آگاه: یکی از مباحث محوری در جامعهشناسی تشیع، تصویری است که از آن در محافل آکادمیک جهانی و حتی در ذهنیت بخشی از جامعه داخلی شکل گرفته است. سارا شریعتی، جامعهشناس دین، در تحلیل این وضعیت به نکتهای کلیدی اشاره میکند. او میگوید که در نگاه بیرونی بهویژه در شرقشناسی و تحقیقات غربی، تشیع اغلب به عنوان مذهبی شناخته میشود که برای رنج، موقعیت خاص و مقدسی قائل است و از آن به عنوان «دکترین رنج» یاد میکنند.
آیا تشیع «دکترین رنج» است؟
این تصویر، ریشه در برجستگی بیبدیل واقعه عاشورا و مناسک سوگواری محرم در هویت شیعی دارد. مظلومیت، به عنوان فرهنگ بارز شیعیان، چنان با تار و پود تاریخ این مذهب عجین شده است که گویی قرابتی ترجیحی میان فرهنگ تاریخی ما با غم وجود دارد. اما آیا این تصویر، تمام حقیقت تشیع است؟ منتقدان این دیدگاه، از جمله خود شریعتی، معتقدند که تقلیل تشیع به «آیین سوگ»، نادیده گرفتن بخش عظیمی از میراث روایی و عرفانی این مکتب است. شریعتی تاکید میکند که جامعه به هر دو وجه «سوگ و سرور» نیاز حیاتی دارد و تقویم نمیتواند سراسر سوگواری باشد. او هشدار میدهد که سیاستگذاریها و الگوسازیها برای شادی، گاهی چنان سرشار از ممنوعیت و محدودیت بوده که جامعه را در ابراز شادی دینی دچار لکنت کرده است.
شکاف میان تقویم و تحقق اجتماعی
نگاهی به تقویم قمری نشان میدهد که تعداد اعیاد مذهبی (شامل ولادتهای ۱۴ معصوم (ع)، اعیاد بزرگی چون غدیر، فطر، قربان و مبعث) اگر از ایام شهادت بیشتر نباشد، کمتر نیست. علیرضا قبادی، جامعهشناس و پژوهشگر دینی، در اینباره میگوید: «با وجود اینکه در جامعه ما جشنها از جمله جشنهای مذهبی فراوانی وجود دارد و حتی تعداد جشنهای مذهبی در فرهنگ ما بیش از سوگواریهاست اما فرهنگ جامعه ما فرهنگی غمگینانه است و به شادی و سرور چندان توجه نشده است.»
این گزاره نشاندهنده یک شکاف عملکردی است. جامعه در بازتولید مناسک غم، خلاق، پرشور و خودجوش عمل میکند اما در بازتولید مناسک شادی، اغلب منتظر نهادهای رسمی است یا به فرمهای سطحی بسنده میکند. دلیل این امر را میتوان در چند لایه جستوجو کرد؛ از توسعهیافتگی فرمهای عزاداری تا فقر فرمهای شادی. در طول قرنها، فرمهای متنوعی برای عزاداری (روضه، سینهزنی، زنجیرزنی، تعزیه، نخلگردانی، شام غریبان و...) ابداع و نهادینه شده است. این فرمها به شرکتکنندگان اجازه میدهد تا با بدن و صدای خود در مراسم مشارکت فعال داشته باشند. در مقابل، برای شادی مذهبی، فرمهای مشارکتجویانه اندکی وجود دارد. اغلب مراسم جشن به کف زدن که آن هم در برخی ادوار محل مناقشه بوده یا تزیینات خیابانی محدود شده است. فقدان آیینهای جمعی که در آن بدن و عواطف به صورت فعال درگیر شادی شوند، باعث شده است که جشنها عمق عاطفی عزاداری را پیدا نکنند.
مانیفست عاطفی تشیع
برای عبور از دوگانه کاذب غم در برابر شادی، باید به ریشههای انسانشناسی شیعی برگشت. در مباحث فقهی، شادی و غم دو روی یک سکه واحد به نام «ولایت» هستند. این حقیقت در احادیث مشهور «طینت» تبیین شده است. امام صادق (ع) میفرمایند:
«شیعَتُنا خُلقُوا منْ فاضل طینتنا وَ عُجنُوا بماء وَلایتنا یحْزَنُونَ لحُزْننا ویفْرَحُونَ لفَرَحنا»
«شیعیان ما از باقیمانده گل ما آفریده شدهاند و با آب ولایت ما عجین گشتهاند؛ آنان در اندوه ما اندوهگین و در شادی ما شادمانند.»
