مسئولیت‌پذیری، به عنوان یکی از ستون‌های اصلی انسجام اجتماعی، پیشرفت جمعی و پایداری ملی، در تاریخ پربار ایران جایگاه ویژه‌ای داشته است. این مفهوم نه تنها یک ارزش اخلاقی فردی است، بلکه ابزاری برای حفظ هویت فرهنگی، مقابله با چالش‌های خارجی و داخلی و دستیابی به توسعه پایدار به شمار می‌رود.

مسئولیت‌پذیری گمشده

آگاه: از دوران باستان تا عصر مدرن، مسئولیت‌پذیری در ایران تحت تأثیر عوامل متنوعی مانند فرهنگ بومی، آموزه‌های مذهبی، تحولات سیاسی و اجتماعی، و حتی فشارهای اقتصادی و زیست‌محیطی، تکامل یافته است. در این مقاله، ابتدا به بررسی ریشه‌های تاریخی مسئولیت‌پذیری در جامعه ایرانی می‌پردازیم، سپس دستاوردهای اجتماعی و حکومتی در دوران جمهوری اسلامی را مرور می‌کنیم و در نهایت، تمرکز اصلی را بر چالش‌های مسئولیت‌پذیری فردی قرار می‌دهیم که امروزه یکی از نقاط ضعف کلیدی در مسیر توسعه پایدار ایران است. این بررسی نشان می‌دهد که مسئولیت‌پذیری نه تنها یک وظیفه فردی، بلکه یک ضرورت جمعی برای غلبه بر مشکلات کنونی و ساخت آینده‌ای بهتر است.

ریشه‌های تاریخی مسئولیت‌پذیری در ایران
تاریخ ایران، به عنوان یکی از کهن‌ترین تمدن‌های جهان، پر از نمونه‌هایی از مسئولیت‌پذیری فردی و اجتماعی است که در ساختار حکومت‌ها، روابط اجتماعی و حتی هنر و ادبیات بازتاب یافته است. در دوران هخامنشیان که امپراتوری وسیعی از هند تا مدیترانه را اداره می‌کردند، مسئولیت‌پذیری حکومتی در قالب عدالت اجتماعی و حفاظت از حقوق اقوام مختلف تجلی یافت. کوروش، بنیان‌گذار این امپراتوری، با صدور منشور حقوق بشر خود – که امروزه به عنوان یکی از قدیمی‌ترین اسناد حقوق انسانی شناخته می‌شود – نمادی از تعهد به عدالت اجتماعی و مسئولیت در برابر زیردستان را ارائه داد. این منشور، که بر آزادی مذهبی، ممنوعیت برده‌داری اجباری و حفاظت از حقوق اقلیت‌ها تأکید داشت، نشان‌دهنده این بود که مسئولیت‌پذیری نه تنها یک وظیفه فردی، بلکه یک اصل حکومتی برای حفظ وحدت و پایداری امپراتوری است. در این دوره، ایرانیان با تأکید بر حفظ هویت ملی و دفاع از مرزها، خود را به عنوان ملتی با نبوغ بقا در برابر چالش‌های خارجی معرفی کردند. مسئولیت فردی در این زمینه، در قالب خدمت به جامعه و مشارکت در امور عمومی، مانند ساخت جاده‌ها و سیستم‌های آبیاری، نمود می‌یافت.
در دوران ساسانیان، مذهب زرتشتی نقش محوری در تقویت مسئولیت‌پذیری فردی و اجتماعی ایفا کرد. اصول زرتشتی، یعنی «گفتار نیک، کردار نیک، پندار نیک»، مسئولیت فردی را به عنوان پایه‌ای برای خیر جمعی معرفی می‌کرد. این آموزه‌ها، که بر اخلاق فردی و تعهد به جامعه تأکید داشتند، ساختارهای طبقاتی جامعه را بر پایه تعهدات متقابل اجتماعی بنا نهادند. برای مثال، سیستم طبقاتی ساسانیان، که شامل موبدان (روحانیون)، ارتشتاران (ارتش) و دهقانان (کشاورزان) بود، هر طبقه را مسئول بخشی از جامعه می‌دانست. موبدان مسئول هدایت اخلاقی، ارتشتاران مسئول دفاع و دهقانان مسئول تولید غذا بودند. این الگوها نه تنها در حفظ فرهنگ و هنر باستانی ایران نقش کلیدی ایفا کردند، بلکه مسئولیت فردی را به یک ارزش فرهنگی تبدیل کردند. در این دوره، مسئولیت اجتماعی در برابر طبیعت نیز برجسته بود. زرتشتیان طبیعت را مقدس می‌دانستند و آلوده کردن آب، خاک یا هوا را گناه می‌شمردند، که این دیدگاه می‌تواند الگویی برای مسئولیت‌پذیری زیست‌محیطی امروزی باشد.
با ورود اسلام به ایران، مفهوم مسئولیت‌پذیری با آموزه‌های اسلامی غنی‌تر شد. اسلام مفاهیمی مانند زکات (کمک به نیازمندان)، وقف (اهدای اموال برای امور عمومی) و حمایت از ضعیفان را معرفی کرد که مسئولیت اجتماعی را با هویت مذهبی ترکیب کرد. در دوران صفویه که شیعه به عنوان مذهب رسمی کشور اعلام شد، این مفهوم با هویت ایرانی ادغام گردید. نقش زنان در تجارت، مقاومت اجتماعی و امور خیریه برجسته شد. برای مثال، زنان صفوی اغلب در وقف املاک برای ساخت مدارس، بیمارستان‌ها و کاروانسراها مشارکت داشتند. ادبیات این دوره، مانند شاهنامه فردوسی، نمادی از مسئولیت در برابر تاریخ ملی و مردم بود. این دوره همزمان با حفظ هویت ایرانی در برابر نفوذ خارجی همراه بود و نشان داد که مسئولیت‌پذیری می‌تواند ابزاری برای مقاومت فرهنگی باشد.

