ایوان لیرا – مسعود شجاعی‌طباطبایی - با فوریت می‌نویسم تا پژواک پیامی باشم که از ایران دریافت کرده‌ام؛ پیامی از سوی مسعود شجاعی‌طباطبایی، هنرمند بزرگ و مروج فرهنگی ایرانی و مدیر «خانه کاریکاتور تهران». او چهره‌ای کلیدی در به‌کارگیری هنر طنز به‌عنوان ابزاری برای دیپلماسی فرهنگی و مقاومت ضدامپریالیستی است.

نه جنگ‌ها و نه تهدیدها، دروغ را تحمیل نخواهند کرد!

آگاه: تحت مدیریت او، رویدادهای مهم هنری و فرهنگی با تاثیر بین‌المللی برگزار شده‌اند؛ از جمله نمایشگاه‌های انتقادی درباره نسل‌کشی فلسطین و نقش ایالات متحده و اسرائیل، که او را به بازیگری مهم در نبرد برای خودمختاری روایت جنوب جهانی بدل کرده است.

در اینجا پیام او را با شما در میان می‌گذارم:
«سلام ایوان، امروز به خبرگزاری «مهر» آمدم تا با استفاده از اینترنت این خبرگزاری، تصاویر مربوط به دوسالانه، داوران و برگزیدگان را در صفحه‌ام منتشر کنم. همان‌طور که می‌دانی، در کشورم به‌دلیل دخالت‌های ایالات متحده و اسرائیل مشکلات زیادی به وجود آمده است. ترامپ و نتانیاهو شخصا علیه ایران اعلام جنگ کردند. این اتفاقات تلخ، در کنار بمباران‌ها، تحریم‌ها و جنگ روانی، واقعیت زندگی مردم ما را تحت تاثیر قرار داده‌اند.
در ایران، ۴۷ سال پس از انقلاب اسلامی، کسانی که کشور را ترک کردند و به آمریکا مهاجرت نمودند، با همکاری اسرائیل فعالیت‌هایی علیه ایران در سراسر جهان سازماندهی کرده‌اند و از نمادهایی چون پرچم شیر و خورشید در کنار پرچم اسرائیل استفاده می‌کنند.
با وجود همه اینها، در ۱۲ ژانویه ۲۰۲۶، مردم ایران میلیون‌ها نفره به خیابان‌ها آمدند تا علیه این فشارها اعتراض کنند! اما قدرت جهانی پول، با استفاده از اخبار جعلی و محاصره شدید رسانه‌ای، اجازه نمی‌دهد صدای واقعی مردم ما شنیده شود. مطمئن هستم که این پیام نیز تلاش خواهند کرد حذف شود.
برخی هنرمندان تبعیدی، مانند سامان ترابی که در کانادا زندگی می‌کند، رویدادها و نمایشگاه‌های فرهنگی و طنز علیه ایران برگزار می‌کنند. این افراد داخل ایران نیستند. من با کسانی صحبت می‌کنم که در داخل کشور مانده‌اند. خوشبختانه وضعیت فعلی آرام است و اگر ترامپ ما را به جنگ نکشاند، با مشکلی مواجه نخواهیم شد.
بینال‌ها، مسابقات و سالن‌های هنری که از سوی خانه کاریکاتور ایران سازماندهی می‌شوند، همچنان مسیر خود را طی می‌کنند و فعالیت‌ها به‌صورت عادی ادامه دارد. نمایشگاه‌ها به روی عموم باز هستند، جوایز در زمان مناسب اهدا خواهند شد و تصاویر و ویدئوها طبق روال منتشر می‌شوند.
پس لطفا صدای ما باشید؛ صدای انسان‌های واقعی داخل ایران. مراقب باشید فریب اخبار جعلی را نخورید؛ اخباری که می‌کوشند کشور را به‌سوی هرج‌ومرج و جنگ سوق دهند. از شما سپاسگزارم که این پیام را منتشر می‌کنید.»

