آگاه: میادین، نقش اصلی در حمایت از معیشت خانوادهها، به ویژه اقشار متوسط و کمدرآمد، ایفا میکنند. در شرایط تورم بالا و کاهش قدرت خرید، هنگامی که قیمت میوه و سبزیجات گاهی چند برابر میشود، میادین با عرضه مستقیم از تولیدکننده و حذف واسطهها، قیمتها را ۳۰ تا ۶۰ درصد پایینتر از بازار آزاد نگه میدارند. گزارشهای اخیر نشان میدهد که در سال ۱۴۰۴، شهروندان تهرانی بیش از ۹ هزار میلیارد تومان از طریق خرید از این میادین سود کردهاند، یعنی صرفهجویی واقعی در هزینههای روزانه که مستقیما به سفره خانوادهها میرسد. بدون این نهاد، افزایش ۵۰ درصدی قیمت میوه و ترهبار در برخی سناریوها پیشبینی شده که فشار معیشتی را برای میلیونها خانوار تشدید میکند.
میادین به عنوان ابزاری برای امنیت غذایی شهری عمل میکنند. در شهری مانند تهران با بیش از ۹ میلیون جمعیت، تامین مداوم و ارزان مواد غذایی تازه (میوه، سبزیجات، پروتئینهای اساسی مانند مرغ، تخممرغ و گوشت) یک مسئله حیاتی است. این میادین با ظرفیت عرضه روزانه هزاران تن محصول، زنجیره تامین را پایدار نگه میدارند و در مواقع نوسان قیمت یا کمبود (مانند ایام نوروز یا تورم فصلی)، نقش تنظیمکننده بازار را بر عهده میگیرند. گسترش نقش آنها در توزیع کالابرگ الکترونیکی و محصولات یارانهای از سال ۱۴۰۳ به بعد، دسترسی اقشار آسیبپذیر به اقلام اساسی را آسانتر کرده و بخشی از اصلاحات یارانهای کشور را عملیاتی میسازد.
سوم، بعد عدالت اجتماعی آنها نیز برجسته است. میادین در محلههای مختلف، به ویژه مناطق کمبرخوردار و حاشیهای، پراکنده شدهاند تا دسترسی برابر برای همه شهروندان فراهم شود. افتتاح بازارهای جدید در سال ۱۴۰۴ دقیقا برای تقویت این عدالت جغرافیایی بوده است. بدون این نهادها، ساکنان مناطق دورافتاده یا کمدرآمد مجبور به پرداخت قیمتهای بالاتر در میوهفروشیهای محلی میشوند که نابرابری را افزایش میدهد. علاوه بر این، نگاه اجتماعی به میادین، مکمل نگاه اقتصادی است و فضایی برای تعاملات روزمره شهروندان ایجاد میکند. جایی که مردم از طبقات مختلف اجتماعی با هم برخورد و گفتوگو میکنند و حس انسجام اجتماعی تقویت میشود.
در نهایت، مشکلات و چالشهای این میادین (کیفیت پایین، شلوغی، برخورد نامناسب غرفهداران) نیز خود به یک مسئله اجتماعی تبدیل شده، زیرا نارضایتی گسترده مردم را برمیانگیزد و اعتماد عمومی به نهادهای حمایتی را تحت تاثیر قرار میدهد. وقتی شهروندان توقع دارند این مکانها نه تنها ارزان، بلکه عادلانه، دارای امکانات بهداشتی و فضایی با برخورد محترمانه باشند، هر کاستی به سرعت به یک موضوع عمومی و حتی اعتراضی تبدیل میشود.
به عبارت خلاصه، میادین میوه و ترهبار فراتر از یک بازار، نمادی از تعهد اجتماعی دولت و شهرداری به کاهش فشار اقتصادی بر مردم، تضمین دسترسی برابر به غذا و حفظ ثبات معیشتی در شرایط سخت اقتصادی هستند. اگر این سیستم کارآمد نباشد یا ضعیف شود، مستقیما به سفره، سلامت و آرامش اجتماعی میلیونها نفر آسیب میرساند؛ بنابراین، هر بحثی درباره بهبود یا اصلاح آن، در نهایت یک بحث اجتماعی عمیق است.
