۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۳۱
کد خبر: ۲۰٬۴۳۵

بازگشت از دیگر سو

مجتبی مشهدی محمد ـ دبیر گروه فرهنگ

این روزها اگر کمی دقیق‌تر به چهره‌های اطراف‌مان نگاه کنیم یا حتی لحظه‌ای در چت‌های خانوادگی و گروه‌های مجازی مکث کنیم، حرف مشترک بسیاری از مردم همین یک کلمه است: خسته‌ایم. خستگی‌ای که دیگر فقط از کار و راه و ترافیک نیست؛ خستگی‌ای عمیق‌تر، روحی و عاطفی که انگار روی سینه همه سنگینی می‌کند. آمارهای رسمی وزارت بهداشت هم این حس را تایید می‌کنند؛ بر اساس آخرین پیمایش‌های ملی، حدود ۲۵ درصد جمعیت کشور با حداقل یک اختلال روانی دست‌وپنجه نرم می‌کنند و افسردگی و اضطراب همچنان شایع‌ترین‌شان هستند. افسردگی در ایران با شیوع نزدیک به ۱۳‌درصد، تقریبا دو برابر میانگین جهانی گزارش شده و این رقم در میان جوانان و نوجوانان حتی بالاتر هم می‌رود.

آگاه: اما آنچه این خستگی را در سال‌های اخیر عمیق‌تر و همه‌گیرتر کرده، حضور دائمی فضای مجازی در زندگی روزمره است. اینستاگرام، تلگرام، تیک‌تاک و ایکس دیگر فقط ابزار ارتباط نیستند؛ بخشی از ذهن و ساعت‌های بیداری ما شده‌اند. مطالعات متعدد در ایران و جهان نشان می‌دهند که استفاده افراطی از این پلتفرم‌ها - بیش از سه ساعت در روز - مستقیما با افزایش علائم افسردگی، اضطراب و احساس تنهایی مرتبط است؛ به‌خصوص در نوجوانان و به طور ویژه در دختران.
مقایسه اجتماعی بالا به پایین، یعنی دیدن مداوم زندگی‌های فیلترشده، سفرهای لوکس، بدن‌های ایده‌آل و موفقیت‌های ظاهری دیگران، حس ناکافی بودن و کمبود را در ذهن بسیاری حک می‌کند. الگوریتم‌های اعتیادآور هم کار را سخت‌تر می‌کنند؛ اسکرول بی‌پایان ریلز و استوری‌ها خواب را مختل می‌کند، تمرکز را می‌گیرد و فرد را در چرخه‌ای از خستگی و پوچی نگه می‌دارد. قلدری سایبری، آزار آنلاین و ترس از دست دادن هم زخم‌هایی هستند که چون ماندگار و گسترده‌اند، آسیب‌شان عمیق‌تر می‌شود. در ایران، در حالی ‌که فشارهای اقتصادی، قطعی‌های مکرر اینترنت و اخبار سنگین هم به زندگی اضافه شده، فضای مجازی گاهی پناهگاه موقت می‌شود؛ جایی که آدم برای فرار از واقعیت به آن پناه می‌برد، اما اغلب صبح با احساس سنگین‌تری بیدار می‌شود.
این وضعیت فقط مشکل فردی ما نیست؛ نشانه‌ای از فشار روانی جمعی است که جامعه ما را فرا گرفته. بسیاری شب‌ها ساعت‌ها در گروه‌ها و کانال‌ها می‌مانند تا از نگرانی‌های واقعی فاصله بگیرند، اما بمباران محتوای منفی، شایعه‌ها و اخبار تلخ، ذهن را در حالت آماده‌باش دائمی نگه می‌دارد. این امر، زخم روی زخم و فشار روی فشار بر روان ما اضافه می‌کند.
با این حال، این زخم‌ها قابل التیام‌اند اگر جدی بگیریم‌شان. مدیریت شخصی زمان اسکرول، انتخاب محتوای مثبت و هدفمند، خاموش کردن نوتیفیکیشن‌ها برای چند ساعت در روز و اولویت دادن به روابط واقعی می‌تواند تفاوت ایجاد کند. اصرار به اینکه باید ابزارهای نوین حذف شوند، قطعا بی‌فایده است. گاهی فضای مجازی، پناهی است برای جدایی از رویدادهای سهمگین روزمره. اما لازم است بیشتر به آن بیندیشیم.
جامعه ایرانی همیشه در بحران‌ها تاب آورده؛ از جنگ و بلایای طبیعی تا فشارهای اقتصادی. امروز هم می‌تواند از این خستگی و فشار روانی عبور کند، اما نه با چشم بستن بر نقش فضای مجازی، بلکه با مدیریت هوشمند آن؛ مدیریتی که به حذف رای ندهد، بلکه استفاده بهینه و منطقی را رواج دهد، پیش از اینکه فشاری نو از این ناحیه برای خود و دیگران خلق کنیم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.