آگاه: موضعی که ریشه در عینیتیافتن «عظمت ملت ایران» دارد و پیامد مستقیم آن، به نظر میرسد، قرار گرفتن دشمنان در چرخه انفعال و واکنش باشد. این نوشتار در پی واکاوی ماهیت، مبانی و پیامدهای این تحول راهبردی است.
ماهیت موضع تهاجمی؛ از بازدارندگی تا اثرگذاری فعال
ماهیت این «تهاجم» را باید در چارچوب گفتمان انقلابی و در تقابل با الگوهای هژمونیک فهمید. «دست بالا داشتن» در این پارادایم، به معنای توسعهطلبی سرزمینی یا تحمیل اراده نیست. بلکه به توانایی اثرگذاری پیشدستانه و طراحی میدان نبرد توسط ایران اشاره دارد. این موضع در «عملیاتهای موشکی دقیق» علیه مواضع داعش در سوریه یا پایگاههای تروریستی در منطقه، به وضوح دیده میشود. اقداماتی که دیگر صرفا پاسخ به یک حمله انجامشده نیستند، بلکه ضربهزدن به شبکه تهدید در مبدأ و قبل از تکمیل چرخه عملیاتی دشمن است. در حوزه دیپلماتیک، شکلگیری «جبهه مقاومت» به رهبری ایران و هماهنگی عملیاتی اعضای آن، نمونهای از همین اثرگذاری فعال و ساختارسازی محیطی است. اینجا، «تهاجم» به معنای خروج از انفعال و تعریف بازی بر اساس توانمندیهای خود است. نسبت این موضع با دفاع، رابطهای دیالکتیکی است: دفاعی که به پشتوانه قدرت و اعتماد به نفس، آنقدر قوی و پیشگیرانه شده که ماهیتی تهاجمی-فعال یافته است.
عظمت ملت: سنگبنای غیرقابل انکار
این تحول، ریشه در بستر عینی و ملموسی دارد: «عظمت ملت ایران.» این عظمت، شعار نیست؛ واقعیتی است که در آزمونهای سخت چهار دهه گذشته خود را نشان داده است. «انسجام اجتماعی» در بحرانهایی چون سیل، زلزله و همهگیری کرونا، سدی در برابر هرگونه آشوب طراحی شده است. «عمق تمدنی» چند هزارساله، پشتوانه هویتی و روانی قدرتمندی فراهم کرده که هیچ فشار بینالمللی قادر به شکستن آن نبوده است. از همه مهمتر، «سرمایه انسانی» است. نسل جوان و تحصیلکرده ایران، با وجود همه محدودیتها، پیشرفتهای چشمگیری در حوزههای «فناوریهای حساس» مانند موشکی، پهپادی، هستهای صلحآمیز و نانو داشتهاند. نمایش این دستاوردها در رژهها و افتتاح پروژهها، تنها نمایش قدرت نیست؛ تقویت مداوم «اعتماد به نفس ملی» و اثبات این گزاره به نسل جوان است که میتوانند در سختترین شرایط به قلههای علم و فناوری دست یابند. این خودباوری، سوخت موتور تحول راهبردی است.
انفعال دشمن؛ پیامد منطقی تغییر موازنه
نتیجه طبیعی تثبیت این موضع جدید، تغییر رفتار دشمنان است. نشانههای «انفعال استراتژیک» به وضوح قابل رصد است. رژیم صهیونیستی، که روزی تهدید به حمله به تاسیسات هستهای ایران میکرد، امروز عمدتا در موضع پاسخ به عملیاتهای گروههای مقاومت است و گفتمان مقامات آن از «تهدید» به «نگرانی» تغییر یافته است. ایالات متحده نیز، پس از خروج تحقیرآمیز از افغانستان و ناتوانی در احیای برجام دلخواه خود، عملا توانایی مانور مستقیم خود را از دست داده و تاکتیک را به «جنگ اقتصادی حداکثری» و «عملیاتهای غیرمستقیم» در منطقه تغییر داده است. این تغییر تاکتیک، خود نشانهای از اضطرار و ناتوانی در رویارویی مستقیم با قدرت نوین ایران است. پیشبینی میشود واکنش آتی دشمن، تشدید همین مسیر باشد: تحریمهای بیشتر، جنگ روانی قویتر و تلاش برای تحریک تنشهای قومی و مذهبی. اما نکته کلیدی اینجاست که این تاکتیکها در گذشته نیز به کار گرفته شدند و نتوانستند اراده ملی ایران را خرد کنند.
از وعده تا اثبات؛ گذار به مرحله جدید
تفاوت ماهوی امروز با دیروز در این است که ایران از مرحله «وعده صادقانه دفاع» به مرحله «اثبات عملی توانایی» گذر کرده است. سالها سخن از «پاسخ سخت» و «دفاع از تمامیت ارضی» گفته میشد. اما اکنون، عملیات «شهید سلیمانی» یا «شهید فخریزاده» نشان داد که این وعدهها، پشتوانه عملیاتی بینظیری دارند. این گذار، پیام استراتژیک روشنی برای مخاطبان داخلی، منطقهای و بینالمللی دارد: ایران نه تنها قادر به دفاع از خود است، بلکه توانایی طراحی عملیات و اثرگذاری بر معادلات پیچیده منطقهای را در عمق استراتژیک دارد. این موضوع، «اعتبار» و «بازدارندگی» ایران را به سطحی بیسابقه ارتقا داده و نقشآفرینی آن را از یک بازیگر منطقهای صرف، به یک عامل تعیینکننده در امنیت غرب آسیا تبدیل کرده است.
بهره سخن
تحول راهبردی در موضعگیری جمهوری اسلامی ایران، پدیدهای تصادفی یا تاکتیکی نیست. این تحول، برآیند منطقی بلوغ یک انقلاب، تجمیع دستاوردهای علمی-دفاعی و تحقق عینی عظمت یک ملت بااصالت است. تثبیت این موضع تهاجمی-فعال، که ریشه در قدرت ملی دارد، نه تنها نقشه راه تقابل آینده را بازتعریف میکند، بلکه هزینه هرگونه ماجراجویی علیه منافع ایران را برای دشمنان به سطحی غیرقابل تصور افزایش داده است. آینده، نه در انفعال که در ادامه هوشمندانه همین مسیر، با حفظ اصول و افزایش قدرت چانهزنی، تعریف خواهد شد.
نظر شما