واژه تسلیم از دایره لغات ایرانیان پاک شده است؛ تسلیم در قاموس ایرانیان نمی‌گنجد؛ ایرانیان شیفته و محب مولایی هستند که در ظهر عاشورا فرمود: ألا و إنَّ الدَّعِی ابنَ الدَّعِی قد تَرَکنی بینَ السِّلّةِ و الذَّلّةِ، و هَیهاتَ لَهُ ذلک مِنّی، هَیهاتَ مِنّا الذلّة. بنابراین ایرانیان به تأسی از مولایشان حسین بن علی(ع) ذلت را تحت هیچ شرایطی نمی‌پذیرند؛ این گزاره‌ای است که درک آن برای دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا و مشاورانش اندکی سخت است.

تسلیم در قاموس ایرانیان نیست

آگاه: چند روز پیش، مارکو روبیو، وزیر خارجه و مشاور امنیت ملی دولت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا طی سخنانی در سنای آمریکا به ریشه‌های الهیاتی مقاومت ایرانیان پرداخت. او خطاب به نمایندگان سنای آمریکا که جزو طبقه نخبه و الیت جامعه سیاسی آمریکا هستند صریحا گفت که ما آمریکایی‌ها تقریبا هیچ چیز از ریشه‌های الهیاتی مقاومت ایرانیان نمی‌دانیم.
این سخنان مارکو روبیو را استیو ویتکاف، مشاور ویژه ترامپ تکمیل کرد و در مصاحبه با شبکه فاکس‌نیوز پرده از گنگی خود و مافوقش ترامپ پیرامون دلایل و علل مقاومت ایرانیان برداشت. ویتکاف در مصاحبه با شبکه فاکس‌نیوز، در خصوص واکنش ایران به حجم زیادی از تجهیزات نظامی آمریکا که در منطقه غرب آسیا مستقر شده گفت که رئیس‌جمهور این موضوع را از من پرسید. او نمی‌خواهم بگویم ناامید است بلکه بهتر است بگویم با توجه به اینکه گزینه‌های متعددی در اختیار دارد، این وضعیت برایش محل پرسش است. او کنجکاو است بداند چرا ایرانی‌ها تحت چنین فشاری تسلیم نشده‌اند.
در واقع طبق گفته ویتکاف، تصور سردمداران آمریکا آن بود که به واسطه استقرار حجم گسترده‌ای از تسلیحات و تجهیزات مدرن و میلیارد دلاری در منطقه غرب آسیا، ایرانیان دستان‌شان را به نشانه تسلیم بالا می‌برند، اما آمریکایی‌ها در عمل مشاهده کردند که هیچ نشانه‌ای از تسلیم در مواضع و اقدامات ایرانی‌ها وجود ندارد؛ حتی شخص اول مملکت ایران یعنی رهبر انقلاب نیز در دو سخنرانی اخیر خود، تهدیدات مشخصی را علیه عناصر متجاوز آمریکایی مطرح کردند و آنان را از شعله‌ور شدن آتش جنگ و سرایت آن به منطقه و فرامنطقه و غرق شدن ناوهای آمریکایی با سلاح‌های خطرناک ایرانی، ترساندند.
سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان نیز در مصاحبه با شبکه CBS در پاسخ به سوالی درخصوص علت کنجکاوی ترامپ پیرامون تسلیم نشدن ایرانیان، گفت: ما تسلیم نمی‌شویم چون ایرانی هستیم. در واقع رئیس دستگاه دیپلماسی کشورمان، به آمریکایی‌ها فهماند که ایرانیان با واژه و مفهوم تسلیم بیگانه هستند.
سخنان اخیر ویتکاف و تاکیدش بر حیرت ترامپ از تسلیم نشدن ایران با وجود گسیل حجم انبوهی از ادوات مدرن نظامی به منطقه غرب آسیا، یک سویه دیگر نیز دارد و آن این است که هدف اولیه و اصلی ترامپ از این اعزام‌های نظامی به منطقه غرب آسیا، نه حمله به ایران که ترساندن ایران و استفاده از شگرد جاذبه ترس بوده است. اما ترامپ حالا با یک واقعیت عینی مواجه شده است و آن اینکه ایران پشیزی برای این اعزام‌ها و تهدیدات و قدرت‌نمایی‌ها ارزش قائل نشده است. در اینجا ترامپ و مشاورانش وارد مارپیچ ابهام و انفعال در برابر ایران شده‌ و فهمیده‌اند که ارعاب و تهدید در قبال ایران کارایی ندارد. ترامپ باید بداند هنوز کسانی که شکست و فرار آمریکا را از ویتنام و طبس و افغانستان و عراق شاهد بودند، زنده‌اند. این بار اولین اشتباه ترامپ در حمله به ایران آخرین اشتباه او خواهد بود. قطعا پاسخ ایران به جنگ محدودی که مدنظر ترامپ است، همه‌جانبه، نامحدود و البته نامتقارن و حتی نامتعارف خواهد بود.

