آگاه: گرچه صداوسیما گزارشهایی از افزایش مخاطب در برخی شبکهها منتشر کرده و سینماها هم در روزهای نخست، انتظار بازگشت بخشی از تماشاگران را داشتند، اما واقعیت، تلختر از این حرفهاست. فروش بلیت سینما در بسیاری از شهرها به شدت افت کرد؛ برخی سالنها حتی با افت نزدیک به صددرصدی روبهرو شدند و تلویزیون هم نتوانست این خلأ را به طور پایدار پر کند. چرا؟ چون مخاطب امروز، حتی در شرایط محدودیت، به دنبال محتوای واقعی، نزدیک به زندگی و باکیفیت است، نه صرفا «هرچه هست.»
سالهاست که سینما و تلویزیون ایران با چالش کاهش مخاطب دستوپنجه نرم میکنند. آمارها نشان میدهد در سالهای اخیر میلیونها تماشاگر از سالنهای سینما فاصله گرفتهاند. تعطیلیهای مکرر، حال و هوای اقتصادی و اجتماعی جامعه، کمبود فیلمهای شاخص و تنوع ژانری پایین، از دلایل اصلی این ریزش بودهاند. حالا در روزهای قطع گسترده اینترنت، این شکاف عمیقتر هم شده است. تبلیغات آنلاین فیلمها متوقف شد، تریلرها و گفتوگوهای مجازی با بازیگران از دسترس خارج و پلتفرمهای خانگی هم عملا قفل شدند. نتیجه؟ مخاطبی که قبلا با یک کلیک به روز بود، حالا احساس انزوا و بیاطلاعی میکند و حتی به رسانههای سنتی هم اعتماد کامل ندارد. اما این بحران میتواند به فرصتی طلایی تبدیل شود، اگر تصمیمگیران و فعالان فرهنگی دو درس مهم بگیرند:
اول: بازگشت به اصل داستانگویی واقعی. مردم در این روزها بیش از همیشه نیاز به آینهای دارند که زندگیشان را نشان دهد؛ نه شعار و نه کلیشه. فیلمها و سریالهایی که دردهای روزمره (از مشکلات خانوادگی و اقتصادی تا آرزوهای جوانان) را با صداقت و هنر روایت کنند، میتوانند مخاطب را دوباره به سالن بکشانند یا پای تلویزیون نگه دارند. نمونههای موفق داخلی و خارجی نشان دادهاند که «داستان خوب» حتی بدون بودجه هنگفت، مخاطب میسازد.
دوم: تقویت ارتباط مستقیم و بدون واسطه با مردم. وقتی اینترنت محدود است، باید به روشهای آفلاین و محلی برگشت. از همین جشنواره تئاتر و اجرای تئاتر خیابانی تا اکرانهای سیار در محلهها و شهرستانها، جلسات نقد و گفتوگو با حضور صاحبنظران و خود مردم در فرهنگسراها، پخش رایگان بخشی از آثار در تلویزیون (به ویژه سریالهای خانوادگی و فیلمهای سینمایی موفق) و مهمتر از همه، افزایش اعتمادسازی با شفافیت در برنامهریزی و کیفیت.
صداوسیما میتواند با پخش ویژه برنامههای گفتوگومحور با حضور همه اقشار جامعه و کاری که پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه در دعوت از چهرههای محبوب بدون سوگیری انجام داد، پلی بزند میان مخاطب و رسانه.
در نهایت، بازگرداندن مخاطب به سینما و تلویزیون، نه با اجبار و نه با تبلیغات یکطرفه، بلکه با محتوای ارزشمند و ارتباط انسانی ممکن است. این روزها که بسیاری از مردم در خانه ماندهاند و به دنبال معنایی برای گذران وقت هستند، فرصتی بینظیر است تا سینما و تلویزیون ثابت کنند هنوز میتوانند بخشی از زندگی مردم باشند؛ نه فقط یک گزینه حاشیهای.
اگر این فرصت را از دست بدهیم، حتی وقتی اینترنت برگردد، ممکن است مخاطب برای همیشه به سمت گزینههای دیگر رفته باشد. زمان آن رسیده که از نو بسازیم؛ با داستانهایی که ارزش دیدن دارند و رسانههایی که ارزش اعتماد کردن.
۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۲:۳۹
کد خبر: ۱۹٬۹۳۹
در هفتههای اخیر، با اعمال محدودیتهای دسترسی به اینترنت، بسیاری از خانوادهها و جوانان به ناچار به رسانههای سنتی روی آوردند.
نظر شما