تحول مسئولیت‌پذیری در دوران مدرن 
در قرن نوزدهم، جنبش مشروطه مسئولیت مدنی مدرن را برجسته کرد. مردم ایران، تحت تأثیر روشنفکرانی مانند میرزا ملکم خان و سیدجمال‌الدین اسدآبادی، برای محدود کردن قدرت مطلقه شاه و ایجاد مجلس شورای ملی تلاش کردند. این جنبش، که منجر به تصویب قانون اساسی شد، خیرخواهی سنتی را با مفاهیم نوین مسئولیت اجتماعی پیوند زد. برای مثال، مشروطه‌خواهان روزنامه‌هایی مانند «اختر» و «قانون» را برای آگاهی‌بخشی عمومی تأسیس کردند که این اقدامات مسئولیت فردی در مشارکت سیاسی را تقویت کرد. این حرکت با حفظ هویت ملی در برابر استعمار همراه بود و نشان داد که مسئولیت‌پذیری می‌تواند به دموکراسی و عدالت اجتماعی منجر شود.
در دوران پهلوی، مدرنیزاسیون بر مسئولیت اجتماعی در توسعه چیره شد. رضاشاه با سکولاریزاسیون آموزش و دادگستری، و تغییرات اقتصادی دیکتاتوری مانند اصلاحات ارضی، خواسته حکومتی در توزیع ثروت را توجیه کرد. لغو اجباری حجاب با عنوان توجیهی حقوق زنان، ایده مسئولیت در برابر پیشرفت اجتماعی را معرفی کرد، اما این ایده از آن‌جا که به خواست مردم نبود، با جبر همراه بود. در این دیکتاتوری، مخالفت با این سیاست‌ها عواقب شدیدی داشت، که نشان‌دهنده تنش بین مسئولیت حکومتی و آزادی فردی بود. در این دوره، مسئولیت فردی در قالب مشارکت در برنامه‌های توسعه، مانند ساخت مدارس و بیمارستان‌ها، تشویق شد، اما سرکوب جنبش‌های مدنی مانند نهضت ملی شدن نفت، چالش‌هایی بزرگ در کشور ایجاد کرد.

