دولت ملی
-
بازتاب و تحلیل وقایع کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در سینما و ادبیات معاصر ایران
همگرایی هنر و سیاست
زهرا بذرافکن - خبرنگار گروه فرهنگ: کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، بیشک یکی از سرنوشتسازترین و پیچیدهترین رخدادهای تاریخ معاصر ایران است. این رویداد نهتنها به سرنگونی دولت منتخب و ملی دکتر محمد مصدق منجر شد، بلکه مسیر تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران را برای چندین دهه تغییر داد. اینکه این رویداد در طول هفتاد سال گذشته، همواره موضوع پژوهشهای تاریخی، تحلیلهای سیاسی و بازنماییهای هنری متعددی در قالب سینما و ادبیات بوده است، بیانگر اهمیت آن است. بازخوانی این واقعه، بهویژه در سالگرد آن، فرصتی برای تامل در نقش نیروهای داخلی و خارجی و تاثیرات عمیق آن بر حافظه جمعی یک ملت است. البته که در باب روایت از این رویداد، بیش از همه سینمای مستند را پیشگام میبینیم، این در حالی است که سینمای داستانی و نیز سریال اگر چه خالی از روایت این واقعه نیست، اما قدری به آن کم لطفی کرده است.
-
معقولیت طراحی تمدنی
مرز کشور اسلامی، عقیده است
یکم؛ از دوره واگراییهای دهه ۷۰ به این سو، جریان روشنفکری سکولار همواره این روایت را از انقلاب ارائه کرده است که در منطق هویتی آن، «امت» بر «ملت» ترجیح دارد، به این معنی که انقلاب، «امت اسلامی» را بر «ایران» ترجیح میدهد و نگاهش به بیرون است و ایران را بهمثابه مقدمه و بستری برای وصول به غایات امتی و فراملیاش میانگارد. بهاینترتیب، منافع ملی در سایه نگاه ایدئولوژیک انقلاب، رنگ باخته است و بضاعتها و سرمایههای ایران، صرف ساختن و پرداختن هندسه امت اسلامی شده است.
-
نیروی انسانی و مولفه قدرت ملی
اگر بنا باشد قدرت برای یک واحد ملی مثل کشور به دست بیاید، قاعدتا نیروی انسانی آن جزو مولفههای اولیه و بنیادین تلقی میشود.
-
پدیده اربعین ادامه مناسبات هویتی در بُعدی جدید است
انقلاب اسلامی، اربعین و بازگشت به هویتهای کلان
اصولا مسئله مواجهه دولتهای ملی و فتح جهان اسلام توسط آنان را میتوان در سه موج مشخص تقسیمبندی کرد: موج اول که پس از جنگ جهانی اول و فروپاشی عثمانی اتفاق افتاد، موج دوم که پس از پایان جنگ جهانی دوم و اصطلاحا پروسه استعمارزدایی رقم خورد و موج سوم که پس از فروپاشی شوروی به وقوع پیوست.
-
قدرت ملی، نیروی انسانی و مسئله تولید ثروت
محمد علی بیگی، آگاه مسائل اقتصادی: اگر بنا باشد قدرت برای یک واحد ملی مثل کشور به دست بیاید، قاعدتا نیروی انسانی آن جزو مولفههای اولیه و بنیادین تلقی میشود. به همین دلیل هم در نظریات سنتی و هم مدرن مسئله نیروی انسانی بدون استثناء بهعنوان یک مولفه زیربنایی تلقی میشود؛ حال تفاوتی نمیکند که ارسطو یا افلاطون تحلیل کرده باشند یا اندیشمندان سیاسی معاصر.