این حدیث، ساختار عاطفی شیعه را بر مبنای همنوایی وجودی با امام تعریف میکند. غم و شادی شیعه اصالت ولایی دارد. اگر کسی در محرم غمگین است، به خاطر افسردگی شخصی نیست، بلکه بازتاب غم امام است. بنابراین، اهمیت دادن به ولادتها و اعیاد، دقیقا همسنگ اهمیت دادن به عزاداریهاست. هر دو، تجلی یک حقیقت واحد هستند.
شادی به مثابه توشه برزخی در نگاه آیتالله فاطمینیا
یکی از عمیقترین تبیینها پیرامون جایگاه شادی در سلوک دینی، متعلق به مرحوم استاد فاطمینیا است. ایشان با عبور از نگاه سطحی به شادی، آن را به عنوان یک عمل عبادی استراتژیک و سرمایه وجودی در عوالم پس از مرگ معرفی میکردند. استاد فاطمینیا در سخنرانیهای خود با استناد به روایات، بر شاد کردن دل مومن تاکید ویژهای داشتند. ایشان میفرمودند: «در حدیث داریم که وقتی مومن میمیرد، یک صورت خوش با او وارد قبر میشود... و با او انس میگیرد. به مومن میگوید: نترس! من با تو هستم... مومن میپرسد: تو کیستی؟... آن صورت خوش میگوید: من آن شادی هستم که تو داخل قلب برادر و خواهر دینی خود کردی.»
این نگاه، مفهوم شادی را دگرگون میکند. شادی دیگر یک تفریح غفلتزا یا یک امر حاشیهای نیست؛ بلکه امریست که قدرت نجاتبخشی در هولناکترین مواقف هستی را دارد. استاد فاطمینیا حتی در مقام مقایسه، گاهی ارزش شاد کردن دلها را از عبادات مستحبی مکرر بالاتر میدانستند و میفرمودند: «عزیز من دل مردم را شاد کن!»
این قرائت از دین، پتانسیل عظیمی برای تولید نشاط اجتماعی دارد. اگر جامعه باور کند که لبخند نشاندن بر لب دیگران و برگزاری جشنی که دلها را شاد کند، کارکردی معادل شبزندهداری و گریه در سحر دارد، انگیزه برای برگزاری اعیاد شعبانیه صدچندان خواهد شد.
رابطه عقل و عاطفه در شادی مذهبی از منظر رهبر انقلاب
رهبر انقلاب در تبیین ساختار معنوی تشیع، بر ترکیب اندیشه و عاطفه تاکید دارند. ایشان در دیدار جمعی از مداحان در سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) درباره این موضوع میفرمایند: «این زبان [زبان دین]، ترکیبی است از اندیشه و عقل و عواطف؛ عاطفه است که میتواند مسیر فهم عقلی و حرکت عقلی و جریان عقلی را هموار کند. ما به طور طبیعی این جریان را داریم؛ هم در جلسات مدح و عزا و شادی و مولودیخوانی...»
از دیدگاه ایشان، شادی مذهبی نباید فاقد محتوا باشد. شادی مطلوب، شادیای است که در آن عاطفه بستر را برای تعقل و معرفت فراهم کند. بنابراین، جشنهای شعبانیه نباید صرفا به هیجانات تخلیهکننده محدود شود، بلکه باید همانطور که روضه باعث تأمل در تاریخ میشود، جشن نیز باعث تأمل در فلسفه بعثت، امامت و مهدویت شود.
اعیاد شعبانیه، تراکم نور و سرور
ماه شعبان از منظر تقویمی، منحصر به فرد است. آغاز آن با ولادت سرداران کربلا همراه است و میانه آن با ولادت منجی عالم بشریت (عج) به اوج میرسد. این توالی، فرصتی طلایی برای ایجاد یک فصل نشاط در جامعه فراهم میکند. رهبر انقلاب در دیدار با اقشار مختلف مردم در سال ۱۳۹۲ در خصوص اهمیت روز سوم شعبان و میلاد اباعبدالله (ع) تعابیر ظریفی دارند که میتواند الگوی شادی را اصلاح کند. ایشان در بخشی از این بیانات که به تفصیل به این موضوع پرداختهاند، میفرمایند: «اجتماع دوستان اهلبیت، دوستان سیدالشهدا، لبهای خندان، دلهای شاد به مناسبت میلاد باسعادت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) حقیقتا روز عید را یک عید واقعی میکند... عظمت روز سوم شعبان را باید بهعنوان پرتویی از عظمت حسینبنعلی بهحساب آورد». نکته ظریف در کلام رهبری، پیوند لبهای خندان با عظمت حسینبنعلی (ع) است. ایشان تلویحا نقد میکنند که نباید حسین (ع) را تنها در گودال قتلگاه دید؛ بلکه باید ولادت او را که سرآغاز نجات اسلام است، با همان عظمت جشن گرفت. شادی در سوم شعبان، شادی داشتن چنین شخصی است که مسیر تاریخ را تغییر داده است.