مسئولیت‌پذیری در جمهوری اسلامی 
پس از انقلاب اسلامی، مسئولیت‌پذیری تحت ایدئولوژی انقلاب اسلامی تعریف شد. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، بر ارزش انسان، آزادی همراه با مسئولیت در برابر خدا و تأمین عدالت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تأکید دارد! نهادهایی مانند شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام برای نظارت و تعادل طراحی شده‌اند و رئیس‌جمهور مسئولیت اجرای قانون اساسی و هدایت اجرایی کشور را بر عهده دارد. این چارچوب، مسئولیت اجتماعی را با آموزه‌های مذهبی مانند جهاد و زکات ترکیب کرده است.
در حوزه انسانی، دستاوردهای جمهوری اسلامی چشمگیر بوده است. پوشش بیمه‌ای، که در پیش از انقلاب محدود بود، اکنون بر اساس گزارش‌های اخیر سازمان بهداشت جهانی (WHO)، به حدود ۹۵ درصد جمعیت رسیده است. این پوشش، که از طریق سازمان تأمین اجتماعی و بیمه سلامت ایران فراهم می‌شود، دسترسی به خدمات پزشکی را برای اقشار کم‌درآمد افزایش داده است. کاهش مرگ‌ومیر مادران از ۲۳۷ مورد در هر ۱۰۰,۰۰۰ تولد زنده در پیش از انقلاب به حدود ۱۶ مورد در سال ۱۴۰۳، بر اساس داده‌های WHO و بانک جهانی، نشان‌دهنده تعهد به سلامت عمومی است. همچنین طبق گزارش یونیسف مرگ‌ومیر کودکان زیر پنج سال از بیش از ۵۵ مورد در هر ۱,۰۰۰ تولد زنده به حدود ۱۱.۸ مورد در سال ۱۴۰۴ کاهش یافته است. این پیشرفت‌ها از طریق شبکه مراقبت‌های بهداشتی اولیه، واکسیناسیون گسترده و برنامه‌های آموزشی حاصل شده‌اند.
در بخش آموزش بر اساس اطلاعات یونسکو، نرخ سواد از ۴۰ درصد پیش از انقلاب به حدود ۸۹ درصد در ۱۴۰۴ رسیده، تعداد دانشجویان از ۱۰۰,۰۰۰ نفر به بیش از ۴.۷ میلیون افزایش یافته و نرخ مشارکت زنان در آموزش عالی بیش از ۶۰ درصد است. این تغییرات، مسئولیت اجتماعی در تأمین فرصت‌های برابر را نشان می‌دهد. در عرصه علم و فناوری، ایران رتبه بالایی در تولید مقالات علمی دارد. در نانوتکنولوژی، ایران با بیش از ۱۰,۸۶۰ مقاله در Web of Science در ۲۰۲۴-۲۰۲۵ رتبه ششم جهانی در انتشار مقالات را کسب کرده است. این پیشرفت‌ها،  همراه با خودکفایی در کشاورزی و اقتصاد مقاومتی، علی‌رغم تحریم‌ها، حاصل مسئولیت‌پذیری جمعی است.

