آگاه: غلظت این روایت به حدی است که برخی را به فکر تدارک برای دوره گذار انداخته است! در چنین شرایطی چرا باید از نزدیک شدن به قله سخن گفت؟! در دورهای که همگان در سنگر دفاع فرو رفتهاند، روایت فتح قلهها بیشک روایتی تهاجمی است!
انقلاب، تجلی اراده ملت
طومار بلند حکومتهای پادشاهی در ایران چیزی بود که انقلاب آن را برچید. انقلاب نمادی بود از ارادهمندی ملت ایران در بطن تاریخ. امام خمینی نه فردی مسلط بر مردم که در کنار مردم و یکی از مردم بود. او از جنس مردم بود به همین علت قادر بود نیروی تاریخی ملت ایران را فراخوانی کند. پیوند امام و امت یک پیوند ساده نیست که برخی از ناآگاهان علوم اجتماعی تحت عناوینی مثل «کاریزما» سادهسازی میکنند، این پیوند قطعا معنوی است اما به همان اندازه هم سیاسی است! آنچه «روح جهان بیروح» است، پیوندی است که دوباره میان معنویت با سیاست برقرار شد.
ذات انقلابهای بزرگ جهان با تهاجم همراه است. انقلاب یک آغازگری جدید در نحوه جدیدی از زیستن است، نگاهی دیگر که جهان را به چالش میکشد. انقلاب ایران هم از این قاعده مستثنا نیست و بردارهای آن به داخل مرزهای کشور محدود نماند، اما ماهیت انقلاب ایران است که آن را متمایز میکند.
انقلاب ایران، انقلابی است مردمی. مردم ایران کسانی هستند که انقلاب ایران را به وجود آوردند و نظام حاصل از آن، «جمهوری اسلامی» را تداوم دادند. «حضور مردم» چیزی است که دشمن بیش از هر چیزی از آن هراس دارد چراکه حضور مردم تجلی اراده است، ارادهای برای ساختن ایران.
زوجیت عزت و پیشرفت، منطق صعود به قلهها
ملت ایران ظرفیت تاریخی بزرگی داشتند اما عنصر «عزت» از آنها گرفته شده بود. بیگانگان سالهای سال ایران را به خودشان وابسته کرده بودند. در چنین فضایی آن ظرفیت تاریخی تنها حسرتی بود در گذشتههای دور. فناوریهای پیشرفته از آن غربیها بود و ایرانی مدام تحقیر میشد که نمیتواند و نخواهد توانست. نیروی تاریخی ایران در این لحظه فعال شد که خواست عزتمند باشد. مقام رهبری در این باره میفرمایند: همت امام - که رهبر این انقلاب و زمامدار این انقلاب و پیشوای این انقلاب بود - بر این گماشته شد که روح عزت ملی را در این مردم احیا کند؛ عزت آنها را به آنها برگرداند. امام بزرگوار فرهنگ «ما میتوانیم» را به دهان مردم انداخت و در دل آنها جایگزین کرد؛ این همان فرهنگ قرآنی است که فرمود: «و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مؤمنین»
ملتی که عزیز باشد اهل سکون نیست، اهل جهاد است، پیش میرود و در این بین جایی برای ناامیدی و یأس باقی نخواهد ماند. در منطق رهبری احیای «روح عزت» یک فرایند است نه کاری مقطعی. ملت ایران برای حفظ و تقویت عزت ملیاش باید به شکل مداوم پیشرفت کند. زوجیت عزت و پیشرفت، ملت ایران را جلو میبرد و از خمودگی و ناامیدی محفوظ میدارد.
جهاد مداوم ملت ایران در عرصههای مختلف علم و فناوری، نظامی، بهداشتی و... قابل انکار نیست و در مقایسه با پیش از انقلاب قابل مقایسه نیست اما بحث تنها به پیشرفتهای مادی محدود نمیشود. در سالهای پس از انقلاب این اراده ملت ایران بود که صیقل خورد و به مراتب قویتر شد. امروزه بیشتر از همیشه شاهدیم که گفتمان تسلیم و سرسپردگی در حاشیه قرار گرفته است و ملت ایران از بیگانگان مأیوس شده است. ملت ما بیش از گذشته عزتمند است و این عزت را در سایه توجه مطلق به خداوند سبحان جستوجو میکند نه چیز دیگری. از آثار این پیشروی مذاکرات جاری در عمان است. وزیر امور خارجه تصریح میکند که به آمریکا بیاعتماد هستیم و کشور معطل توافق نباشد! قوای مسلح در اوج آمادگی هستند و ملتی که حضور مستمرش دشمن را ناامید میکند. انشاءالله.
نظر شما