غرب، ناتوان از درک عظمت ایران
اما پروفسور اوزی ربی از مرکز دایان دانشگاه تل‌آویو طی مصاحبه‌ای در واکنش به سخنان ویتکاف که پرده از حیرت سردمداران آمریکا نسبت به چرایی تسلیم‌ناپذیری ایرانیان برداشته است، گفت: غرب آسیا فرهنگ متفاوتی دارد. ترامپ نمی‌فهمد؛ او به ‌شکل عقلانی و مکانیکی فکر می‌کند و می‌گوید من ناوگان‌ها را بالای سرشان گذاشته‌ام و آنها هنوز اصرار می‌کنند. اینها مسائل ایدئولوژی، عزت و فرهنگ است که در غرب درک نمی‌شود.
از سوی دیگر، دنی سیتیرینوییچ، رئیس سابق میز ایران در اطلاعات ارتش اسرائیل تاکید کرد: همه چیز در نهایت به یک مسئله مرکزی باز می‌گردد و آن این است که دولت‌های متوالی ایالات متحده، دچار شکاف مفهومی عمیقی در درک ایران شده‌اند. دنی سیتیرینووییچ در شبکه ایکس می‌افزاید: از ابتدا، بسیاری از کارشناسان منطقه‌ای استدلال کردند که تهران با خطوط قرمز مشخصی عمل می‌کند، به ویژه در مورد بقای حکومت، توانایی‌های بازدارندگی استراتژیک و نفوذ منطقه‌ای و اینکه این منافع اصلی را حتی به قیمت رویارویی نظامی رها نخواهد کرد. این هشدارها اغلب نادیده گرفته شدند و فرض بر این بود که فشار اقتصادی یا نظامی، در نهایت ایران را به تسلیم وادار خواهد کرد. تحولات اخیر باید یک چیز را روشن کند و آن اینکه تشدید نظامی، ایران را به تسلیم وادار نخواهد کرد؛ برعکس، تهدیدات خارجی می‌توانند انسجام داخلی را تقویت کرده و روایت دیرینه مقاومت ایران را تایید کنند. آنچه این لحظه را به‌ویژه غیرمعمول می‌کند این است که هر دو طرف احتمالا توافق را به درگیری آشکار ترجیح می‌دهند. با این حال، مذاکرات بارها شکست می‌خورند؛ نه لزوما به این دلیل که اهداف غیرقابل سازش هستند، بلکه به دلیل شکاف‌های ادراکی و بی‌اعتمادی عمیق که مانع مصالحه معنادار می‌شود.
رئیس سابق میز ایران در اطلاعات ارتش اسرائیل در ادامه تصریح کرد: واشنگتن اغلب ایران را از طریق چارچوب عقل‌گرای غربی می‌بیند؛ یعنی اعتقاد به اینکه فشار فزاینده ناگزیر به امتیازهای عملی منجر می‌شود. تهران، با این حال، فشار مداوم را به عنوان اثبات خصومت ساختاری تفسیر می‌کند و عزم خود را برای مقاومت تقویت می‌کند. تا زمانی که سیاستگذاران آمریکایی به ارزیابی ایران عمدتا از طریق لنز سیاسی غربی ادامه دهند -فرض‌هایی درباره محاسبات هزینه فایده که به‌طور کامل مشروعیت ایدئولوژیک، هویت انقلابی و روانشناسی بازدارندگی را در نظر نمی‌گیرند- کاری از پیش نخواهد برد. مسئله اصلی این نیست که آیا فشار موثر است یا خیر؟ بلکه این است که آیا استراتژی ایالات متحده بر درک دقیقی از نحوه تعریف این رژیم خاص از ریسک، بقا و پیروزی استوار است یا نه.

