علی نیکوکار: بیش از ۵۰۰ سال از استیلای فرهنگ غرب بر جهان می‌گذرد و کمتر کشوری این فرهنگ را مطلق نمی‌داند، گرچه آداب و رسوم و فرهنگ های ملی و دینی در نقاط مختلف جهان وجود دارد، اما اینها در نظام زندگی و امور حکمرانی چندان اثر ندارند.

دو گفتمان؛ دو نگاه

آگاه: به عبارت روشن در شرایطی که جهان غرب در حال استیلا بر شرق و غرب عالم است از ملیت چیزی غیر از خرده فرهنگ‌های بومی باقی نمانده است.در ایران نیز از زمان ساسانیان تا ابتدای دوره قاجار زندگی اقوام در تقریبا ثابت بود و اختلافات در حد شیوه زندگی و مناطق و محل‌ها با یکدیگر بود، از دوران مدرن، مفهوم پیشرفت به معنای تکنولوژی وارد زندگی ایرانیان شد، تکنولوژی که انسان با آن جهان خویش را می‌ساخت. جهانی که خیلی زود خود را در آشوب و جنگ و تروریسم و نیست انگاری دید. حال در شرایطی که جهان بر مدار فرهنگ غرب هرچند پریشان می‌گذرد، آیا امکان طرحی بر اساس ملیت ممکن است؟ حفظ ملیت در جهان جدید کار ساده‌ای نیست چه رسد احیای آن به صورت یک طرح داخلی و جهانی، هرچند آنچه امروز به اسم ملیت در حال ترویج و تبلیغ است مسئله اش تغییر در نظام و ارزش‌های غربی نیست، بلکه بیشتر بسط و ترویج آن در پوشش ملیت است.در واقع جریانی که دانسته یا نادانسته با ارزش‌های غربی زندگی می‌کند و کل روابط و مناسباتش را بر اساس وضعیت مدرن سامان می‌دهد صرفا در مقام تزیینی و حاشیه‌ای از ملیت سخن می‌گوید چراکه هرچیزی که مانع بسط جهان غرب شود باید حذف شود. لذا آنچه راه زندگی و کار و بار آنها را معین کرده فرهنگ و نظام غربی است. بنابراین قبل از اینکه بخواهیم از تقابل ملت و امت، ایران و اسلام، احیای فرهنگ باستانی یا دینی و... سخن بگوییم باید وضعیت فعلی که در آن قرار گرفتیم را بشناسیم سپس از امکان احیای سنت تاریخی ایرانی اسلامی پرسش کنیم.
عموم کسانی که از ملیت و احیای فرهنگ ایران سخن می‌گویند هیچ مرز مشخصی با بسط توسعه تکنیکی غرب در ایران ندارند و شاید بتوان گفت بخش عظیمی از آنها در پی همین بسط به اسم احیای ملیت هستند. به طور نمونه می‌توان به زندگی ایرانیان خارج کشور اشاره کرد که وقتی به کشور خود باز می‌گردند آداب و رسوم زندگی ایرانی را به کل فراموش یا به کنار می‌گذارند.
جهانی که با آرزوی پایان فقر و فساد و نابرابری و ظلم و بی‌اخلاقی و... آمد امروز در پی راه نجات از این پریشانی و پراکندگی است، از آن سو ما در پی نجات از این راه هستیم. می‌دانیم که امکان و تحقق راهی نو چه موانع و دشواری‌هایی دارد، اما کمتر کسی است که مدعی این باشد که با احیای صرف ملیت می توان جهان و ایران را از استیلای فرهنگ مسلط نجات داد و چشم امید جهان و جهانیان را متوجه خود کرد.
آنچه قابل توجه است اینکه ایرانیان برخلاف دیگر اقوامی که اسلام را قبول کردند فرهنگ خویش را کنار نگذاشتند بلکه با ورود اسلام آن را نه تنها احیا بلکه متعالی کردند تا جایی که بسیاری از اندیشمندان از اسلام ایرانی سخن گفتند. لذا تقابل ایرانیان از قدیم الایام نه با اسلام که با یونانیانی بوده که اقوام دیگر را بربر می‌دانستند. رویکردی که امروز هم در غرب نسبت به دیگر فرهنگ‌ها استمرار دارد. اندیشمندان انقلاب اسلامی همانقدر که نسبت به حفظ ارزش‌های دینی در قبال تهاجم فرهنگ غرب حساس بودند نسبت به حفظ و احیای فرهنگ ایران و زبان فارسی نیز تاکید داشتند به طوری که مقام رهبری از طرح الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت سخن گفتند، ایرانی بودن این الگو در معنای توصیفی صرف نیست بلکه کاملا یک مفهوم تقیدی است. قیدی که تمایز آن را از الگوهای دیگر برجسته می‌کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.