توقعات مشتریان: حمایت و احترام
شهروندان تهران از میادین میوه و ترهبار، به عنوان نهادی که با شعار «عرضه مستقیم و ارزان» فعالیت میکند، توقعاتی فراتر از یک بازار معمولی دارند. مهمترین انتظار، دسترسی آسان به محصولات تازه و باکیفیت با قیمتی بهطور محسوس پایینتر از میوهفروشیهای سطح شهر است؛ بسیاری از مردم معتقدند که اگر قیمتها فقط ۱۰-۱۵ درصد ارزانتر باشد، ارزش مراجعه به میادین را ندارد، بلکه انتظار کاهش ۳۰ تا ۵۰ درصدی قیمت نسبت به بازار آزاد را دارند، بهویژه برای میوهها و سبزیجات فصلی که نوسان قیمت بالایی دارند.
کیفیت محصول دومین توقع بزرگ است. شهروندان میخواهند میوهها و سبزیجات تازه، بدون لک، لهشدگی، پوسیدگی یا خشکشدگی باشند و طعم و بوی طبیعی داشته باشند، نه اینکه به دلیل قیمت پایین، مجبور به خرید جنس درجه دو یا سه شوند.
انتظار سوم، رعایت دقیق وزن و عدم اضافهباری یا کمفروشی است. مردم اغلب از ترازوهای دیجیتال شاخص استفاده میکنند تا مطمئن شوند وزن اعلامشده دقیق است و غرفهداران از ترازوهای دستکاریشده استفاده نمیکنند. برخورد محترمانه و حرفهای غرفهداران نیز از توقعات رایج است. بسیاری شکایت دارند که برخی متصدیان با لحن تند یا بیتوجهی با مشتری برخورد میکنند و این رفتار را مغایر با جایگاه حمایتی میادین میدانند.
امکانات رفاهی مناسب مانند سرویس بهداشتی تمیز، نمازخانه، سایهبان، پارکینگ کافی، خودپرداز و حتی نیمکت برای استراحت، بهویژه برای افراد مسن یا کسانی که خرید عمده انجام میدهند، از دیگر انتظارات است. در نهایت، شهروندان انتظار دارند میادین در همه مناطق تهران، بهخصوص شمال و غرب شهر که کمبود شدید وجود دارد، پراکنده باشند تا نیازی به طی مسافت طولانی نباشد و در ساعات پیک، صفهای طولانی و ازدحام بیش از حد ایجاد نشود.
این توقعات، که اغلب در نظرسنجیهای شهروندی، سامانه ۱۳۷ پلاس و شبکههای اجتماعی تکرار میشوند، نشان میدهد مردم میادین را نه فقط یک بازار، بلکه ابزاری برای حمایت واقعی از معیشت خود میبینند و هرگونه کاستی در کیفیت، قیمت یا خدمات، به سرعت به نارضایتی گسترده منجر میشود.
شکلگیری سازمان مدرن بازار
در حالی که شهر تهران با جمعیت میلیونی خود همواره با چالشهای تامین مواد غذایی روبهرو بوده، سازمان مدیریت میادین میوه و ترهبار شهرداری تهران به عنوان یکی از کلیدیترین نهادهای تنظیم بازار، ریشه در نیازهای تاریخی برای کنترل قیمتها و حذف واسطهها دارد. ایده اولیه این سازمان از بازارهای سنتی دوره قاجار الهام گرفته شده، جایی که اولین بازار رسمی میوه و ترهبار به نام «میدان امینالسلطان» در اواسط قرن ۱۲ شمسی توسط محمدابراهیمخان امینالسلطان ساخته شد تا از ورود کشاورزان با حیوانات به مراکز شهری جلوگیری کند و ترافیک و مزاحمت را کاهش دهد. این بازار که از بازارهای کشاورزی در شهرهایی مانند باکو و مسکو الگوبرداری شده بود، به تدریج گسترش یافت و بخشهای تخصصی برای فروش میوه، سبزیجات و سایر محصولات ایجاد کرد.
