۲۵ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۴۱
کد خبر: ۱۹٬۶۴۹

داستان این روزهای جامعه ایران

مقاومت اجتماعی و اعتراض

عماد خورشیدطلب ـ آگاه مسائل اجتماعی

خطاست اگر تصور شود استکبار جهانی فقط با قدرت سخت نظامی، امنیتی یا تحریمی پیش می‌رود. تجربه نشان داده پروژه اصلی، شکستن جامعه از درون است؛ شکستن امید، تضعیف معنا و فرسایش اعتماد اجتماعی.

آگاه: در این نبرد، همیشه آن جامعه‌ای شکست نمی‌خورد که ضعیف‌تر است، بلکه آن جامعه‌ای می‌بازد که دیگر نداند چرا باید ایستادگی کند. برای فهم این واقعیت، مقایسه دو تجربه زنده در منطقه راهگشاست: سوریه و غزه.
در سوریه، جامعه پیش از آنکه در میدان نظامی فروبپاشد، در میدان معنا شکست خورد. روایت مشترکی برای ایستادن وجود نداشت. شکاف‌های اجتماعی و بی‌اعتمادی میان دولت و بخش‌هایی از جامعه عمیق شد و مقاومت، به‌جای آنکه راه حفظ کرامت باشد، به عنوان عامل تداوم رنج تصویر شد. حتی اعتراض‌های به‌حق، به‌تدریج از افق حفظ جامعه جدا شد و ناخواسته در مسیر فرسایش اجتماعی و تضعیف انسجام عمومی قرار گرفت. نتیجه روشن بود: جامعه‌ای فرسوده که آمادگی پرداخت هزینه ایستادگی را از دست داد.
در نقطه مقابل، غزه قرار دارد. جامعه‌ای که زیر شدیدترین فشارهای قدرت سخت، همچنان ایستاده است. تفاوت غزه در میزان سلاح نیست؛ در وضوح معناست. مردم غزه می‌دانند چرا رنج می‌کشند. مقاومت برای آنها تاکتیک سیاسی نیست، بخشی از هویت و زندگی روزمره است. حتی گلایه و اعتراض به سختی‌ها، در چارچوب حفظ اصل مقاومت و کرامت جمعی باقی می‌ماند و به نفی کلی مسیر منتهی نمی‌شود. به همین دلیل، دشمن با وجود ویران‌سازی گسترده، نتوانسته افق ذهنی جامعه را اشغال کند. این مقایسه، حامل یک درس مهم برای جامعه ایرانی است. مسئله ایران، کمبود قدرت سخت و امکانات نیست؛ مسئله اصلی، صیانت از مقاومت اجتماعی است. مقاومتی که بدون امید به آینده‌ای عادلانه و معنادار، فرسوده می‌شود.
اعتراض اجتماعی ذاتا در تعارض با مقاومت نیست؛ برعکس، می‌تواند موتور اصلاح، عدالت و ترمیم شکاف‌ها باشد. اما خطر از جایی آغاز می‌شود که اعتراض از افق حفظ جامعه و استقلال جدا شود و صرفا به انکار کلی وضعیت موجود فروکاسته شود. در این نقطه، اعتراض ـ ناخواسته ـ می‌تواند به بخشی از همان پروژه‌ای تبدیل شود که هدفش شکستن جامعه مقاوم است. نبرد اصلی امروز، نبرد معناست. هر جامعه‌ای که بتواند همزمان اعتراض را در خدمت اصلاح و مقاومت را در خدمت کرامت انسانی نگه دارد، حتی زیر سنگین‌ترین فشارها نیز شکست نخواهد خورد.

