آگاه: به همین مناسبت، محمد میرکیانی، نویسنده پیشکسوت و خالق آثاری چون «قصه ما مثل شد» که در سال ۷۸ مدیریت انتشارات کانون را به عهده داشت، در گفتوگو با «تسنیم»، ضمن مقایسه دوره کانون پیش از پیروزی انقلاب و پس از آن، تاکید میکند که روح و جان کانون، نویسندگان و خالقان آثار هنری هستند؛ نویسندگانی که به گفته او، در سالهای اخیر کمکار شدهاند؛ در حالی که باید حرف خود را با آثارشان به مخاطب میزدند. در ادامه بخشی از این گفتوگو را میخوانیم:
دهه ۶۰؛ دوره رنسانس کانون
محمد میرکیانی درباره دوران طلایی کانون میگوید: «دهه ۶۰ دوران طلایی کانون بود. کانون از زمانی که تاسیس شد تا سال ۱۳۵۷، در مجموع فقط ۶۰ عنوان کتاب منتشر کرده بود؛ این میزان در حالی بود که بهترین چاپخانهها در اختیار کانون بود و بهترین امکانات و کاغذ را داشت. در میان کتابهایی که چاپ کرده بود، هم کتاب خیلی خوب بود، هم کتاب متوسط و هم کتاب ضعیف.»
«من چون مدیریت انتشارات را برعهده داشتم، آرشیو کتابهای چاپ شده را میدیدم. اما باید بگویم، دهه ۶۰، دوره رنسانس کانون بود. نه فقط کانون که همه مراکز فرهنگی رونق پیدا کرد. در رسانه هم همینطور بود. مجلات کودک و نوجوان مانند شاهد، کیهان بچهها، باران و ... در اوج بودند. در رادیو و تلویزیون هم برنامههای کودک رونق خوبی گرفت و از سوی دیگر، ناشران نوپایی نیز وارد این عرصه شدند. همه اینها کمک کرد تا دهه ۶۰ به یک دوره طلایی برای کودکان تبدیل شود.»
او در توضیح اینکه دلیل اینکه کانون امروز مرکزیت خود در عرصه کودک و نوجوان را از دست داده است، اضافه میکند: «در دیگر مراکز فرهنگی هم این اتفاق افتاده است؛ مثل حوزه هنری. بسیاری از پژوهشگران و فیلمسازان کار خود را از حوزه هنری آغاز کردند. مجید مجیدی از حوزه به کانون رفت. نکتهای که مهم است و کمتر به آن عنایت میشود، این است که کانون قبل از انقلاب اصلا رقیب نداشت.»
«ما در آن زمان اصلا چیزی به عنوان ناشران فعال ادبیات کودک نداشتیم. در حوزه تئاتر و سینما هم کانون رقیب نداشت و رسانهای نبود که با کانون رقابت کند. کانون تا پیش از انقلاب، تنها حدود ۱۵۰ مرکز فرهنگی داشت؛ مراکزی که بیشتر محل نگهداری کتاب بودند، اما بعد از انقلاب این مراکز به بیش از هزار شعبه رسید و رشد ۱۰ برابری داشته است که در کنار ارائه خدمات کتابخانهای، محلی برای پرورش استعدادها در رشتههای هنری مانند سفالگری، قصهگویی، هنرهای تجسمی و ... است.»
زمانی اگر کانون منحل میشد، آب از آب تکان نمیخورد
این نویسنده پیشکسوت درباره تغییرات کانون، بعد از انقلاب اسلامی ادامه میدهد: «بعد از انقلاب، خیلی از مراکز فرهنگی رشد کردند و دلیل آن هم شکستن انحصار بود. از ویژگیهای فرهنگی انقلاب این بود که کانون را حفظ کرد و توسعه داد. اگر آن را در ابتدای انقلاب تعطیل میکردند هم آب از آب تکان نمیخورد. مگر انجمن سلطنتی فلسفه منحل نشد؟ اما چون انقلاب، بنیانی فرهنگی داشت برای نسل جدید و کودک و نوجوان اهمیت قائل بود.»
