپ‌بک بیشتر از آنکه ابزاری اقتصادی باشد، یک عملیات روانی است.

چرا مکانیزم ماشه در برجام گنجانده شد؟
بسیاری از کارشناسان داخلی بر این باورند که گنجاندن چنین بندی در برجام، یک خطای حقوقی جدی بود. چرا که این بند دستاوردهای ایران از توافق را در معرض خطر قرار می‌داد و در عمل دست غرب را باز می‌گذاشت تا در هر زمان که بخواهد، بدون سازوکار پیچیده شورای امنیت، تحریم‌ها را بازگرداند. میثم ظهوریان، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس به درستی اشاره کرده است که مکانیزم ماشه از اساس «اشتباه حقوقی» بود و غربی‌ها آن را طراحی کردند تا در پایان دوره اجرای برجام، دستاوردهای ایران را «صفر» کنند. وی همچنین معتقد است؛ البته ناگفته نماند که عمده تحریم ها از طریق تحریم‌های یک طرفه اتحادیه اروپا و آمریکا علیه ایران اعمال شدند؛ بنابراین اثر واقعی مکانیسم ماشه در اقتصاد ما زیاد نیست و تاثیر جدی هم بر فروش نفت ایران و هزینه های مبادله ای ایران ندارد، ولی ممکن است اثر روانی آن به طور موقت در اقتصاد مان وجود داشته باشد. این واقعیت را نباید فراموش کرد که حتی پیش از اجرای احتمالی مکانیزم ماشه، ایران هم‌اکنون تحت سنگین‌ترین و گسترده‌ترین تحریم‌ها قرار دارد. تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا و اتحادیه اروپا، بخش اعظم اقتصاد ایران را نشانه گرفته‌اند؛ از فروش نفت و مبادلات بانکی گرفته تا صنایع استراتژیک و حتی بخش‌های دارویی و غذایی. در چنین شرایطی، تحریم‌های شورای امنیت اگر بازگردند، تفاوت ماهوی چندانی در وضعیت فعلی ایجاد نخواهند کرد. علاالدین بروجردی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در این باره گفته است که اگر تحریم‌های شورای امنیت در یک کفه ترازو و تحریم‌های آمریکا و اروپا در کفه دیگر قرار بگیرند، قطعا کفه دوم سنگین‌تر خواهد بود. به بیان دیگر، «اصل فشار اقتصادی» همین حالا هم اعمال شده و چیزی بیش از آن باقی نمانده که اسنپ‌بک بتواند به ایران تحمیل کند.

جو روانی و هدف قراردادن حلقه اقتصادی ایران
علاوه بر آن، هدف اصلی غرب ایجاد یک جو روانی در داخل کشور است. آنها می‌خواهند با خبرسازی و بزرگ‌نمایی، مردم را دچار نگرانی کنند و اعتماد عمومی به آینده اقتصاد را تضعیف نمایند. در این میان رسانه‌های بین‌المللی همسو با غرب، سناریوی «بازگشت ایران به ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد» را مطرح می‌کنند تا فضای ذهنی جامعه را متلاطم سازند. این در حالی است که حتی در صورت فعال‌شدن مکانیزم ماشه، شرایط عملیاتی اقتصاد ایران تغییر چشمگیری نخواهد کرد. از سوی دیگر مهرداد لاهوتی، نماینده مجلس در اظهارنظر دیگری در این بخش تاکید دارد؛ تحریم‌های جدید تفاوتی اساسی با تحریم‌های کنونی نخواهند داشت. اقتصاد ایران عملا در همان شرایطی باقی خواهد ماند که امروز هست. تفاوت اصلی در این است که غرب می‌تواند با استفاده از ابزار رسانه، وانمود کند فشار تازه‌ای بر ایران وارد شده است.

صالحی: آثار اقتصادی اسنپ‌بک بیشتر روانی است تا واقعی
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس هم در گفت و گو با خبرنگار روزنامه «آگاه» در همین زمینه گفت: اجرای این مکانیزم بیشتر جنبه سیاسی و روانی دارد و آثار اقتصادی واقعی آن محدود خواهد بود. مسلم صالحی  افزود: تحریم‌های اصلی علیه ایران، چه در حوزه نفتی و چه در حوزه بانکی، عملا پیش‌تر برقرار شده و اقتصاد کشور خود را با این شرایط وفق داده است. بنابراین اگر هم اسنپ‌بک فعال شود، چیزی به تحریم‌های موجود اضافه نخواهد شد. آنچه در کوتاه‌مدت دیده می‌شود، صرفا فشار روانی و فضاسازی رسانه‌ای است که ممکن است بر بازار ارز یا طلا اثر بگذارد. صالحی در ادامه با تاکید بر اینکه نگرانی برخی فعالان اقتصادی درباره تاثیر این فضا بر سرمایه‌گذاری‌ها طبیعی است، اظهار کرد: در حال حاضر سهم سرمایه‌گذاری خارجی در اقتصاد ایران محدود است و بخش عمده سرمایه‌گذاری‌ها داخلی است. بنابراین، با مدیریت درست دولت می‌توان آثار روانی این موضوع را کنترل کرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.