هشدار
اگر ادبیات اعتراض را از ریشه اسلامی ـ ایرانی‌اش جدا کنیم، اعتراض ناخواسته به ضد خود بدل می‌شود و به‌جای اصلاح، جامعه مقاومت را می‌فرساید. الیگارشیک خواندن کلیت حاکمیت و راه نقدرا  نمی‌گشاید! این برچسب، صورت‌مسئله عدالت را می‌پوشاند و سرمایه اجتماعی مقاومت را از درون بی‌اعتبار می‌کند.
دعوت به اینکه «بچه‌های الیگارشی بیایند خیابان را جمع کنند» نه عدالت‌خواهی است و نه اعتراض اصیل؛ ادبیات حذف و زخم‌زدن به جامعه است، نه اصلاح آن.
با معترضان دارای مسئله ـ جوان و نوجوان ـ باید گفت‌وگو کرد؛ اما تبیین صرف، اگر به اصلاحات عینی، کاهش نابرابری و تصمیم‌های ملموس به نفع طبقات محروم و ضعیف نینجامد، خودش به بن‌بست و فرسایش اعتماد تبدیل می‌شود.

در این روزها و شرایط، توصیه قطعی حضرت آقا چیست؟
۱. آن نتیجه‌ای که در این حوادث، دشمنان به آن رسیدند، این است که ایران را با جنگ و با حمله نظامی نمی‌توان به زانو درآورد... خب ۴۵ سال است که دارند این کارها را می‌کنند؛ روزبه‌روز جمهوری اسلامی قوی‌تر شده!
۲. دیدند راهش این است که در داخل اختلاف ایجاد کنند، در داخل نفاق ایجاد کنند؛ البته عواملی هم در داخل دارند؛ عوامل صهیونیسم، عوامل آمریکا، هستند گوشه و کنار در کشور؛ به وسیله اینها یا به وسیله کسانی که غفلت دارند از آنچه می‌گویند و از آنچه می‌نویسند، بین مردم اختلاف ایجاد کنند و چندصدایی در کشور به وجود بیاورند...
۳. امروز الحمدلله کشور متحد است. امروز مردم متحدند. اختلاف سلیقه هست، اختلاف سلیقه سیاسی، اجتماعی وجود دارد لکن در دفاع از نظام، دفاع از کشور، ایستادگی در مقابل دشمن، مردم امروز متحدند. این اتحاد به ضرر آنهاست، این اتحاد مانع تجاوز و تعرض آنهاست؛ این را می‌خواهند از بین ببرند...
۴. اهل بیان، اهل قلم، آنهایی که حرف می‌زنند، آنهایی که می‌نویسند، آنهایی که تحقیق می‌کنند، آنهایی که توییت می‌زنند، بفهمند چه کار می‌کنند! این اتحاد مقدس، این اجتماع عظیم، این سپر پولادین از دل‌های مردم و اراده‌های مردم نباید خدشه‌دار بشود. امروز اتحاد وجود دارد. این اتحاد را مردم حفظ کنند.
۵. مسئولان کشور به‌خصوص مسئولان سه قوه که امروز آنها هم در کمال اتحاد و همدلی دارند با هم کار می‌کنند، این را حفظ کنند. خدمتگزاران کشور را مردم حمایت کنند؛ رئیس‌جمهور را حمایت کنند. رئیس‌جمهور، پرکار و پرتلاش و پیگیر است؛ عناصر این‌جور که پرکار باشند، پرتلاش باشند، پیگیر باشند، اینها را باید قدرشناسی کرد.
۶. اتحاد بین ملت و دولت، بین آحاد مسئولین گوناگون نظام، بین نیروهای مسلح و مردم، بین آحاد مردم، چیزی است که باید با همه وجود حفظ بشود؛ این توصیه قطعی من است.
۷. من از علائم و قرائن این‌جور احساس می‌کنم که امروز بیشترین تلاش دشمن برای این است که این هم‌صدایی را، این یک‌صدایی را، این همدلی را، این همکاری را خدشه‌دار بکند؛ امروز این کار را دشمن دارد با شیوه‌های مختلف می‌کند؛ مردم توجه داشته باشند.
رهبر انقلاب| ۰۲/۰۶/۱۴۰۴

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.