۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۲۰
کد خبر: ۲۰٬۶۴۵

انتظارات ساختنی

مجتبی مشهدی محمد ـ دبیر گروه فرهنگ

در دنیای پرسرعت امروز که شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌ها و فرهنگ مصرف‌گرا هر لحظه انتظارات ما را شکل می‌دهند، اغلب فراموش می‌کنیم که این انتظارات نه تنها بر زندگی فردی‌مان تاثیر می‌گذارند، بلکه بر جامعه و حتی سیاره‌مان نیز سایه می‌اندازند.

آگاه: انتظارات ما از دنیا، اینکه زندگی باید همیشه شاد، موفقیت‌آمیز و بدون چالش باشد، اغلب منبع ناامیدی، اضطراب و حتی بحران‌های اجتماعی می‌شود.   این انتظارات عمدتا محصول محیط فرهنگی و اجتماعی ماست. از کودکی، داستان‌های موفقیت‌آمیز هالیوودی، تبلیغات تجاری و سپس پست‌های اینستاگرامی به ما می‌گویند که «خوشبختی» یعنی داشتن شغل رویایی، روابط کامل و ثروت بی‌پایان. روانشناسان، این را «باورهای غیرمنطقی» می‌نامند. ایده‌هایی که جامعه به ما تحمیل می‌کند و ما بدون پرسش می‌پذیریم. برای مثال، در جوامع غربی و حتی در کشورهای در حال توسعه مانند ایران، انتظارات از «موفقیت» اغلب بر پایه معیارهای مادی استوار است. خانه بزرگ، ماشین لوکس یا سفرهای خارجی. اما این انتظارات نه تنها از رسانه‌ها، بلکه از خانواده، آموزش و تجربیات شخصی نیز ساخته می‌شوند. تحقیقات نشان می‌دهد که کودکان در خانواده‌هایی که والدین‌شان انتظارات بالایی دارند، اغلب با فشار روانی روبه‌رو می‌شوند و این الگو تا بزرگسالی ادامه می‌یابد. در نتیجه، وقتی واقعیت با این انتظارات متضاد می‌شود - مانند بحران اقتصادی، شکست روابط یا حتی همه‌گیری‌هایی مانند کووید ۱۹ - ناامیدی عمیقی ایجاد می‌شود. اما این انتظارات چگونه بر ما تاثیر می‌گذارند؟ آنها نه‌تنها سلامت روانی‌مان را تهدید می‌کنند، بلکه جامعه را نیز دوقطبی می‌کنند. انتظارات غیرواقعی، منجر به توقع و اعتراض می‌شود. انتظارات از روابط عاطفی، نرخ طلاق را افزایش می‌دهد و انتظارات از محیط زیست، ما را به مصرف بیش از حد سوق می‌دهد. در سطح جهانی، این انتظارات بخشی از بحران آب و هوایی است. ما انتظار داریم دنیا همیشه منابع بی‌پایان داشته باشد، در حالی که واقعیت چیز دیگری می‌گوید.
با این حال، خبر خوش این است که اصلاح انتظارات ممکن و ضروری است. نخستین گام، افزایش آگاهی است. باید بپذیریم که این انتظارات، ساخته‌شده توسط جامعه هستند و نه بخشی طبیعی از زندگی. تمرین‌هایی مانند تمرکز بر لحظه حال یا نوشتن روزانه افکار، می‌تواند کمک کند تا باورهای پنهان خود را شناسایی کنیم. برای نمونه، به جای توقع شادی همیشگی، بر پذیرش واقعیت تمرکز کنیم. در لحظات سخت و ناامیدی، علاوه بر تلاش برای تغییر شرایط، قبول کنیم که زندگی از نقاطی خاکستری تشکیل شده، نه دو سر برد و باخت. تغییر در میزان موفقیت و شکست را بپذیریم و در این مسیر، تلاش کنیم که خود را سازگار کنیم. گام دوم، تغییر محیط اطراف است. کاهش زمان استفاده از شبکه‌های اجتماعی که زندگی‌های ساختگی را نشان می‌دهند، مقایسه نکردن خود با دیگران و جایگزینی چنین فعالیت‌هایی با فعالیت‌های واقعی مانند پیاده‌روی در طبیعت یا گفت‌وگوهای صمیمی با دوستان واقعی و همدل.
باید بدانیم، اصلاح انتظارات نه تنها به معنای کاهش آنها، بلکه به معنای بازسازی آنها بر پایه ارزش‌های پایدار مانند همدلی، پایداری و رشد شخصی است. اگر انتظارات‌مان را از «دنیا باید به من بدهد» به «من چگونه می‌توانم به دنیا کمک کنم» تغییر دهیم، نه تنها زندگی‌مان آرام‌تر می‌شود، بلکه دنیایی بهتر می‌سازیم. این تغییر، از خودمان شروع می‌شود و شاید همین حالا، با یک نفس عمیق و بازنگری در آنچه واقعا مهم است. شاید زمان آن رسیده که از توهمات فاصله بگیریم و به واقعیت‌های زندگی با آغوش باز بنگریم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.