چالش‌های مسئولیت‌پذیری فردی 
با وجود دستاوردهای اجتماعی و حکومتی، چالش‌های جدی در مسئولیت‌پذیری فردی ما وجود دارد که ریشه در عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست‌محیطی دارد. این چالش‌ها نه تنها پیشرفت‌های جمعی را تهدید می‌کنند، بلکه چرخه‌ای از مشکلات مانند کاهش سرمایه اجتماعی، افزایش نابرابری‌ها و آسیب‌های زیست‌محیطی ایجاد کرده‌اند.
یکی از اصلی‌ترین مشکلات، عدم رعایت فرهنگ ایمنی و رفتارهای غیرمسئولانه در جامعه است. برای مثال، در حوزه رانندگی، ایران یکی از بالاترین نرخ‌های حوادث جاده‌ای در جهان را دارد. طبق آمار رسمی، با نرخ مرگ ۲۰.۶ در هر ۱۰۰,۰۰۰ نفر جمعیت، بیش از ۲۰,۰۰۰ نفر سالانه در حوادث رانندگی جان خود را از دست می‌دهند. این آمار، که در ۱۴۰۴ برای اولین بار در یک دهه از ۲۰,۰۰۰ نفر فراتر رفته، نشان‌دهنده مسئولیت‌پذیری پایین فردی است. علل این مشکل شامل بی‌توجهی به قوانین رانندگی، مانند سرعت غیرمجاز، عدم استفاده از کمربند ایمنی و رانندگی در حال مستی یا خستگی است. اثرات آن نه تنها مرگ‌ومیر بالا، بلکه بار اقتصادی سنگین بر سیستم بهداشت (حدود ۳.۳ درصد از کل مرگ‌ها ناشی از حوادث جاده‌ای است) و خانواده‌ها است. در سطح فردی، این رفتارها ریشه در فشارهای اقتصادی مانند بیکاری و تورم دارد که افراد را به سمت رفتارهای پرخطر سوق می‌دهد.
مشکل دیگر، رفتارهای غیرمسئولانه در محیط زیست است. ایران با چالش‌های جدی مانند خشکسالی، آلودگی هوا و بیابان‌زایی روبرو است. طبق گزارش‌ها، ایران حدود ۱۶ میلیون تن فرسایش خاک سالانه دارد، که ۶ - ۸ میلیون تن بالاتر از میانگین جهانی است. مسئولیت فردی در این زمینه شامل مصرف بهینه آب و انرژی، دفع صحیح زباله و مشارکت در حفاظت از طبیعت است، اما بسیاری از شهروندان به دلیل کمبود آگاهی یا فشارهای معیشتی، رفتارهای نادرستی مانند هدررفت آب در کشاورزی، مصرف خانگی یا دفع زباله‌ها نشان می‌دهند. علل این مشکل شامل عوامل اقتصادی-اجتماعی مانند فقر و بیکاری است که افراد را به سمت بهره‌برداری کوتاه‌مدت از منابع سوق می‌دهد. اثرات آن نیز شامل افزایش بیماری‌های تنفسی (مانند مرگ هزاران نفر بر اثر آلودگی هوا) و کاهش سرمایه اجتماعی است، زیرا بی‌اعتمادی در اثر نتیجه چنین عملکردهایی به نهادها افزایش می‌یابد.
در سطح کاری، عدم تعهد به ایمنی و استانداردهای حرفه‌ای، حوادث کاری را افزایش می‌دهد. طبق گزارش‌ها، حوادث کاری در ایران سالانه هزاران قربانی می‌گیرد که ریشه در فرهنگ ضعیف ایمنی در شرکت‌ها و کمبود صلاحیت‌های آموزشی دارد. ویژگی‌های شخصیتی مانند اجتناب از مسئولیت نیز در این زمینه نقش دارند. برای مثال، کارکنان ممکن است قوانین ایمنی را نادیده بگیرند تا سریع‌تر کار کنند. این مشکل با شکاف نسلی نیز ترکیب شده است. نسل جوان، که پتانسیل بالایی برای مسئولیت‌پذیری دارد، اغلب به دلیل مهاجرت نیروی کار و بحران‌های فرهنگی مانند افسردگی، کمتر در امور مرتبط مشارکت می‌کند.
عدم مشارکت در فعالیت‌های مدنی نیز چالش بزرگی است. جامعه مدنی در ایران، باوجود ریشه‌های تاریخی، با محدودیت‌های متعددی روبرو است. طبق گزارش‌ها، سطح مشارکت مدنی در سال‌های اخیر پایین است و مسئولیت اجتماعی شرکتی در صنایع مانند غذایی و دارویی در مراحل اولیه است. علل آن را می‌توان شامل تحریم‌های اقتصادی که دسترسی به منابع را محدود می‌کند و بحران‌های فرهنگی مانند شکاف نسلی دانست. اثرات آن نیز کاهش همبستگی اجتماعی و افزایش مشکلات روانی است.

چه در راه است؟
اگر بخواهیم برای این چالش‌ها و ادامه مسیر پیشرفت‌ها برنامه‌ای بریزیم، حتما باید درنظر داشته باشیم همراهی مردم و حاکمیت در این زمینه الزامی است. زیرا تغییر یکی از این دو، چالش‌های دیگری برای عامل دیگر به همراه خواهد داشت. مانند دو پایه که نمی‌توان یکی را بلندتر کرد و دیگری کوتاه بماند. ساختمان بر این دو پایه استوار نمی‌ماند. برای حل این چالش‌ها، رویکردهای جامعی لازم است. آموزش از کودکی برای نهادینه کردن ارزش‌های مسئولیت‌پذیری، ترویج فرهنگ ایمنی از طریق رسانه‌ها و ایجاد انگیزه‌های مثبت مانند پاداش برای رفتارهای مسئولانه. نسل جوان می‌تواند با حمایت از نهادهای مدنی، گفتگوی ملی را تقویت کند.
تاریخ ایران نشان می‌دهد که مسئولیت‌پذیری فردی و اجتماعی، کلید بقا و پیشرفت بوده است. با افزایش تعهد فردی، دستاوردهای کنونی می‌توانند رشد کنند. این مسیر نیازمند همراهی همه اقشار است تا ایران به جایگاه شایسته‌اش برسد. 
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.