امید، موتور محرک نشاط اجتماعی
نیمه شعبان، قله شادیهای مذهبی است اما مفهوم انتظار گاهی با برداشتهای غلط، به انفعال یا غم فراق تفسیر میشود. رهبر انقلاب در سخنرانیهای متعدد، قرائتی حماسی و امیدبخش از انتظار ارائه میدهند که ذاتا شادیآفرین و محرک است. ایشان میفرمایند: «انتظار فرج به معنای نشستن، بیعملی و چشم به در دوختن نیست بلکه به معنای آماده شدن و اقدام کردن برای دستیابی به آینده روشن و وعده داده شده است... در انتظار فرج امید هست، تحرک هست، اقدام وجود دارد.» از این منظر، جشن نیمه شعبان، جشن امید به آینده است. جامعهای که به آیندهای روشن و حتمی اعتقاد دارد و خود را در حال حرکت به سمت آن میبیند، نمیتواند افسرده باشد. جشنهای شعبانیه باید بازنمایی این امید فعال باشند. این همان نقطهای است که شادی مذهبی از شادیهای سکولار که اغلب معطوف به فراموشی رنجهای حال هستند، متمایز میشود؛ شادی مذهبی معطوف به ساختن آینده است.
چرا «بلد نیستیم» شاد باشیم؟
حجتالاسلام علیرضا پناهیان، با طرح سوالی صریح، انگشت روی نقطهای مهم میگذارد. او معتقد است که جامعه مذهبی در طول تاریخ، مهارتهای لازم برای عزاداری را به خوبی آموخته و توسعه داده است اما در پرورش مهارتهای شادی
غفلت ورزیده است.
پناهیان استدلال میکند که شادی یک فضیلت اخلاقی و حتی یک تکلیف دینی است که نیازمند تمرین است. او نقد میکند که گاهی تصور میشود شادی با وقار دینی منافات دارد، یا اینکه شادی حتما باید با نوعی غفلت همراه باشد. این فقدان الگوی صحیح، باعث شده که وقتی جوان مذهبی میخواهد شاد باشد، یا به الگوهای غربی متوسل میشود یا دچار نوعی سردرگمی میشود.
تقلید از غرب و فقدان فرمهای بومی
یکی از آسیبهای جدی که رهبر انقلاب نیز به آن اشاره کردهاند، تقلید غلط از سبکهای غربی در مداحیها و جشنهاست. ایشان با انتقاد از واردات ملودیها و سبکهای لهو به مجالس اهلبیت میفرمایند: «خواننده جلسه مداحی، ناگهان بیاید آهنگهای اروپایی را آن هم به شکل غلط و نابلد بنا کند خواندن... این غلط است... خودتان آهنگ بسازید. این همه ذوق و این همه هنر وجود دارد... آهنگ عزا، آهنگ شادی.»
این نکته نشان میدهد که ما در تولید موسیقی شادی حلال و فرمهای هنری سرور کمکاری کردهایم. مداحان و هنرمندان آیینی باید همان وسواسی را که در انتخاب سبکهای شور و روضه دارند، در تولید سرودها و ملودیهای فاخر به خرج دهند. اگر فرم بومی و فاخر تولید نشود، ذائقه نسل جدید با فرمهای وارداتی پر خواهد شد.
روحانیت و مسئله ترویج شادی
حجتالاسلام داوود زارع، از مدیران حوزوی، در نقدی درونگفتمانی بیان میکند که «شادی مذهبی در میان روحانیت هنوز
جا نیفتاده است.» او معتقد است که باید به همان اندازه که به عزاداریها پرداخته میشود، به میلادها نیز توجه شود و روحانیت باید علمدار این تغییر باشد. اگر منبرهای ماه شعبان صرفا به وعظ خشک بگذرد و فضا برای ابراز هیجان و شادی فراهم نشود، پیام دین به صورت ناقص منتقل شده است.
