آگاه: دشمنان قسمخورده انقلاب اسلامی، که سالها بر پایه منطق مادی و محاسبات صرف ژئوپلیتیکی بنای قدرت خود را استوار کرده بودند، اکنون در مواجهه با ملتی قرار گرفتهاند که معادلاتشان را نه با تانک و موشک، بلکه با ایمان، اراده و اتصال به نصرت الهی به چالش کشیده است. این تغییر بنیادین، تنها به «موضع تهاجمی انقلاب» بازمیگردد که ماهیتی فراتر از دفاع منفعلانه دارد.
ماهیت موضع تهاجمی
انقلاب اسلامی، پس از سالها تثبیت و سازندگی درونی، به تدریج از حالت «دفاع فعال» که صرفا به معنی پاسخگویی به تجاوزات بود، به «موضع تهاجمی» گام نهاده است. این تهاجم، از جنس تجاوز به سرزمین دیگران چنان دولتهای غاصب و ظالم نیست، بلکه تهاجمی معرفتی و راهبردی است؛ تهاجم به منطق استکبار جهانی و دوگانه «زور یا تسلیم.» این موضع، با تکیه بر اصول مترقی اسلام ناب، جهانبینی غرب را هدف قرار داده و به دنبال اعمال اراده یک ملت مستقل در عرصه بینالملل است.
وقتی ملتی با تکیه بر «ما میتوانیم» و با پیوند دادن حرکت خود به حقیقتی متعالی، از تمامی تهدیدها عبور میکند، منطق محاسبهگر دشمن دچار نقص فنی میشود. دشمن، بر اساس تواناییهای مادی قابل اندازهگیری، باید انتظار داشته باشد که ایران از فلان خط قرمز عبور نکند یا در برابر فلان فشار اقتصادی سر خم آورد. اما هر بار که این خطوط قرمز نادیده گرفته شده و نتایج، برخلاف پیشبینیها رقم خورده، آشفتگی در اردوگاه استکبار نمودار شده است.
آینهای از شکست محاسبات
واکنشهای پرشتاب، متناقض و در عین حال محتاطانه دشمن، بهترین گواه بر «انفعال و اضطراب» ناشی از این موضع جدید ایران است. دشمن امروز در برزخی گرفتار آمده است:
۱. اگر اقدامی قاطع انجام دهد، بیم آن دارد که در دام انقلاب بیفتد و با تقابل مستقیم، تمامی ساختار منطقهای خود را متلاشی ببیند؛ چرا که ریشه نفوذ ایران در تودههای محروم منطقه است، نه در لشکرهای نظامی.
۲. اگر دست به انفعال بزند، اعتبارش نزد متحدان منطقهایاش که بر مبنای «تضمین قدرت» شکل گرفته، از بین میرود و اینگونه پایگاههای مادیاش متزلزل میشود.
این اضطرار، دقیقا همان پیامد طبیعی است که از عظمت ایمانی یک ملت نشأت میگیرد. عظمت ایمانی، دشمن را وادار به محاسبه مجدد میکند: چگونه ملتی که از حداقلهای مادی محروم است، میتواند بر بزرگترین قدرتهای نظامی جهان با این سطح از انسجام ایستادگی کند؟ پاسخ در همین پیوند روحانی است که هرگز در هیچ مدل امنیتی غربی تعریف نشده است.
نصرت الهی به مثابه عامل بر هم زننده
این انقلاب، با اتکا به وعده الهی مبنی بر یاری مومنان، توازن قوا را نه با افزایش صرف تسلیحات، بلکه با تغییر سطح بازی، بر هم زده است. زمانی که قدرت ایران به عنوان یک «عامل معنوی» در منطقه تعریف میشود، دیگر محاسبات مبتنی بر تعداد جنگندهها یا حجم ذخایر نفتی کارساز نیست.
نتیجه این میشود که دشمن از موضع قدرت به موضع دفاع از موجودیت خود تنزل پیدا میکند. این انفعال، شکوهی برای ما نیست، بلکه آینهای است که عجز یک ایدئولوژی مادی را در برابر اراده حقمحور یک امت، منعکس میسازد. مادامی که این پیوند ایمانی و راهبردی حفظ شود، دشمن محکوم به حیرت، اضطراب و انفعال در برابر هر گام تهاجمی (در معنای سازنده و تمدنساز) انقلاب اسلامی خواهد بود.
بر این اساس، مواضع قاطع و غیرقابل تغییر ایران، عملا معادلات نظامی و سیاسی را به شکلی بنیادی تغییر داده است. همانگونه که رهبر انقلاب در تحلیل تهدیدات نظامی دشمن فرمودند، تلاش برای استفاده از اهرمهای قدرت نظامی نظیر اعزام ناوگانها یا تکرار شعارهای نخنمای «گزینههای روی میز» در برابر جمهوری اسلامی ایران کارساز نیست. پاسخ ایران به هرگونه شیطنت، علاوه بر اینکه با «مشت محکم» همراه است، با هوشمندی راهبردی، هرگونه تجاوز را به سوی تبدیل شدن به یک «جنگ منطقهای» سوق میدهد؛ امری که دقیقا برهم زننده توازن قوا به نفع جبهه مقاومت و مایه اضطرار و انفعال دشمن است. این همان قدرت بازدارندگی حقیقی است که برآمده از عمق ایمان و اراده یک ملت است، نه صرفا بر اساس محاسبات مادی و نظامی زودگذر.
فراموش نکنیم که این انفعال دشمن، محصول یقین ما به وعده الهی است و مراقب باشیم روزمرگیها، عمق این تغییر بنیادین را از یادمان نبرد و پیوسته با عزم راسخ و ارادهای قوی در جهت تثبیت و افزایش بیش از پیش این موقعیت والا و الهی تلاش کنیم.
نظر شما