ایران دیکته آمریکایی‌ها را نمی‌نویسد
به طور کلی آمریکایی‌ها دهه‌هاست که عادت کرده‌اند برای سایر کشورها دیکته بگویند و آنها نیز رونویسی کنند؛ اما این معادله در قبال ایران عملیاتی نیست. ایران اگر چه مسیر دیپلماسی را مسدود نکرده اما به آن خوشبین نیز نیست و برای یک نبرد تمام‌عیار نظامی در صورت حماقت آمریکا و رژیم صهیونیستی، آماده است. در تمام مذاکراتی که این یک سال بین ایران و آمریکا صورت گرفته، اکثر حرف‌ها و پیام‌ها کلی بوده و به سطح جزئیات کامل نرسیده است. این‌بار در آخرین دور مذاکرات بر ارائه یک پیش‌نویس توافق شد. این پیش‌نویس که از سوی ایران تدوین می‌شود حداکثر و تمام امتیازاتی است که ایران در برنامه هسته‌ای خود می‌دهد و در این یک سال مذاکره هم از همان ابتدا بر آن تاکید داشته است. حوزه‌های بحث نیز شامل تعلیق غنی‌سازی، رقیق‌سازی یا خروج مواد، کنسرسیوم، مدت بندهای غروب، بازرسی از تاسیسات و سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی و نفتی در ازای رفع تحریم‌های اصلی و مشخصی که مسیرهای تنفس ایران را هدف قرار داده با خط قرمز به رسمیت شناختن حق غنی‌سازی ایران، می‌شود.
آمریکا هر چند در خلال مذاکرات حوزه‌های موشکی و منطقه‌ای را مطرح کرده است اما تهران به هیچ وجه زیر بار خواسته‌های آمریکایی در حوزه موشکی که کاهش برد موشک‌ها در سه فاز زیر ۱۰۰۰ کیلومتر، زیر ۷۰۰ کیلومتر و زیر ۳۰۰ کیلومتر است، نمی‌رود. به عبارتی چیزی که از ناحیه ایران ارائه خواهد شد، نهایت انعطاف است.
با این حال همچنان سه نقطه مهم وجود دارد: اول، در سطح راهبردی، مسئله اصلی توافق یا جنگ نیست زیرا اینها گزینه‌های تاکتیکی هستند بلکه مسئله اصلی این است که دشمن یک پنجره فرصت محدود برای تسلیم ایران یا سقوط نظام را پیش روی خود می‌بیند؛ این پنجره فرصت صرفا مربوط به متغیرهای تضعیف ایران نیست و متغیرهای توسعه قدرت ایران نیز مطرحند. بنابراین سوال اصلی این است که آیا آنها با یک توافق، می‌آیند و به کشورمان تنفس ولو موقت می‌دهند؟ این باعث می‌شود که به قضیه بدبین باشیم و نتیجه بگیریم که حتی در صورت توافق، نباید به حریف خوشبین بود زیرا اتاق‌های فکر دشمن اکنون به جز عملیات نظامی، در حال تدوین و شرط‌بندی روی طرح‌های موازی مانند فروپاشی اقتصاد ایران در کوتاه مدت یا عملیات‌های ویژه تروریستی و خرابکاری در صنایع هسته‌ای نظامی برای جلوگیری از تکمیل طرح‌های قدرت‌زایی ایران هستند که این طرح‌ها و محاسبات خصوصا اولی با خواسته‌های ایران در پیش‌نویس در قسمت رفع تحریم‌ها سازگار نیست.
دوم، در سطح تاکتیکی، آیا ترامپ و صهیونیست‌ها قانع می‌شوند که برنامه موشکی ایران تعیین تکلیف نشود؟ به عبارتی چه تضمینی وجود دارد که دشمن مجدد با روش‌های دیگر بحث کاهش برد موشک‌های ایران را مطرح نکند؟ این محاسبه صهیونیست‌هاست که هر توافق با ایران بدون برچیدن تمام توانایی‌ها، باعث بازیابی کشور و هجوم مجدد به آنها می‌شود. سوم، ترامپ با این حجم نیروی نظامی که به منطقه و با سر و صدای زیاد تزریق کرده چه خواهد کرد؟ طبعا ترامپ سنگ بزرگی برداشته که یا باید با یک توافق بزرگ یا با یک عملیات آن را پایین بیاورد. مجموع موارد فوق باعث می‌شود تا اولا بسیاری انتظاری نسبت به انعقاد یک توافق خوب یا متوازن نداشته باشند و ثانیا حتی در صورت هر نوع توافق، جای خوش‌بینی نیست و باید منتظر تداوم نبرد به شکل‌های دیگر بود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.