با رشد شهرنشینی در دهههای ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰، اولین بازار میوه و ترهبار زیر نظر شهرداری در سال ۱۳۲۳ به نام «زر نظر» در خیابان فردوسی افتتاح و بعدا به مکانهای دیگری منتقل شد، اما سازمان مدرن آن پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۸ با تصویب شورای انقلاب شکل گرفت تا عرضه مستقیم محصولات کشاورزی را تضمین کند و قیمتها را برای مصرفکنندگان پایین نگه دارد. از آن زمان، میادین صادقیه و آزادی در ۱۳۵۹، میدان شهید لواسانی در ۱۳۶۰ و میدان پیروزی در ۱۳۶۲ راهاندازی شدند و امروزه بیش از ۳۱۵ بازار و میدان در تهران فعال هستند، که این گسترش مستقیما به دلیل تمرکز بر عدالت اقتصادی و حمایت از اقشار کمدرآمد بوده است.
آیا تعاونیها میتوانند چنین کاری کنند؟
با این حال، مدل دولتی در ایران که بر پایه نظارت مرکزی استوار است، میتواند با رویکرد تعاونی مردمی جایگزین یا ترکیب شود تا دخالت مستقیم دولت کاهش یابد و کارایی افزایش پیدا کند، ایدهای که نه تنها در جهان موفق بوده بلکه در بخشهایی از ایران نیز آزمایش شده است. در ایتالیا، تعاونی آپو کنرپو با بیش از ۶ هزار کشاورز کوچک، بازار عمدهفروشی را بدون وابستگی کامل به دولت مدیریت میکند و بر پایداری و بازاریابی تمرکز دارد، در حالی که در آمریکا تعاونیهای کشاورزی تحت حمایت وزارت کشاورزی، مزارع کوچک را در برابر رقابت بزرگها حفظ کرده و زنجیره تامین را کارآمدتر میسازند. در چین نیز تعاونیهای عرضه و بازاریابی، کشاورزان، توزیعکنندگان و خردهفروشان را به یکدیگر و مشتریان متصل میکنند تا بازار را مدرن کنند.
در ایران، قانون بخش تعاونی اجازه تشکیل چنین ساختارهایی را میدهد و مثالهایی مانند شرکت تعاونی میوه و ترهبار بارفروشان تهران یا اتحادیه تعاونیهای روستایی اراک که ۵۰ درصد سهام میدان میوه اراک را دارد، نشاندهنده امکانپذیری این مدل است. تفاهمنامههای اخیر بین وزارت جهاد کشاورزی و شهرداری تهران برای همکاری تعاون روستایی با میادین میوه، واگذاری غرفهها به تعاونیها و حتی پیشنهاد تاسیس شرکتهای تعاونی در شیراز برای رقابت بهتر، همه حاکی از آن است که این رویکرد میتواند فساد را کاهش داده و مشارکت کشاورزان را افزایش دهد، اما دلایل تاریخی مانند تمرکز بر کنترل دولتی پس از انقلاب و چالشهای اقتصادی مانند نوسانات بازار و تحریمها، گسترش آن را محدود کرده است.
چالشها از نگاه شهروندان
با وجود این پتانسیلها، میادین میوه و ترهبار در حال حاضر با مشکلات جدی از دیدگاه مردم و مشتریان روبهرو هستند که بر کاراییشان تاثیر گذاشته و اعتماد عمومی را کاهش داده است. گزارشهای شهروندی در سالهای اخیر نشاندهنده افزایش شکایات از کیفیت پایین محصولات مانند میوههای لهشده، خشک یا پوسیده است، به طوری که بسیاری میگویند قیمتهای مناسبتر نسبت به بازار آزاد با کیفیت نامطلوب جبران نمیشود. علاوه بر این، کمبود امکانات رفاهی مانند سرویسهای بهداشتی کثیف، نبود نمازخانه یا پارکینگ کافی، شلوغی بیش از حد در ساعات پیک و صفهای طولانی، نارضایتی مشتریان را تشدید کرده است.