نه جنگ‌ها و نه تهدیدها، دروغ را تحمیل نخواهند کرد!
* مسعود، در زمانه‌ای که بمب‌ها، تحریم‌ها و عملیات روانی می‌کوشند اراده ملت‌ها را درهم بشکنند، صداهایی مانند صدای مسعود شجاعی‌طباطبایی به ما یادآوری می‌کنند که نخستین سنگر کرامت، حقیقت و حافظه است. این پیام، نوشته‌شده از دل ایران و در زیر تهدیدهای نظامی، جنگ رسانه‌ای و خرابکاری اطلاعاتی، صرفا یک افشاگری نیست؛ بلکه اعلام موجودیت در برابر کسانی است که می‌خواهند کشوری کامل را از نقشه سیاسی و نمادین جهان پاک کنند.
وقتی امپریالیسم وانمود می‌کند که «به‌نام مردم» سخن می‌گوید، باید فورا به صدای کسانی گوش داد که مانده‌اند، می‌آفرینند، کار می‌کنند و درون مرزهای خود مقاومت می‌کنند. هنر طنز، کاریکاتور سیاسی و فضاهای فرهنگی در تهران همچنان فعال‌اند، با وجود فشارها؛ این خود گواهی است بر اینکه جامعه ایران نه شکست خورده و نه منزوی است، بلکه در نبردی تمام‌عیار برای استقلال روایت خود قرار دارد.
نباید این صداها را نامرئی کرد و نباید بلندگو را تنها به برخی تبعیدیان داد که دستورکار جنگ و تحریم را مشروعیت می‌بخشند. از آمریکای لاتین ما، که خود نیز با بمباران، تحریم، جنگ رسانه‌ای و تهدید مداخله روبه‌رو بوده است، این شهادت همچون آینه‌ای ناآرام برای قدرت هژمونیک و همچون فراخوانی به همبستگی موثر میان ملت‌های جنوب طنین می‌اندازد.
صدای مردم واقعی داخل ایران بودن، تکرار شعارها نیست؛ بلکه دفاع از حق هر ملت برای روایت تاریخ خود، بیان درد خود، تصمیم‌گیری درباره آینده خود و نداشتن سخنگو از جانب دشمنانش است. این پیام را به‌عنوان یک تعهد منتشر می‌کنم؛ تعهدی به افشا نکردن دروغ‌های ساخته‌شده، به بی‌اعتمادی نسبت به هر روایتی که برخی کشورها را همیشه «مسئله» و هرگز «قربانی» یا «دارای حق» نشان می‌دهد. بگذارید کلمات رسیده از تهران در هیاهوی سانسور گم نشوند، بلکه گردش کنند، به اشتراک گذاشته شوند و بحث‌برانگیز شوند؛ تا به دیواری دیگر علیه عادی‌سازی جنگ و نسل‌کشی بدل گردند!
روشن باشد: در برابر پهپادها، محاصره‌ها و کارزارهای نفرت، مردم هنوز آخرین کلمه را دارند و تا زمانی که هنرمندان، روزنامه‌نگاران و شهروندانی حاضر به شکستن محاصره اطلاعاتی باشند، دروغ هرگز نخواهد توانست به‌عنوان سرنوشت تحمیل شود.

این متن نامه اولیه است که در پی آن متن منتشر شده را می‌آورم:
دوست و برادر عزیزم مسعود، امیدوارم این پیام تو را استوار و امیدوار بیابد. می‌نویسم تا خبر مهمی را با تو در میان بگذارم: شهادت‌نامه قدرتمند تو از دل ایران، به‌طور کامل و بدون هیچ‌گونه سانسوری، در روزنامه سراسری ما El Correo del Orinoco منتشر شده است.
پیام تو، با حقیقت عریان و شجاعانه‌اش، اکنون در سراسر ونزوئلا منتشر شده است؛ دقیقا همان‌گونه که آن را به من سپردی. من تنها ویرایش‌های بسیار جزئی انجام دادم و یک مقدمه و جمع‌بندی کوتاه برای درک بهتر مخاطبان محلی اضافه کردم، با این اطمینان کامل که صدای تو، افشاگری تو و حقیقت تو کاملا دست‌نخورده باقی بماند.
فراخوان تو برای خاموش نشدن در برابر روایت‌های دروغین، روایتت از مقاومت روزمره مردم کشورت و دفاع قاطع تو از حاکمیت ملی در برابر مداخله خارجی، اکنون بخشی از گفت‌وگوی عمومی در کشور من شده است. بدین‌گونه، با نهایت احترام، درخواست تو را برای ایفای نقش به‌عنوان بلندگوی صدای واقعی مردم ایران به انجام رساندم!
اطمینان دارم اقداماتی از این دست است که پل‌های همبستگی و فهم واقعی میان ملت‌های ما می‌سازد؛ همان چیزی که تو همواره از طریق هنر و کارت از آن دفاع کرده‌ای. باشد که این کنش روزنامه‌نگارانه، سهمی هرچند کوچک، در تلاش برای رساندن صدایی باشد که رسانه‌های جریان اصلی می‌کوشند آن را خاموش کنند.
با آغوشی برادرانه و استوار، از مقاومت ونزوئلا به مقاومت ایران؛ با احترام و همبستگی، ایوان لیرا

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.