ظهور پدیدههای نوین در اعیاد مذهبی
در سالهای اخیر، شاهد ظهور مدل جدیدی از مناسک شادی در ایران بودهایم که نمونه بارز آن «مهمونی ۱۰ کیلومتری غدیر» در تهران و سایر شهرهاست. این رویداد که با حمایت گسترده نهادهای دولتی و شهرداریها و مشارکت هیاتهای مذهبی برگزار میشود، تلاشی برای پر کردن خلأ شادیهای خیابانی است. برخی آن را نشاندهنده نشاط بالای مردم ایران و پاسخی به ادعای غمگین بودن ایرانیان میدانند و معتقدند که این جشنها با ایجاد فضای بازی برای کودکان، توزیع غذا و هدایا و حضور خانوادگی، توانسته است مدل موفقی از شادی مومنانه و جمعی را ارائه دهد که در آ ن دینداری با لبخند و تفریح گره خورده است.
در مقابل، برخی نقدهای جدی ساختاری به این رویدادها وارد میکنند و معتقدند که این حجم از گسترش کمی مناسک و دخالت حداکثری دولت، ماهیت مردمی و خودجوش مناسک را تهدید میکند. این گروه استدلال میکنند که وقتی شادی مذهبی به یک پروژه دولتی تبدیل شود، ممکن است با نوسانات سیاسی پیوند بخورد و بخشی از جامعه که منتقد وضعیت موجود است، نسبت به آن موضع بگیرد. از سوی دیگر، خیابان متعلق به همه شهروندان است. تبدیل مکرر خیابان به صحنه مناسک، در حالی که سایر گروههای اجتماعی با محدودیتهایی در استفاده از فضای عمومی مواجهاند، ممکن است به جای همدلی، تولید خشم کند. در نهایت نیز، تمرکز بر آمار مثل ۱۰ کیلومتری بودن و ... ممکن است جایگزین عمق معنوی و معرفتی شود.
به نظر میرسد راه حل پایدار، نه رها کردن شادی که منجر به انفعال میشود و نه دولتیسازی کامل آن است. الگوی مطلوب، مدلی است که در آن زیرساختها توسط نهادهای عمومی فراهم شود، اما محتوا و اجرا کاملا به دست مردم و نهادهای مدنی باشد. نشاط اجتماعی زمانی محقق میشود که مردم احساس کنند خودشان متولی امور هستند و مسئولیتخواهی در جامعه زنده باشد.
ضرورت بازخوانی فرهنگ دینی
وجود نداشتن تعادل میان شادی و غم در فرهنگ دینی ما، ریشه در ذات تشیع ندارد، بلکه حاصل متغیرهای تاریخی، کمکاریهای نهادی در تولید فرمهای شادی و برخی کژتابیهای معرفتی است. اعیاد شعبانیه، آزمونی بزرگ برای سنجش سلامت فرهنگی جامعه است. برای تحقق خواسته کاربران و رسیدن به تعادل مورد نظر در اعیاد شعبانیه، اقدامات از این دست به نظر ضروری است؛ تریبونهای مذهبی باید با استناد به احادیث و روایات، شادی در اعیاد را به عنوان یک تکلیف ولایی تبیین کنند. بهعلاوه، حمایت از تولید سرودها، نماهنگها و اجراهای خیابانی که دارای هویت بومی و مذهبی باشند. استفاده از ملودیهای اصیل ایرانی برای خلق نواهای شادی مطابق گفته رهبر انقلاب، ضروری است. از سوی دیگر، عبور از مجالس مردانه و بسته به سمت جشنهای خانوادگی در پارکها و فضاهای باز ،مانند الگوی مهمانی غدیر با اصلاح آسیبها، میتواند در شعبان نیز در مقیاس محلات اجرا شود.
از همه مهمتر، شناسایی و احیای سنتهای قدیمی شادی در شهرهای مختلف ایران مانند آیینهای چراغبرات، شیرینیپزان و... که در گذر زمان کمرنگ شدهاند و نیز، در راستای پیوند شادی با خدمت اجتماعی، همانطور که در محرم نذری دادن باب است، در شعبان نیز «نذر شادی» مانند توزیع اسباببازی، کمکهزینه جهیزیه، آزادسازی زندانیان و... به عنوان یک فرهنگ عمومی میتواند ترویج شود.
در نهایت، فرهنگ دینی ایران زمانی به کمال میرسد که جامعه بتواند با همان شوری که در عاشورا یا ((حسین)) میگوید و اشک میریزد، در نیمه شعبان یا ((مهدی)) بگوید و از ته دل لبخند بزند. این تعادل، ضامن بقا و پویایی تشیع در جهان معاصر خواهد بود.
نظر شما