مشکلات وزنکشی مانند اضافهباری یا استفاده از ترازوهای غیراستاندارد، همراه با برخورد نامناسب برخی غرفهداران، از شکایات رایج در سامانههای ۱۳۷ پلاس و ۱۸۸۸ هستند که بیش از ۵۰ درصد گزارشها را تشکیل میدهند. در دی ۱۴۰۴، اعتصابات و اعتراضات کسبه در میدان میوه مرکزی تهران نشاندهنده نارضایتی کسبه و فعالان بازار نیز بود، در حالی که توزیع گوشت بستهبندیشده از سوی مراجع دولتی، شکایات مردمی را افزایش داد و حتی منجر به تعطیلی موقت برخی میادین شد.
برای نمونه، یکی از شهروندان در گفتوگویی اظهار داشت: «من هر هفته به میدان نزدیک خانهام میروم چون قیمتها واقعا پایینتر است، اما کیفیت میوهها افتضاح شده؛ سیبها لهشده و پر از لک هستند، سبزیجات بیمزه، انگار از انبارهای قدیمی آوردهاند. قیمت مناسب بدون کیفیت فایدهای ندارد، مجبورم نصف خرید را دور بریزم.» شهروند دیگری در روایتی مشابه گفت: «شلوغی اینجا دیوانهکننده است، پارکینگ ندارد، سرویس بهداشتی کثیف است و غرفهدارها گاهی با لحن بد برخورد میکنند. من برای خرید ساده نیمساعت در صف میایستم و آخرش محصول تازهای گیرم نمیآید. انتظار داریم حداقل کیفیت و احترام رعایت شود، نه اینکه فقط ارزان باشد و بقیه چیزها فدای آن شود.» این نظرات مستقیم شهروندان، که در گزارشهای مختلف تکرار میشوند، نشاندهنده شکاف بین توقع حمایت واقعی و واقعیت موجود است.
نقش میادین در توزیع یارانهها
در این میان، بحث ارائه محصولات یارانهای از طریق این میادین، پتانسیل بالایی برای کمک به اقشار کمدرآمد نشان داده و نقش پررنگی ایفا کرده است. با فراهم شدن امکان خرید اقلام مختلف با قیمت حمایتی در تمامی میادین، شهروندان میتوانند اقلام مورد نیاز خود را به قیمتی مناسب تهیه کنند، که این امر دسترسی آسانتر را تضمین کرده و فشار تورمی را کاهش میدهد. پوشش گسترده جغرافیایی میادین در محلههای مختلف تهران، همراه با ظرفیت بالای عرضه روزانه، این نهادها را به یکی از بهترین ابزارها برای توزیع یارانه تبدیل کرده، به ویژه که قیمتها ۳۰ تا ۶۰ درصد پایینتر از بازار آزاد است و حتی عرضه آنلاین آزمایشی برای برخی محصولات آغاز شده است. این نقش حمایتی، بخشی از اصلاحات ساختاری در نظام یارانهای کشور است که هدفش جبران کاهش قدرت خرید بوده و شفافیت در توزیع را افزایش میدهد.
ریسکها و هشدارها
با این وجود، پشت این رویکرد هشدارها و ریسکهای پنهانی وجود دارد که اگر نادیده گرفته شوند، میتوانند سیستم را ناکارآمد کنند و فشار معیشتی را افزایش دهند. وابستگی بیش از حد به یارانههای دولتی، مانند آنچه در تجربه یارانه نقدی از ۱۳۸۹ دیده شد، اغلب تورم را جابهجا کرده و اگر اعتبارها قطع شود، شوک قیمتی ایجاد میکند، به ویژه که بودجه شهرداری برای نگهداری میادین محدود است.