«الان در کنار کانون، مراکز دولتی و خصوصی متعددی هستند که برای کودک و نوجوان کار میکنند. چه ناشران بزرگی برای کودک و نوجوان دارند فعالیت میکنند، چه تعداد پلتفرم دارد برای تولید و پخش فیلم کار میکند؟ در بخش دولتی هم همینطور. شهرداری، نهاد کتابخانههای عمومی و ... هرکدام دارند برای کودکان و نوجوانان کار میکنند.»
رقابت جای انحصار را گرفته است
میرکیانی میگوید: «این را هم باید در نظر گرفت که فضای فکری و فرهنگی تغییر کرده است. قبلا ما در تلویزیون کارتن فوتبالیستها را پخش میکردیم، همه حتی بزرگترها هم این کارتن را میدیدند. اما الآن اینطور نیست. پلتفرمها رقیب شدهاند. در چنین شرایطی است که کار نویسندگان هم باید متناسب با فضای جدید تعریف شود و مطابق با ذائقه نسل جدید بنویسند. اهل قلم و اندیشه، روح و جان مراکز کانون هستند. چند نویسنده فعال داریم؟ چقدر با مخاطبان خود ارتباط دارند؟ ما چون کانون یک مرکز است، اول میرویم سراغ او. هیچ مجموعهای بدون نقص نیست. اما در مجموع عملکرد کانون در دهههای گذشته، مثبت بوده است. از ۶۰ عنوان کتاب، رسیده به بیش از دو هزار عنوان کتاب. در این میان ممکن است کتاب ضعیف هم منتشر کرده باشد، همانطور که کتاب قوی هم منتشر کرده است.»
«الان ناشران خصوصی دارند چمدان چمدان کتاب بدون حق رایت از دیگر زبانها از بولونیا و هامبورگ به فارسی ترجمه و با هزینه نازل منتشر میکنند. انواع و اقسام کتاب؛ از ژانر وحشت گرفته تا دیگر ژانرها. در این میان، کانون جزو معدود مراکزی است که حق رایت کتابهای ترجمه شده را پرداخت میکند.»
تیراژ کتابهای کانون به ۴۰۰ هزار نسخه میرسید
او درباره شرایط فرهنگی حاکم و تاثیر آن بر کانون در زمان پیش از انقلاب اضافه میکند: «پیش از انقلاب نویسندگانی که مطرح هم بودند، با کانون همکاری میکردند. اما فضای کانون برای همه باز نبود. از سوی دیگر، فضای فرهنگی کانون همراه با زمینه اعتقادی توده مردم نبود. خیلی از تولیدات کانون این همراهی را با مردم در آن زمان نداشت که غالبا هم ترجمه بود و معمولا در هزار تا دو هزار نسخه منتشر میشد. خانم لیلی امیرارجمند، آخرین مدیرعامل کانون پیش از انقلاب، در مصاحبهای گفته بود که ما در ایران، نویسنده حرفهای کودک نداریم.»
«این فضا بعد از انقلاب با ورود نویسندگان جدید تغییر کرد. در دهههای ۶۰ و ۷۰، تیراژ کتابهای کانون به ۴۰ هزار نسخه رسید. برخی از کتابها مانند «تشنه دیدار» به ۴۰۰ هزار نسخه هم رسید. در کنار این آثار، کتابهای موفق پیش از انقلاب هم تجدید چاپ میشدند، مانند کتاب «مهمانهای ناخوانده» از خانم فریده فرجام.»
«از سوی دیگر، نویسندگان از طیفهای مختلف وارد کانون شدند. مثلا آقای مظفر سالاری که الان از نویسندگان شناخته شده و روحانی است، عضو کانون یزد بود. یا اعضایی بودند که بعدا در جنگ شهید شدند.»
نظر شما