افزایش حجم محصولات یارانهای میتواند کیفیت محصولات را بیشتر کاهش دهد، زیرا تامینکنندگان به سمت جنس درجه پایینتر میروند و مشکلات موجود مانند اضافهباری تشدید میشود. ریسک فساد و رانت نیز جدی است، به طوری که امکان تبانی غرفهداران وجود دارد. علاوه بر این، شلوغی مضاعف با افزایش ۳۰ تا ۵۰ درصدی مراجعه در دورههای واریز یارانه، زیرساختها را تحت فشار قرار میدهد و حتی میتواند به قاچاق معکوس کالا منجر شود، جایی که یارانه در زنجیره توزیع هدر میرود نه در سفره مردم.
آیا امکان بهبود هست؟
برای بهبود این وضعیت، راهکارهای عملی کوتاهمدت و بلندمدت وجود دارد که میتوانند سیستم را کارآمدتر کنند و ریسکها را کاهش دهند. در کوتاهمدت، فروش آنلاین و تحویل درب منزل، که توسط شهردار تهران پیشنهاد شده، میتواند شلوغی را تا ۷۰ درصد کم کند و نظارت هوشمند با دوربینها و ترازوهای دیجیتال، کیفیت را تضمین کند.
در بلندمدت، حرکت به سمت مدل ترکیبی با واگذاری غرفهها به تعاونیها یا بخش خصوصی، رقابت را افزایش و فساد را کاهش میدهد، در حالی که کاهش تدریجی وابستگی به یارانه با ترکیب نقدی و کوپن فصلی، بازار را واقعیتر میسازد. هوشمندسازی زنجیره تامین با سردخانههای مدرن برای کاهش ۳۰ تا ۴۰ درصدی ضایعات، گسترش میادین در مناطق کمبرخوردار و همکاری با اصناف برای توزیع عادلانه، همه بخشی از اصلاحات ساختاری هستند که میتوانند آرامش بازار را برقرار و امنیت غذایی را تضمین کنند.

مدلهای جهانی بازار ترهبار
این مدل دولتی که بر پایه حذف واسطهها و تنظیم بازار استوار است، در جهان نیز نمونههای مشابهی دارد و نشاندهنده یک رویکرد جهانی برای مدیریت زنجیره تامین غذا در شهرهای بزرگ است. برای مثال، بازار رانگیس در پاریس فرانسه، بزرگترین بازار عمدهفروشی مواد غذایی جهان با تمرکز بر کنترل کیفیت و قیمتها که بسیار شبیه به بازار مرکزی خانیآباد تهران است، توسط یک شرکت نیمهدولتی اداره میشود و روزانه هزاران تن محصول تازه را عرضه میکند. این بازار که در جنوب پاریس واقع شده، از دهه ۱۹۶۰ میلادی جایگزین بازارهای قدیمی شده و نقش کلیدی در تامین غذا برای میلیونها نفر ایفا میکند. این بازار سعی دارد با نظارت عمومی بر زنجیره تامین از تولید تا مصرف، تورم را مهار کرده و دسترسی آسان را تضمین کند. مشابه این بازار، بازار مرکابارنا در بارسلونای اسپانیا، صددرصد تحت مالکیت عمومی است و بر عرضه مستقیم میوه و سبزیجات تمرکز دارد، در حالی که بازار سیدنی در استرالیا یا بازار ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی توسط نهادهای دولتی یا نیمهدولتی مدیریت میشوند تا رقابت سالم ایجاد کنند و قیمتها را برای مصرفکنندگان پایین نگه دارند. این مدلها در بیش از ۳۰ کشور جهان، از اروپا تا آمریکای لاتین، اجرا میشوند و اغلب با سازمانهایی مانند اتحادیه جهانی بازارهای عمدهفروشی هماهنگ هستند، اما تفاوت اصلیشان با ایران در مشارکت بیشتر بخش خصوصی است که بدون اینکه کنترل کامل را از دست دولت خارج کند، کارایی را افزایش داده است.
نظر شما